تبليغاتX
ترانه علیدوستی
ترانه علیدوستی
ترانه ؛... نشسته بر سمت روشن و معصوم و معنادار سینما... جایی دور... خیلی دور از روزمره گی ها

  *    ویژه خبری

27 و28  آبان ماه

نمایش تردید و کنعان در جشنواره فیلم کوثر

 

چهارمین دوره جشنواره فیلم کوثر از روز چهارشنبه( امروز) 27 آبان ماه در سینمای فلسطین کار خود را آغاز خواهد کرد. در این دوره جشنواره غیر از دو فیلم کنعان(1386) و تردید(1387) با حضور ترانه علیدوستی، فیلم های دستهای خالی، به همین سادگی و... نیز حضور دارند و به رقابت می پردازند.

فیلم سینمایی کنعان در روز چهارشنبه و فیلم سینمایی تردید در روز پنجشنبه 28 آبان در سینما فلسطین به نمایش در می آیند.

-         چهارمين جشنواره فيلم کوثر از روز چهارشنبه آغاز مي شود. لینک

-         برنامه نمايش فيلم اولين روز از جشنواره فيلم كوثر.لینک

* توضیح دبیر وبلاگ: اگر فیلم کنعان و تردید در چهارمین جشنواره فیلم کوثر برنده ی جایزه ی مهمی بشود، هدیه ای ویژه نیز از این وبلاگ دریافت می کنید.

 

ــــــــــــــــــ»»»

مرگ؛ کهنه داسی که بس کشته درو می کند

 

برسان باده که غم روی نمود ای ساقی

وین شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی

بانو نیکو خردمند، به رحمت خدا رفت

 

عزرائیل انگار اینبار به رسم ِفصلی خود، در اردوگاه هنرمندان و فرهنگیان خیمه زده و مدام از پی ِداس ِخود، گل های سر بریده است که بی محابا و زود هنگام از شریان های حیات جدا می کند.

مرگ در نزدیکی ما پرسه می زند. اگر میل ِانسان در پرسه زنی در حوالی و متن ِزندگی ست، در آنسوی  این خواسته ی مشروع و واقعی، حقیقتی نهفته است به تلخی و شیرینی.

چرا که گاه انسان دلبسته به شادمانی های «زنده گی» از مرگ ِبزرگ کناره می گیرد، و گاه دلزده از مرارت ها و اندوه های «زندگی»، در پشت ِدرب ِخانه ی عزرائیل به لابه و تمنا نشسته و منتظر ورودش است تا جان ِجانکاه را از نوک انگشت پایش بیرون بکشد و بکشدش و تمام.

هرعقل سلیمی موافق ِمرگِ به هنگام است. حالا اینکه بعضی انسان ها مرگشان زود اتفاق می افتد و حسرت ازشان می ماند، و برخی ها دیرتر از موعد می میرند و... بحث دیگری ست؛ اما مسئله ی ما این است که نقصان ها و کمبودها و زخمی شدن خاطرات و عدم جایگزینی و... برای بازماندگان دردیست که فراموش ناشدنی ست.

 

این یادداشت را از وبلاگ نشر اندوه بخوانید

*

در روزها و ماههای گذشته بسیاری از هنرمندان را از دست دادیم. در همین اواخر نیز مسعود رسام و امیرقویدل و جمشید لایق ( چقدر شبیه پدربزرگ مادری ام بود؛ و در 78!! ساله گی) مهدی سحابی(مترجم)، سیدجلال هاشمی( مدیر انتشارات روزبهان، ناشر کتاب های نادر ابراهیمی)، مصطفی مهدی زاده( از بزرگان خوشنویسی) و... از جمع خانواده ی فرهنگ و هنر رخت بربستند.

نیت این نوشته یادی از بانو نیکو خردمند است که  صبح امروز 26 آبان ماه پس از یک دوره بیماری به رحمت خدا رفت. مادربزرگ مهربان و آرام فیلم ها و سریال ها... . خدایش بیامرزدش.

برای بهروز بقایی که در دوران سخت بیماری ست و عزت الله انتظامی که به تازگی از بیمارستان مرخص شده اند آرزوی بهبودی و سلامت کامل داریم.

-         «نيكو خردمند» بازيگر و گوينده قديمي در 77 سالگي درگذشت. فارس و مهر

-         سیمای مادرانه یک زن مهربان ایرانی در دوردست. لینک

-         بازی نیکو خردمند در «پرده آخر» فراموش نشدنی است. لینک

-         مراسم سوم نیکو خردمند 30 آبان ماه در مسجد نور برگزار می‌شود. لینک 

-         پیكر«نیكو خردمند» تشییع شد. متن و تصویر

-         نیكو خردمند در قطعه هنرمندان آرام گرفت. لینک

 

 

اخبار متفرقه :

-         24 آبان ماه يك سال از آتش‌سوزی سينما «جمهوری» گذشت. لینک

-         دانلود رايگان 1350 كتاب‌ گویا در هفته كتاب. لینک

-         سيد علي مير فتاح: طنزپرداز بايد بداند چگونه بنويسد تا ديگران را نيازارد. لینک

-         پخش صداي برخي افراد و برخي آهنگ‌ها در راديو ممنوع شد. لینک

-         دستور تدوين آيين‌نامه پاسداري از منزلت هنرمندان صادر شد. لینک

*

وبلاگ خبری ترانه علیدوستی به زودی به روز می شود .


فردا ؛ شنبه 30 آبان برگزار می شود :

اختتامیه جشنواره فیلم کوثر

فیلم سینمایی تردید نامزد جایزه ی کارگردانی شد .

بخوانید :

-         كاندیداهای بخش‌های مختلف جشنواره فیلم كوثر معرفی شدند. لینک

-         گزارش‌ها و خبرهایی از جشنواره فیلم كوثر. لینک

و...

