تبليغاتX
ترانه علیدوستی
ترانه علیدوستی
ترانه ؛... نشسته بر سمت روشن و معصوم و معنادار سینما... جایی دور... خیلی دور از روزمره گی ها

این وبلاگ؛ تا اطلاع ثانوی

تعطیل می باشد

با عرض پوزش؛ سردبیر

مهدی/ وبلاگ خبری ترانه علیدوستی


پی نوشت: پنج شنبه ی آخر ِاردی بهشت ِ باشکوه و لعنتی ِامسال

 

اهل ِطاعونی ِاین قبیله ی مشرقی ام

نباید مرثیه گو باشم واسه خاک ِتنم

تو آخه مسافری!،خونِ ِ رگ ِ اینجا منم!

تن ِ من دوست نداره زخمی ِ دست ِتو بشه

حالا با هرکی که هست،هرکی که نیست داد می زنم:

بوی گندم مال ِمن

هر چی که دارم مال ِمن

یه وجب خاک مال ِمن

هر چی می کارم مال ِمن

 

* محال است این نوع از روایت ِ بوی گندم را شنیده باشید.

صوت کامل

 

درد ِ دل ِ شخصی ِیکْ دبیر ِمحزون ِوبلاگ :

این مطلب را ندیده بگیرید.

باید انتقامم را از اردی بهشت می گرفتم!. باید هزار نفر به نفرینم می آمدند. از کامنت هایتان خجالت کشیدم. می دانستم می کشم. همه شان را با تاخیر( دو سه روزی اصلاً نبودم) خواندم و توی گوشم می ماند. من نگفته بودم: تعطیل است. گفتم تا اطلاع ثانوی می روم کمی گریه کنم، برمی گردم .

من این طرف مانیتور دارم( خارج از همه ی سینما- متن و حاشیه اش-) پیر می شوم،شما دارید آن طرف برنا می شوید. زندگی ام مختل شده. از روال آن جامانده ام. هالو شده ام. دیگر مخاطب هیچ کدام از علاقمندی های پیشین ام( ادبیات و سیاست و فلسفه و رنج و...) نیستم و دارم فرو می روم. تا زانو،تا پیشانی دارم در مایه ی لزجی به نام هیچ فرو می روم... و این برای منی که دنبال مدینه ی فاضله ام،فضله پرور است.

کتابخانه ام دارد نفرینم می کند،دارد دهن کجی ام می کند. از خجالت به سرعت از مقابلش رد می شوم و سرم را می گیرم آن سمت و می نویسم :

می نویسم. برای این وبلاگ که موضوع اش محترم ترین وجه سینما بعد از آن زنده ی جاویدان ِ سبز برای من است، می نویسم . یکی آمده و گفته بود و سیلی زده بود که اگر تو نباشی چه کسی درباره ی خسرو شکیبایی می نویسد. کمرم آنجا هم شکست.

 

* این سه لینک قدیمی از این وبلاگ را

ببینید و بشنوید و ادامه ی مطلب سومی را حتماً بخوانید.

خداحافظی

سلام و شعرخوانی دبیر

عهدنامه - در ادامه ی مطلب

 

* منتظر ِهفته ی اول ِخرداد ِپُر حادثه هستم .

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 و ساعت 0:2 |

متن نیایش دکترعلی شریعتی و دعاهای اجتماعی و سیاسی با صدای... دانلود

آخرین خبرها و یک مصاحبه کوتاه و اختصاصی با اشکان خطیبی؛

جدیدترین کتاب مصطفی مستور منتشر شد.

درابتدای یادداشت پیشین.20/2/88  نظراتتان را در همین یادداشت درج کنید.