-         «ترديد» با حضور«واروژ كريم مسيحی» 3 آذر در فرهنگسرای انقلاب نقد می‌شود. لینک

 


اختتامیه جشنواره کوثر برگزار شد/

30 آبان ماه 1388- تالار وحدت

تبریک به واروژ کریم مسیحی

جایزه بهترین كارگردانی بخش سینمایی شامل تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی به خاطر توفیق در ساخت اثری دشوار به «واروژ كریم‌مسیحی» برای كارگردانی فیلم سینمایی «تردید» داده شد.

فهرست کامل برگزیدگان جشنواره را از اینجا بخوانید .

گزارش مختصر دبیر وبلاگ خبری به همراه عکس :

-      جایزه بهترین کارگردانی را سعید سعدی تهیه کننده فیلم سینمایی تردید به نمایندگی از واروژ کریم مسیحی دریافت کرد. گفتنی ست جناب کریم مسیحی این روزها بیمار هستند و برای کلیه شان تحت عمل جراحی می باشند. برای ایشان آرزوی سلامتی و بهبود داریم.

-      جایزه ی بازیگری از این دوره جشنواره حذف شده بود. ترانه علیدوستی در دوره پیشین جشنواره کوثر که در شهر مشهد برگزار شده بود، میهمان بود و جایزه بازیگری برای فیلم من ترانه پانزده سال دارم را از این جشنواره دریافت کرد.

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در چهارشنبه 27 آبان1388 و ساعت 2:32 |

پیش درآمد

برای آرامش ایران ؛

       این مقدس ترین واژه ی جغرافیای جهان

دعا کنیم

 

»

 

بچه ها!

از هر گروه و هر نژاد

دستْ اندر دست ِهم بایست داد

فارغ از هر زنده باد و مُرده باد

سر به راه ِمملکت باید نهاد

مام ِمیهن،عاشق ِصلح و صفاست

 

 

 

 * دبیر این وبلاگ، آرزومند است که دعواهای جناح های! سیاسی کشور که آتش ِعداوت اش در جان ِجامعه نیز افتاده، ختم به خیر شده، و در یک جریان ِآشتی ملی و عفو عمومی (که مناسب ترین بزنگاه برای اعلام آن از سوی مقامات بلندپایه ی کشورست) به ساحل ِسلامت برسیم؛ و در فضایی سالم و به دور از سوتفاهم و افراط ها و تفریط ها، به بازتعریفی از استقلال و آزادی در قاموس جمهوری اسلامی دست بیابیم.

احوال ِاین نقشه ی درخشان که همچون نگینی بر انگشتری ِجغرافیای جهان می درخشد، نابسامان است. گربه ی عزیزمان که مانند شیر ژیان، ناز و کرشمه، و خشم و قهر توامان دارد، این روزها و ماهها بیمار شده است. اخبار بدی به گوش می رسد که از رنجوری اش خبر می دهد. اگر کمر ِ گربه بشکند، دودمان ِجنگل ِزندگی مان به باد ِفنا می رود . حواس مان باشد که تیمارگر ِاین درد ِمشترک، باید و حتماً و الزاماً یک طبیب ِخانگی باشد. بیگانه، گـُه باید تلنبار ِمعده اش کند که سوی چشمی به این لیلی ِملی داشته باشد، چرا که ما خود همچون مراقبانی غیور، مجنون وار عاشق ِکرشمه هایش هستیم، و قهری هم اگر داشته باشد( که البته دارد این روزها) به جان می خریم. ما کودکان ِاین مام ِمیهن، اگر کتک مان هم بزند، باز ایران را صدا می زنیم، مادر را صدا می زنیم و از ترس ِخودش، باز به دامان ِخودش پناه می بریم. انتقاد می کنیم، نقد هم می کنیم، اما وقتی که سیلی به صورت مان زد، جای سرخ ِسرانگشتانش را در حضور ِبیگانه فریاد که نه، حتی نشان هم نمی دهیم و نباید. چرا که خانواده ی ما، از مای ملی مان شروع می شود، ربطی به بیگانه ندارد. ( و چون الفبای این وبلاگ سینماست، می گویم که : پتیاره ای مثل ِبافنده ی مَخمل ها و مُهمل ها، حق ندارد به نمایندگی از ایران، در آنسوی مرزها ژاژ بخاید و دریوزه گی کند و همچون دیوث ها، ناموس ِملی را به حجله گاه ِسلاخ ها ببرد و بـِکـُشد ).

این وطن، این خاک، این جغرافیای تاریخی و کهن، دست بر زانوی خود خواهد گذاشت و خواهد ایستاد. چرخ های سیاست و فرهنگ و اقتصاد و اجتماع ایران ِعزیز باز خواهد چرخید، اما به شرطِ نازی که خریدارش باشیم و برای تحقق ِبندِ نخست ِاین نوشتار، دعای استجابت بخوانیم و زمینه های ظهورش را مهیا کنیم .


 عذرخواهی مهدی؛ دبیر وبلاگ خبری از خوانندگان :

 

1- با سلام و درود؛ و پوزش به خاطر تاخیری که در این مدت برای خبررسانی و گزارش نویسی داشتم. با تاخیری یک هفته ای، هم اینک در خدمت شما هستم.

2- همانطور که پیش از این در وبلاگ خبری اطلاع رسانی شده بود، نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی تردید به همت باشگاه فیلم تهران و در فرهنگسرای ارسباران یکشنبه 3/8/88 برگزار شد. دبیر وبلاگ خبری، در این زمینه دو معذرت خواهی به خوانندگان خود بدهکار است. اول به دلیل اینکه خبر و تحلیل شخصی ام که مدت ها پیش از شروع مراسم ( مبنی بر عدم حضور خانم ترانه علیدوستی در این برنامه ) داشتم را فراموش کردم و به جای آن به خبرگزاری فارس( که ضریب اشتباهاتش روندی تصاعدی دارد) استناد کردم. و دوم اینکه با احتساب ِحضور یافتن خانم ترانه علیدوستی، در برنامه حاضر نشدم. چرا که با خود گفتم که در وقت حضور ایشان، دیگر نیازی به من نیست و اکثر خبرگزاری ها نیز برنامه را به طور کامل گزارش متنی و تصویری خواهند داد. و نتیجه آن شد که نه ایشان در برنامه نقد و بررسی فیلم تردید حاضر شدند( دلایل اش را در یادداشت بعدی وبلاگ تحلیل خواهم کرد) و هم اینکه خبرگزاری ها در ضعیف ترین شکل ممکن به گزارش برنامه پرداخته اند.  بنابراین عدم حضور نگارنده در این برنامه باعث شده است که  پازل یکی از گزارش های کامل این وبلاگ، مخدوش و ابتر بماند. بدینوسیله مراتب عذرخواهی خود را ( که در صورت مخابره کامل و حرفه ای باقی خبرگزاری ها نیازی به من نبود ) اعلام می دارم .