با تشکر از سارای قصه نویس که این تصویر را هدیه دادحسب حالی ننوشتی و شد ايامی چند

محرمی کو که فرستم به تو پيغامی چند

ما بدان مقصد عالی نتوانيم رسيد

هم مگر پيش نهد لطف شما گامی چند

چون می ازخم به سبو رفت وگل افکند نقاب

فرصت عيش نگه دار و بزن جامی چند

قند آميخته با گل نه علاج دل ماست

بوسه‌ای چند برآميز به دشنامی چند

زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر

تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند

عيب می جمله چو گفتی هنرش نيز بگو

نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

ای گدايان خرابات خدا يار شماست

چشم انعام مداريد ز انعامی چند

پيرميخانه چه خوش گفت به دردی کش خويش

که مگو حال دل سوخته با خامی چند

حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت

کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند

 

تصویربزرگ

سلام همراهان

شاید حدود یک سالی بشود( از مهرماه سال قبل) که برای یادداشت اصلی وبلاگ مقدمه ننوشته ام. مقدمه هایی که از شرائط وبلاگ می گفتم و گاهی حرفی با خود ترانه علیدوستی بود و یا تحلیل مختصری از وقایع مرتبط به این حوزه ی سینما و یا نگارنده.

این نوبت هم نمی خواستم مقدمه بنویسم. ننوشته ام هم. فقط این غزل حضرت حافظ که چند مدتی ست ورد زبان ِآوازی ام شده و با صدای مخملی علیرضا افتخاری در آلبوم باشکوه سرمستان به یادگار دارم، را اینجا به امانت گذاشتم.

اگر با این دلایل قانع نشدید، پس بگویم که بهرحال باید فضای خالی سمت چپ این عکس به گونه ای و نوشته ای پر می شد!...  و چه چیزی بهتر از شعر حافظ که فال اش بهترین مقدمه برای آغاز افعال است، و میزان ِ مناسبیْ برای سنجش ِ رضایت ِ ملکوت.

*

این یادداشت در چند بخش به مرور تکمیل می شود. مطلب متفرقه ی مرتبط! هم زیاد داریم.

* درگذشت مترجم بزرگوار رضا سید حسینی را خدمت جامعه ادبیاتی و فرهنگی کشور تسلیت می گویم. هیچ غمی بالاتر از فقدان بزرگانی اینچنین نیست که جای خالی شان را...

*

سعید سعدی به فارس گفت:

    اکران تردید در تابستان

«سعيد سعدي»، تهيه‌كننده فيلم «ترديد» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: نسخه جديد «ترديد»آماده است و آخرين مراحل فني آن نيز به زودي به پايان مي‌رسد.

وي در مورد زمان احتمالي اكران اين فيلم گفت:اكران دوم تابستان به نظرم بهترين زمان براي نمايش فيلم است و سعي داريم فيلم را در همين زمان به نمايش در ‌بياوريم.

«ترديد» در جشنواره بيست‌وهفتم فيلم فجر اكران شد و خلاصه داستان اين گونه است كه پدر سياوش بر اثر يك حادثه مرده و عموي او ثروت خانوادگي را در دست گرفته است. سياوش به دختر عمه خود مهتاب علاقه دارد. سياوش هنوز از خبر در گذشت پدرش حيران است كه خبر عجيب‌تري مي‌شنود؛ مادر او قصد دارد با عمويش ازدواج كند. طي ماجراهايي سياوش متوجه مي‌شود كه مرگ پدرش طبيعي نبوده و او را به قتل رسانده‌اند. حالا سياوش براي كشف حقيقت به سراغ دوست قديمي‌اش كاوه مي‌رود و...

 * درخبرهای پیشین وبلاگ خبری نوشتیم که تردید پس از جشنواره به دست تدوین مجدد سپرده شد و حدود 15 دقیقه از زمان آن کم شد. صدای فیلم در اکران عمومی به صورت دالبی سوراند خواهد بود و پرویز آبنار نیز در حال صداگذاری مجدد است.

پروانه نمایش فیلم نیز در جلسه شورای صدور پروانه( دهه اول اردیبهشت) به تصویب رسیده است.

خبر اختصاصی اینکه پیش پوسترهای فیلم آماده شده و در سینمای مربوط به سعید سعدی و فدک فیلم نصب شده است. آنونس فیلم نیز در دست تهیه می باشد.

 

   فصل ِرسیدن ِآلبالو از راه می رسد!