   *  گزارش از فیلم سینمایی تردید :

-         گزارش فارس از نشست نقد و بررسی تردید در فرهنگسرای ارسباران. سوم آبان . لینک

-         این را هم از جلسه بخوانید:

زاون قوکاسیان (منتقد سینما) در نشست نقد و بررسی فیلم تردید در باشگاه فیلم تهران گفت: کریم مسیحی  در دو فیلم «پرده آخر» و «تردید» به نوعی تئاتر را در سینما مطرح می کند و اساسی ترین دل مشغولی واروژ حضور نمایش است در نمایشی دیگر.وی افزود: معتقدم در موقعیتی که کارگردانان به سراغ کار معاصر نمی روند کریم مسیحی با بازآفرینی اثر کلاسیک هملت توانسته از ابعاد مختلف به اشخاص نگاه کند. به گزارش روابط عمومی مراکز فرهنگی هنری منطقه 3، در ابتدای این جلسه کریم مسیحی در پاسخ به این سوال که در صورتی که تماشاگر ایرانی با شکسپیر آشنا نباشد آیا می تواند با آن ارتباط برقرار کند گفت: در این فیلم با فرض اینکه تماشاگر ایرانی با نمایشنامه هملت آشنا نیست، سعی کرده ام تا به نحوی با بازآفرینی این اثر به شیوه ایرانی ارتباط لا زم برقرار شود.

-         تردید روایتی نو در سینمای ایران/ گزارش و مصاحبه و... . حتماً بخوانید. لینک

-         واروژ کریم مسیحی:  استقبال مردم از فیلم تردید قابل قبول بود. لینک

-         محمد مطیع: برای بازی در نقش انوری از تجربه و نگاه به جامعه استفاده کردم. لینک

-         فروش تردید در43 روز، 205 میلیون تومان. لینک

-         هملت؛ در قهوه خانه گارو / نقد . قسمت اول و دوم

* گزارش نشریاتی که به فیلم تردید پرداخته اند به زودی در همین سطر افزوده خواهد شد. ماهنامه سینمایی فیلم، صنعت سینما و فیلم نگار.

 

ــــــــــــــــــــ»»»»»»

مسعود رسام

تصویرگر رویاها و آروزهای یک نسل ِآشفته

مرگ ِسبز را سرود

خواستم بنویسم که کودکی هایمان با محله بهداشت و محله برو و بیا گذشته بود و چقدر به بیب های آتیلا پسیانی و شیطنت های ریز حمید جبلی و اکبر عبدی و... خندیده بودیم و بیشتر از آن آموخته بودیم که بچه ی خوبی باشیم، دیدم تکراری می شود و در این چند روزه ی سفر مسعود رسام درباره اش نوشته اند. خواستم بنویسم که نسل ما که کودکی اش را در دوران پایانی جنگ تحمیلی گذراند و غیر از اضطراب و صدای موشک و البته پاکی مردمان آن دوران و جعبه ای کوچک که آن موقع هنوز تلویزیون بود و تله نشده بود و اکبر عبدی با باز مدرسه ام دیر شد هشدارمان می داد که زود بجنبیم، دیدم که شاید حق مطلب ادا نشود که ما آن موقع ها حقی نداشتیم؛ دنیای مختصری بود کودکی مان. که البته در مقابل جهنم امروزِ نسل جدید، بهشتی داشتیم.

بزرگتر شدیم و قد کشیدیم. هنوز خاطره ی خوش محله بهداشت و برو بیا و برنامه هوشیار و بیدار و چه می دانم کارتون های بل و سباستین و حنا دختری در مزرعه و مهاجران و ...( همه اش را بنویسم دل مان کباب شود!) با ما بود. الان که نگاه می کنم می بینم همیشه هراس داشتم از قسمت آخر مجموعه ها. می ترسیدم که تمام بشود و شخصیت ها را ندانم که چه به سرشان می آید. درقسمت آخر بمانند و من پیش بروم و ندانم که آنها حالا چه می کنند. آن موقع ها کارگردان ها و عوامل فنی برایمان مهم نبود. اصلا نمی شناختیم.

...اما حالا بیژن بیرنگ و مسعود رسام را می شناسیم. همان دوقلویی که محله بهداشت را ساختند. بخشی از حافظه ی تصویری نسل ما را. ترسیدیم که ما بزرگتر بشویم و آنها جا بمانند و همچنان برنامه ی کودک ساز باقی بمانند، که باز ذوق زده شدیم و سریال همسران آمد. عمیقاً معتقدم که سریال همسران و آن یکی که در این پاراگراف توان آوردن نامش را ندارم، سهم عمده ای در ترسیم فضای خانواده های ایرانی پس از جنگ و آن همه فشار عصبی داشتند. مدرن ترین سریال آن روزهای تلویزیون، قصد داشت عاطفه و زندگی شهری را به خانواده های ایرانی بیاموزاند و آموخت هم. موجی که با همسران و( می نویسمت) خانه ی سبز به راه افتاد و مهر آموز بود، حالا جایش را به هجمه ی بی امانی از خشم و نفرت و نامهربانی با سه ریال هایی چون دلنوازان و... داده است.