مانی حقیقی در گفتگو با ایسنا تاریخ احتمالی آغاز تولید فیلم« پنجاه کیلو آلبالو» را اعلام کرد. او گفته که امیدواراست که فیلم را از خردادماه کلید بزند. پنجاه کیلو آلبالو یک فیلم کمدی رمانتیک است و قرار است که بازیگران زیادی داشته باشد.

به گزارش ایسنا تاكنون حضور ترانه عليدوستي، حامد كميلي، باران كوثري، مهراوه شريفي‌نيا، اشكان خطيبي، اميد روحاني، اكرم محمدي، داريوش اسدزاده، سينا رازاني به عنوان بازيگران اين فيلم قطعي شده است.

گویا حضور جواد رضویان در فیلم( هر چند که کوتاه بود ) منتفی شده. فرزاد حسنی نیز که درابتدا نام او به عنوان یکی از بازیگران مطرح شده بود، همانطور که پیش از این در وبلاگ خبری نوشته شده بود، از مجموعه انصراف داد.

عوامل اصلي فيلم «پنجاه كيلو آلبالو» عبارتند از: كارگردان: ماني حقيقي، تهيه‌كننده: محمدرضا تخت‌كشيان (موسسه: آفتاب‌نگاران)، نويسندگان فيلمنامه‌: فرهاد توحيدي، ماني حقيقي براساس طرحي از ماني حقيقي، مدير فيلمبرداري: تورج منصوري، صدابردار: بابك اردلان، طراح چهره‌پردازي: مهرداد ميركياني، مدير توليد: فاطمه ابوالقاسمي، دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: حميدرضا قرباني، منشي صحنه: مريم نراقي.

*

پنجاه کیلو آلبالو، اولین فیلم ترانه علیدوستی در ژانر کمدی و آنهم از نوع رمانتیک آن می باشد. او در مصاحبه ای قدیمی به علاقه اش برای حضور در فیلم های کمدی خبر داده بود و امیدواریم نتیجه ی این اتفاق،مطلوب نظرش باشد.

در ابتدا قرار بود که تولید آن از نیمه ی اردیبهشت،شروع شود. اما طول کشیدن مراحل تولید فیلم زندگی با چشمان بسته به کارگردانی رسول صدرعاملی که هر دو بازیگر مشترکی به نام ترانه علیدوستی دارند، تولید فیلم پنجاه کیلو آلبالو( من از این اسم خوشم نمی آید!؟ ) را به تاخیر انداخته است.

مدتی پیش زمزمه ی تولید فیلم از نیمه ی تیرماه بود. هم اکنون مانی حقیقی در حال بازنویسی فیلمنامه و دقت روی جزئیات آن است. فیلمنامه را( که خبرگزاری مهر گفته بر اساس طرحی از مانی حقیقی ست) فرهاد توحیدی نوشته است.

لوکیشن های فیلم در تهران و آبادان در نظر گرفته شده اند. آبادان، یادآور اولین فیلم مانی حقیقی ست که در زمان تولید خود سر و صدای بسیاری را ایجاد کرد و حالا به همراه کارگران مشغول کارند،دو فیلم بلاتکلیف او در نمایش عمومی ست.

* جلسه شورای صدور پروانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در آخرین جلسه خود که دهه اول اردیبهشت برگزار شد،پروانه ساخت فیلم پنجاه کیلو آلبالو به کارگردانی مانی حقیقی و تهیه کنندگی محمد رضا تخت کشیان را صادر کرد. این شورا همچنین پروانه نمایش فیلم تردید به کارگردانی واروژ کریم مسیحی و تهیه کنندگی سعید سعدی را صادر نمود.

پنجاه کیلو آلبالو،اولین حضور همزمان ترانه علیدوستی و باران کوثری در فیلمی مشترک است. پیش از این اولین حضور دو بازیگر جوان و شاخص سینمای ایران در فیلم« درباره الی...» و با ترانه علیدوستی و گلشیفته فراهانی تجربه شده بود.