از بحث دور نیفتیم:

مسعود رسام و بیژن بیرنگ مهربان بودند و هستند. گفتم! ما را تنها نگذاشتند و با کودکی ما قد کشیدند و نوجوان شدند و جوان شدند و... . از محله ی بهداشت قدم گذاشتیم به آپارتمان ِ همسران و بعد خانه ی سبز.

بگذریم... می دانم که آشفته نوشتم و شنیده اید که می گویند ذهن آشفته، نوشتار آشفته ای هم دارد.

مسعود رسام، یکی از کارگردانان سریال خانه ی سبز، در عصر دهمین روز از آبان سال 1388 بر اثر بیماری سرطان خون به رحمت خدا رفت. برای او که تصویرساز ِ یکی از بهترین خاطرات تصویری جامعه ی معاصر ایرانی ست، روحی آرام و آمرزیده آرزومندیم.

 

یادمان نمی رود که او معماری از معماران ِساختمان ِدل انگیز ِرضا صباحی بود.

 

-         کارگردان مجموعه ‌بیادماندنی «خانه سبز» درگذشت. لینک

-         تشییع پیكر مسعود رسام؛ صبح سه‌شنبه 12 آبان از «خانه‌سینما». لینک

-         وداع با مردی که برای یک نسل خاطره ساخت/ بخوانید. لینک

-         بیژن بیرنگ: من و مسعود رسام سبزی‌های زندگی را به مردم نشان دادیم. لینک

-         مهرانه مهین‌ترابی( عاطفه ی سبز) : در بازیگری از رسام بسیار آموختم. لینک

-         تشیع پیکر زیر نم‌نم باران و طنین «ای ایران ای مرز پرگهر».... متن و تصویر

-         گزارش های تصویری و خبری از تشیع پیکر مسعود رسام : 1و2و3و4و5و6

 

ـــــــــــــــــــــــ»»»»

 

درباره الی همچنان می تازد و به افق اسکار می نگرد

-         نمایش «درباره الی...»؛ هفته اول آبان در برنامه سالانه «ای اف آی». فارس و مهر

-         کاهانی: «درباره‌ی الی... » بهترین گزینه برای اسكار بود. لینک

-         درباره الی و هفت نماینده ی دیگر از سینمای ایران در جشنواره سینمایی ایتالیا از29 اکتبر. لینک

-         فارابی از بخت زیاد «درباره الی...» برای نامزدی اسكار خبر داد. لینک

-         امور بین‌الملل فارابی : «درباره الی... » با 4 فیلم دیگر از بخت‌های اول نامزدی اسكار فیلم‌خارجی است. لینک

-    آكادمی اسكار اعلام كرد: «استیو مارتین» و «آلك بالدوین» مجریان مراسم هفتم مارس سال 2010. لینک / به امید آنکه طنین ِنام درباره الی... گوش ِسالن را برای  ایرانیان ِهمه ی جهان تسخیر کند .

و بالاخره:

-         درباره الی اواخر آبان ماه توسط شرکت تصویر دنیای هنر وارد شبكه نمایش خانگی می‌شود. لینک

قرار است که پس از انتشار لوح فشرده ی درباره الی، نسخه DVD این فیلم نیز به همراه پشت صحنه آن ارائه شود .

* موسیقی پایانی فیلم «درباره الی...» / دانلود /

 

*

خبر : کارنامه ی مصطفی مستور بررسی می شود . لینک

نشست هفتگی شهر كتاب در روز سه‌شنبه 19 آبان ساعت 16:30 به نقد و بررسی كارنامه مصطفی مستور اختصاص دارد كه با حضور زری نعیمی، علی خدایی، غلامرضا خاكی و مصطفی مستور برگزار می‌شود.

علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند به مركز فرهنگی شهركتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر(بخارست)، نبش كوچه سوم مراجعه كنند.

 

ـــــــــــــــــــــــ»»»»

  لینک های خبری مرتبط و متفرقه :

 * لینک هایی که در این بخش ارائه شده، به ترتیب از آخر مهرماه تا زمان درج آن یعنی در پایان روز 18 آبان ماه و به انتخاب دبیر وبلاگ می باشد. امیدوارم برایتان مفید باشد.

 

-         شمقدری: پرونده رفع توقیف‌ها قبل از جشنواره فجر بسته می‌شود. لینک

-         رونمایی پوسترهای فیلم به رنگ ارغوان؛ اثر ابراهیم حاتمی کیا. لینک

-         نمایشگاه پوسترهای یادمان حسین پناهی و خسرو شكیبایی. لینک

-    با حضور داریوش مهرجویی در اصفهان؛فیلم‌های «خسروشكیبایی» و «حسین پناهی» 26 تا 28 آبان نقد می‌شود. لینک

-    هشدار ‌٤٦ سینماگر( از جمله اصغر فرهادی) نسبت به حذف سینمای مستقل: «این روزها ملاك برای نمایش عمومی یك فیلم، فیلم‌ساز آبرودار و فیلم آبرومند نیست». لینک

-         انتشار! آلبوم هشت به مناسبت میلاد امام رضا(ع) با صدای محسن چاووشی و هفت خواننده دیگر. لینک

-         هفتمین جشن «تصویر سال» هنرمندان را فرا خواند. لینک

-    ( مرحبا به شهاب حسینی؛جوان نجیب سینمای ایران): فراخوان عمومی برپایی جشن بزرگ یکپارچگی ایرانیان را در روز 8/8/88 منتشر می‌کردم. لینک

-         به بهانه دومین سالگرد پرواز قیصر امین‌پور: عشق خواهر من است درد هم برادرم. لینک

-         گزارش ایلنا از دومین سالروز در گذشت زنده یاد قیصر امین پور/ هر روز بی تو روز مباداست... . لینک

-         سجادپور: حل مشكل «سنتوری» را تأیید نمی‌كنم اما پرونده «آتشكار» بررسی می‌‌شود. لینک

-         مشکل فیلم سنتوری ساخته ی داریوش مهرجویی حل می‌شود! . لینک

-         «همه مردان رییس جمهور» در صدر / بهترین فیلم‌های سیاسی تاریخ سینما معرفی شدند. لینک

-    گلشیفته فراهانی در گفت‌وگو با الجزیره: «در ایران شاه‌ماهی رودخانه بودم، اما در هالیوود ماهی در اقیانوسم» .لینک

-         بهرام بیضایی 30 آبان ماه در فرهنگسرای ارسباران از اکبر رادی می‌گوید. لینک

-         جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر از پنج تا 15 بهمن برگزار می‌شود. لینک

-          احوال هنرمندان پیشكسوت را دریابیم / تعدادی از پیشكسوتان سینما و تئاتر در بستر بیماری‌. لینک

-         لیلا حاتمی و علی مصفا و مانی حقیقی در «چه زندگی شگفت‌‌انگیزی» فیلم تازه ی داریوش مهرجویی. لینک

 

-         بازگشت فجر به روال قدیمی؛ / جشنواره فیلم فجر، امسال دو نیمه‌ای برگزار نمی‌شود. لینک

-         100 فیلم برتر دهه گذشته سینمای جهان معرفی شدند. لینک

-         تصویر تاریخی ترین چك كشور به ارزش هزار و 563 میلیارد تومان مربوط به ... لینک

-         بیست آبان ماه، آغاز ارسال الكترونیكی اخبار و رویدادهای سینمایی به اعضا خانه سینما. لینک


   *   یادمان خسرو شکیبایی

 

پیام پوریا شکیبایی برای دوستداران پدرش

این تصویر از یکی از وبلاگ هایی ست که در مورد خسرو شکیبایی می نوشت.متاسفانه منبع آن را فراموش کرده ام. اگر متوجه شدید خبردارم کنید. با تشکر 

تقدیم به پوریا شکیبایی؛ که حالا مالك ِمُطلق ِمـُلك ِلرزیده ی ماست

تو اگر

         نیستی دیگر

و اگر

        بسته ای بار سفر

پس چرا

            از همه جا

                           من صدای تپش قلب تو را می شنوم!؟

 

نمی‌دانم!؛ كودك كه بود به اسم پویا می‌شناختیمش. وقتی كه او مصاحبه می‌كرد و ذكری از خانواده اش می‌شد، نامش را كه می‌آورد، خوش خوشانمان می‌شد كه یك برادری هم آن سمت ِ دیوار ِشناسنامه هامان داریم. بدون آنكه دیده باشیمش، از روی یک عکس و یک ذکر نام، دل مان برایش می‌تپید. با خودت می‌گفتی و می پرسیدی، وقتی كه پویا نوجوان است و وقتی كه كودك بود، پدر چه برخوردی با او دارد و داشت. توی اتاق ِخوابش چه رویاهایی دارد و تزئین دنیایش چگونه است. نام مدرسه اش چیست!؟ چند تا دوست دارد و آیا دوستانش را دوست دارد یا نه!؟ به خاطر شهرت ِپدرش تنهاست یا به راحتی می رود و می آید!؟

یادش بخیر بعدها شنیدیم كه می گفت: اگر در مدرسه به حساب ِكودكی، بازیگوشی می كردم، بیشتر از بقیه توبیخ می شدم! چون پسر ِخسرو شکیبایی و این شلوغ كاری ها!؟.

راست هم می گفتند و حالاها هم حق دارند كه بگویند و چشم انتظار باشیم. چون پویا حق ندارد كه خلاف جهتی كه از او انتظار می رود، برود!. می دانم كه این توقع، ستمكاری به حق ِانسان ِدیگری ست، اما چه كنیم كه دنیای آرمانگراها، ادبیات و نگرشی اینگونه دارد. او حالا مالك ِمُطلق ِمـُلك ِلرزیده ی ماست كه پدرش- پدرمان- با هجرت اش ویرانش كرد و اوست كه حالا سكاندار ِ این خراب آبادست. اگر گام اش بلغزد، تنها می مانیم و گریه كه چرا امانت دار خوبی نبود! و اگر شكوهمندانه در میان ِمیدان ِهستی دارش( به قول مولانا) برقصد، دل۫ قوی می داریم كه (به قول سعدی) بعد از آن سیل ِخانه برانداز، حالا بنیاد ِبقای خسرو شکیبایی ، خوب و درست و كامل به او و خداوندگار سبزش محكم و متكی ست.

*

می دانم! حالا او را به نام پوریا می شناسند. خوانده های قدیمی، نامش را پویا می گفت و مطالب امروز نشریات او را پوریا می نویسند. شنیده های به حالت ِزمزمه مان هم كه می گوید خانواده ی شكیبایی هم پوریا دارد و هم پویا!( حالا پویای قدیم ِما، امروز پوریا شده، و پوریای قدیم که حتما امروز پویا شده حالا كیست، بماند به پرونده ی روز جزای خسرو شكیبایی و مواجهه ی بهشتی او با خداوند كه با افتخار و تهنیت، مهربانی ِبنده ی دل۫ سبزش را نوازش می كند كه مرحبا به انتشار ِسخاوتت).

حالا نام آن جوان ِرعنا، كه به مانند نیمه ی سیبی از درخت ِخاندان است، پوریاست. ( صدا و چهره و بلندای پیشانی و پادشاهی ِچانه، همه‌گی میراث دارِ پدر است). ما هم به پیروی از این نامیدن ِعمومی، پوریایش می نامیم كه در وقت ِحضور ِاو، پویای بالنده ای بود و رشدش چشمگیر؛ و حالا نیز كه عصر ِفقدان و هجرت اوست، پوریایش می نامند و می نامیم. او باید به مانند پوریای ولی، پهلوان نامدار ِایرانی، حافظ ِنامی باشد كه به دوش گرفتنش ... می دانیم كه وظیفه و رسالت و پرچمداری و راهپیمایی و جانبداری و حمایت ِبی دافعه و پر جاذبه ای باید باشد... و او تاكنون چنین بوده.  تصویر بزرگ

پوریا، ودیعه ی عشق است. او نیز به مانند قلمی كه شریعتی گفت و به آن قسم خورد، برای ما نیز که در پنجره ای به بزرگی ِذات ِمهربان ِخسرو شکیبایی نشسته ایم و از آن به سینما و آن محض ِجادوی پرده ی نقره ای اش می نگریم، متبرك است.

تا وقتی كه پدر بود، پوریا برای مان سرگرمی ِنجیبانه ای بود. اما حالا كه پدر نیست، پوریا تنها دلگرمی ما از ثمره ی یگانه مرد ِساكن ِسمت ِروشن و معصوم و معنادارِ زندگی و شعر و شعور و شرف و انسانیت در سینماست.

*

بعدها برایتان از مراسم اولین سالگرد ِهجرت ِخسرو شکیبایی خواهم نوشت. اما حالا می خواهم به تبعیت از شادمانه زیستنی که رضا صباحی در پایان ِخانه ی سبز( این ایدئولوگ ترین شخصیت ِکارنامه ی هنری او و شبیه ترین شخصیت به خود او) حرفی متناسب بنویسم. همچون پیامبری که از دیدار ِملکوت برگشته و موظف است که کلمات ِآن مواجهه و وصیت را منتشر کند:

شانه به شانه اش راه رفتم. قدش از من بلندتر بود و ... بگذارید اینها را بعدها می نویسم. الان وقت ِ انتشارآن وصیت است. برای کسانی که می دانم تا قیام ِقیامت از سطحی ترین تا عمیق ترین لایه های قلب شان( هر یک به فراخور و زمان و حال ) غمدار او باقی می مانند.

پیراهن ِمشکی ِسال ِعزای ِخسرو شکیبایی را در رختْ آویز ِتن ام به پوریا نشان دادم و گفتم: آن هفت روز و این سالگرد، برای کسی که مثل پدرمان بود، مشکی پوشیدم و می دانم خیلی ها. ( سلام همه تان را رساندم و حالا وصیت او را به شما می رسانم). گفتم: «این پیراهن مشکی در بین ِاین مدت به اجبار و خواسته از تن ام بیرون آمد، اما هیچگاه آن داغ در دل مان سرد نشد و نمی شود، و دل مان دیگر در سینما به هیچ موفقیتی نخواهد خندید و از هیچ اتفاق ِ تلخ ِدیگری نخواهد گریست. چرا که بدترین اتفاق در حوزه ی سینما برای ما پیش آمده و دیگر تلخ تر از آن نیست که با ترس بخواهیم منتظرش باشیم». گفتم و گفت. آنوقتی هم که گفت: کلامم صادق است، قد کشیدم. آنقدر که از همه ی آن خیابان (که بعدش تنهایی ام را با عزیزی قدم زدم) بلندتر شد. کیف کردم. تاییدیه از جایی گرفتم که ریشه اش از باغ خسروانی سبز است.

حالا به شما می گویم. انتقال پیام می کنم و نمی دانم که پیرامون ِاین پیام چه احوالی باید داشته باشیم. آیا باید خوشحال باشیم که صاحبْ عزا ... یا باید ناراحت باشیم که آخر چرا !؟ مگر می شود تعزیت ِ یک هاجر به ملکوت ِاعلی را بدون ِدلشکستگی و سیاهپوشی و... سپری کرد و انجام داد!؟

پوریا شکیبایی وقتی که پیراهن مشکی ام را نشانش دادم و حکایت ِ یکسال اندوه را گفتم و گفتم که دوستان بسیاری را می شناسم که اینچنین اند، گفت: « پیراهن سیاهتان را( حتما از دل و تن ) در بیاورید» او گفت که اینگونه پدرش حتما خوشحال تر خواهد شد .

 


ــــــــــــــــــــــــ»»»»»

واروژ کریم مسیحی؛ کارگردان فیلم سینمایی تردید

در مصاحبه ای کوتاه با دبیر وبلاگ خبری ترانه علیدوستی :

 

این بچه، بازیگر و انسان خوبی است

 

 * مقدمه : نشست خبری فیلم سینمایی تردید در تاریخ 7/7/88 با حضور خبرنگاران و علاقمندان حوزه ی سینما در فرهنگسرای رسانه و با حضور واروژ کریم مسیحی و جمشید ارجمند برگزارشد.  

از اینجا اینجا بخوانید

دبیر وبلاگ خبری در انتهای برنامه مصاحبه ای کوتاه با جناب کریم مسیحی انجام داد که آنرا به شکل یک گزارش می خوانیم :

 

از واروژ کریم مسیحی می پرسم آیا از نقش آفرینی ترانه علیدوستی در فیلم سینمایی تردید رضایت دارد؟ وی با تایید آن می گوید که بسیار راضی ام و ایشان بازیگر و انسان خوبی هم هست. کارگردان تردید می گوید: ترانه علیدوستی به درستی توانست نقشش را بازی کند و همچنین تفاوت اوفلیای شکسپیر با مهتابِ تردید را مشخص نشان دهد. « آقای کریم مسیحی! با توجه به تجربه ی فیلم تردید، اگر در آینده قصد ساخت فیلم دیگری را داشته باشید، آیا باز از خانم علیدوستی به عنوان بازیگر دعوت خواهید کرد؟ » وی می گوید حتماً، اگر نقشی باشد که به ایشان متناسب بوده و خودش نیز تمایل داشته باشد، حتما همکاری خواهیم داشت.

وقتی از کریم مسیحی سوال می شود که چطور شد که ترانه علیدوستی را برای فیلم تردید انتخاب کردید و این انتخاب آیا بر اساس ترکیب فیلم هایی بوده که ایشان پیش از این بازی کرده است!؟، می گوید: ترانه علیدوستی را هنگام نوشتن فیلمنامه ی نهایی تردید که منجر به ساخت آن شد در نظر داشتم. من ترانه را اولین بار در فیلم شهرزیبا دیدم و فهمیدم که بازیگر است. ازهمان جا در ذهن ام بود.

می پرسم آیا همه ی فیلم های ایشان را برای رسیدن به این نتیجه دیده اید؟ می گوید که برای این منظور نه، چرا که همان شهر زیبا برای حکم دادن به بازیگری او کافی ست. وی ادامه می دهد: « من وقتی شهرزیبا را دیدم، قبل از چهارشنبه سوری بود. یعنی شهر زیبا را همان سال و در یک اکران خصوصی دیدم و فهمیدم که این بچه بازیگر است. بنابراین من وقتی تردید را برای فیلمبرداری می نوشتم ترانه علیدوستی توی فکرم بود».

وقتی دقیق تر می شوم و می پرسم:« آیا درهنگام دیدن شهرزیبا، خانم علیدوستی را فقط به عنوان یک بازیگر مورد تایید قرار دادید، و یا با توجه به این نکته که فیلم تردید مدت ها( از دهه هفتاد) در ذهن شما بود، ایشان را به عنوان بازیگر نقش مهتاب در گوشه ذهن تان نگه داشتید؟» واروژ کریم مسیحی در جواب می گوید: « تردید برای دوره ای بود که هنوز ساخت آن معلوم نبود و قرار بود افراد دیگری آن زمان آن را بازی کنند. اما وقتی که در این دوره به ساخت آن رسیدیم همه ی آن بازیگرها پیر شده بودند و نمی شد از آنها استفاده کرد. ترانه علیدوستی از بازیگرانی بود که وقتی در شهرزیبا دیدمش، فکر کردم که به درد این نقش می خورد. همانجا تصمیم گرفتم که اگر من هنوز زنده باشم و او پیر نشده باشد، فیلم را با حضور او در نقش مهتاب بسازم که خوشبختانه این اتفاق افتاد.»

 

 

با تشکر از آقای واروژ کریم مسیحی

به خاطر وقتی که در اختیار این وبلاگ قرارداد.

ـــــــــ»»»»

به زودی در ادامه این یادداشت درج می شود:

-   گزارش نشریاتی که به فیلم تردید پرداخته اند

-   بحث نامربوط! دستمزدهای بازیگری

-   و یک بسته ی ادبیاتی و مطالبی دیگر...

 

 * قسمت کامنت های این یادداشت را بخوانید/ به کامنت یادداشت پیشین چند مورد افزوده شده است.

نظرات خود را در مورد مباحث مطرح کنید. ممنون.

 

* توضیح و پی نوشت: متاسفانه به علت حجم بالای ۸۰ کیلوبایتی این مطلب و عدم پذیرش بلاگفا،مطالب وعده داده شده ی فوق به یادداشت پیشین افزوده می شوند. هم اینک مطلب شوخی تئاتری با ترانه علیدوستی را می توانید آنجا مشاهده نمایید. در صورت تمایل برای اظهار نظر، هر کامنت را در ذیل مطلب مربوط به آن یادداشت درج کنید.

یادداشت پیشین را از اینجا هم می توانید بروید.

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در شنبه 16 آبان1388 و ساعت 2:56 |

ترانه علیدوستی؛ با « روز حسین » به صحنه ی تئاتر بر می گردد

 

«  نبود روزی چون روز حسین كه در آن،

 30هزار كس از مؤمنان به جنگ حسین شتافتند

 تا با ریختن خونش به خدا تقرب جویند » .

 

به نقل از خبرگزاری ایسنا :

محمد رحمانیان تمرین نمایش جدید خود را با نام «روز حسین» آغاز كرد.

این نمایش‌نامه‌نویس و كارگردان تئاتر كه نمایش «روز حسین» را با حضور بازیگرانی مانند علی عمرانی، اسماعیل بختیاری، بهرام ابراهیمی، رضا مختاری، مهتاب نصیرپور، خسرو احمدی، افشین هاشمی، مهران امام‌بخش، علی سلیمانی، علی میلانی، بهادر ابراهیمی، ایده ابوطالبی، اشكان خطیبی و ترانه علیدوستی آذرماه امسال در تالار شماره‌ی دو ایرانشهر به صحنه می‌برد، به خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: «روز حسین» ادامه‌ای بر نمایش‌های «پل» و «اسب‌ها» است و در مضمون برآیندی است، از دو نمایش پیشین با زبانی صریح‌تر و در پیوند با روزگار معاصر.

او ادامه داد: نام نمایش برگرفته از حدیثی منتسب به امام سجاد (ع) است، با این مضمون كه «نبود روزی چون روز حسین كه در آن، 30هزار كس از مؤمنان به جنگ حسین شتافتند تا با ریختن خونش به خدا تقرب جویند».

** رحمانیان درباره‌ی خلاصه‌ی این نمایش‌نامه، توضیح داد: اگر بتوان خلاصه‌ای بر این نمایش‌نامه نوشت، این است كه یك نمایش‌نامه‌نویس بعد از خواندن مقاله‌ای كه از او با عبارت‌هایی مانند «سیری‌ناپذیر، بورژوایی و ناسازگار» یاد شده است، دچار عارضه‌ی «بدنگاری» می‌شود و نمایش‌نامه‌ای چندپاره، تكه‌تكه و ازهم‌گسیخته می‌نویسد كه در آن، گذشته، حال و آینده در آشوبی مطلق به‌هم گره می‌خورند.

وی سپس درباره‌ی پروسه‌ی نگارش متن این نمایش، اظهار داشت: متن نمایش‌نامه مانند نمایش‌های پیشین، در تمرین‌هایی كه به‌تازگی آغاز شده و به كمك بازیگران، درحال نگارش است. با اتمام آن، متن كامل در اختیار شورای نظارت و ارزشیابی اداره كل هنرهای نمایشی قرار می‌گیرد.

به گفته‌ی او، «روز حسین» در صورت تصویب متن و اجرا، قرار است از نیمه‌ی آذرماه 1388 در تالار شماره‌ی دو ایرانشهر به صحنه برود.

این كارگردان تئاتر با اشاره به این‌كه هنوز گروه بازیگران این نمایش كامل نشده است، بیان كرد: قرار است، دوستان جدیدی در گروه بازیگری به ما بپیوندند.

به گزارش ایسنا، در این نمایش كه محصول مؤسسه‌ی فرهنگی هنری سیمای مهر، سید محمود رضوی است، محسن شاه‌ابراهیمی طراحی صحنه و لباس را انجام می‌دهد و ساخت موسیقی برعهده ونداد مساح‌زاده است. هم‌چنین حبیب رضایی به‌عنوان مشاور كارگردان و پدیده جمال‌ها، علیرضا فولادشكن و مهران نصیرپور به‌عنوان گروه كارگردانی محمد رحمانیان را در اجرای این نمایش همراهی می‌كنند.

*

توضیح وبلاگ خبری : 1-  برای محمد رحمانیان آرزوی موفقیت داریم.

2- سید محمود رضوی، تهیه کنندگی فیلم«درباره الی...» را نیز برعهده داشت.

3- پیش از این قرار بود که محمد رحمانیان تئاتری با نام هامون بازها را در مهرماه سال جاری به روی صحنه ببرد که با این قرار، تا اطلاع ثانوی! منتفی شده است. بنابراین امسال، سال ناکام ماندن ایده های مانی حقیقی است. آن از آلبالوهایش و این هم از...

4- با احتساب روی صحنه رفتن تئاتر «روز حسین»، ترانه علیدوستی در دو آذرماه پیاپی، دو حضور تئاتری در کارنامه ی خود ثبت می کند. او آذرماه سال گذشته نمایش مانیفست چو را در تالار چهارسو اجرا داشت و آذرماه سال 1388 نیز در مجموعه ی ایرانشهر با گروه محمد رحمانیان حضور خواهد داشت.

ــــــــ»»»

* این به روزرسانی به ضرورت خبری تئاتر فوق بود.  

با وبلاگ خبری ترانه علیدوستی، هر روز همراه باشید .

آخرین اخبار، در پایان هر شب و در انتهای مطالب درج می شود .


 توضیح دبیر وبلاگ : مطالب ذیل به علت برخی مسائل فنی در تاریخ 20 تا ... آبان ماه 1388 از ادامه ی اینجا به این یادداشت اضافه شده اند. با تشکر از حوصله و معذرت از سر درگمی خوانندگان عزیز


شوخی یک گروه تئاتری با ترانه علیدوستی

او غایبانه تئاتر بازی کرد

 

تا مهرماه سال جاری؛ گروه تئاتری لیو برنامه ای را در دوازده ماه با عنوان مونولوگ در سالن انتظامی خانه هنرمندان برگزار می کرد.( البته این برنامه در سری جدید به زودی آغاز به کار خواهد کرد) بنا به نوشته ی سایت گروه تئاتر لیو، برنامه مونولوگ« متون تک پرسوناژه  برای اجرا و همچنین ارتقاء کیفی منابع ایرانی و جدید، با توجه خاص به آن به عنوان ابزار آموزش بازیگر، در بخش های مختلف اجرای مونولوگ منتخب لیو ، سخنرانی و گفتگو، ترجمه متون و مقاله های پژوهشی برگزار می شود».

القصه در آخرین مونولوگ گروه لیو که با نام« این خانه سیاه است» نوشته ی امیر رضا کوهستانی در تاریخ شنبه 18 مهرماه 88 در سالن انتظامی خانه هنرمندان، برگزار شد، از نام خانم ترانه علیدوستی به عنوان یکی از دو نقش استفاده شد. همانطور که گفته شد مونولوگ برنامه ای تک پرسوناژی ست.

نمایی از اجرای مونولوگ«این خانه سیاه است»با بازی حسن معجونی/ خانه هنرمندان 18 مهرماه جریان از این قرار بود که در این نمایش که با بازی حسن معجونی اجرا رفت، روایت کارگردانی بود که یادداشت های همسرش را از روی دست نویس های او می خواند. برنامه ابتدا با یک غافلگیری جالب آغاز شد. حسن معجونی به عنوان کارگردان( او سرپرست گروه لیو هم هست) در صحنه حاضر می شود و ضمن معذرت خواهی از تماشاگران می گوید که شروع این مونولوگ در انتظار رسیدن مجوز اجرای آن است که باید از راه برسد و یا از طریق موبایل به او اطلاع دهند. کمی که می گذرد متوجه می شویم که همین صحنه ها جزو برنامه است و دوازدهمین مونولوگ گروه لیو آغازشده است.

حسن معجونی با نام شخصیتی به نام حسن، از تماشاگران می خواهد که برای آنکه تا رسیدن مجوز اجرای برنامه حوصله ی آنها سر نرود، یادداشت های روزانه ی همسرش به نام ترانه را برای آنها بخواند. دبیر این وبلاگ که در این برنامه و سه چهار برنامه ی پیش از این مونولوگ های گروه لیو حاضر بود،با شنیدن این نام به طور طبیعی گوش هایش تیز می شود و احساس می کند که نیتی پشت این انتخاب نام است. در ادامه پس از خواندن یکی دو صفحه از یادداشت ها که با اجرای بسیار خوب حسن معجونی در نقش یک کارگردان تئاتر همراه است، کم کم ترانه، به هیبت علیدوستی در می آید و با اشاره ی کوچکی به فیلم اول ایشان و شوخی هایی دیگر برنامه ادامه پیدا می کند.

*« این خانه سیاه است» نام فیلمی مستند از شاعره ی معاصر خانم فروغ فرخزاد نیز هست که از شاعران مورد علاقه ی ترانه علیدوستی می باشد.

* در این برنامه ی مونولوگ خانم باران کوثری و آقای صابر ابر از سرصحنه ی فیلم هیچ به کارگردانی عبدالرضا کاهانی نیز به تماشای آن آمده بودند.

* این لینک ها را ببینید: گزارش این برنامه از سایت خانه هنرمندان، خبرنامه گروه تئاتر لیو، وبسایت گروه تئاتر لیو

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در شنبه 2 آبان1388 و ساعت 1:20 |