آیا ترانه علیدوستی،همچون پادشاهی ست که بر اریکه نشسته و دیگران به محضرش...!؟ آیا او به زعم ادبیات جناحی- سیاسی اینروزها، در پی ایجاد وحدت ملی- سینمایی ست!؟ آیا من حالم خوب است و مُخم تاب برنداشته !؟

* یادی از لینک های گذشته :

باز باران با ترانه

 

الی و آغاز حاشیه هایش

  دفتر تولید فیلم « درباره الی... » مذاکره با رابرت دنیرو را تکذیب کرد.

پس از موفقیت درباره الی در جشنواره ترابیکا و کسب جایزه ی بهترین فیلم داستانی، برخی از سایت های خبری که غالباً با رویکرد سیاسی منتشر می شوند، حاشیه هایی را دامن زدند. قصد تکرار آن را نداریم که از اساس بی پایه بود. و حالا تکذیبیه ی دفتر تولید فیلم به نقل از خبرگزاری فارس:

به گزارش روابط عمومي پروژه سينمايي «درباره الي...»، طي روزهاي گذشته برخي از سايت هاي خبري اعلام كردند كه رابرت دونيرو در حاشيه جشنواره «تريبكا»ابراز تمايل كرده تا با سازندگان فيلم سينمايي« درباره الي...» همكاري مشتركي داشته باشد. متأسفانه در تنظيم اين خبر به گونه‌اي عمل شده كه اين شائبه ايجاد شود كه خبر مذكور ساخته و پرداخته دست‌اندركاران فيلم است وصرفا جنبه‌اي تبليغاتي دارد.

بر همين اساس روابط عمومي فيلم سينمايي «درباره الي...» اعلام مي‌كند كه هيچ مذاكره اي با رابرت دونيرو در حاشيه جشنواره «تريبكا» انجام نشده و تمامي اخبار منتشر شده در اين رابطه را تكذيب مي كند.

*

دو سکانس از فیلم درباره الی ( صحنه پانتومیم و بادبادک بازی الی و آغاز فاجعه) توسط شبکه ی zdf  آلمان پخش شده است.

برای مشاهده ی آنلاین فیلم به وبلاگ خوب محمد عزیز که برای اصغر فرهادی می نویسد مراجعه کنید. او در آستانه ی صدمین یادداشت وبلاگش است. تبریک می گویم و خسته نباشید. محمد؛ همراه خوب و شایسته ای در تکمیل ابعاد حضوری ترانه علیدوستی از آیینه ی اصغر فرهادی ست.

نکته : متاسفانه مدتها پیش به من خبر رسید که در یکی از وبلاگ ها، قسمتی از فیلم درباره الی که از روی پرده ی جشنواره فیلم فجر ضبط شده است!!( چه افتخاری!؟ ) برای دانلود در اختیار گذاشته شده. در لحظه عصبانی و...

چه بنویسم در مخالفت با جریانات مخرب!؟ و چه بنویسم به مرثیه ی اخلاق ِ مفقوده ی عده ای، و همدردی با هنرمندان که از همه سو دچار آزار و بهره برداری زالوصفتانه ی دیگران هستند!؟

  

پشت پرده ی نمایش نوروزی درباره الی چه خبرهایی بود!؟

اکران الی از چهارده خرداد ماه!؟

 

مهدی کرم پور که در ماه پایانی سال گذشته به ریاست شورای صنفی نمایش انتخاب شد،در تازه ترین اظهار نظرات خود مطالب جالب و البته خطرناکی( از حسب سیطره ی سیاست بر فرهنگ و کشتارعدالت و چیره گی سرمایه بر اخلاق ) را بیان کرده است. مهدی کرم پور که از علاقمندان پاکباز خسرو شکیبایی نیز هست و فیلم «چه کسی امیر را کشت!؟» و تیزر مشهور جشنواره فیلم فجر را با حضور ایشان ساخته،از روند کشتن ِ الی در هنگامه ی نوروز سر بسته خبر می دهد. اما اینجا قاتلین مشخص اند: جناح و جریانی از تهیه کنندگان ِاخراجیْ پسند ِهمصدا با دولت ِمهرورز و عدالت گستر.

متن کامل صحبت های مهدی کرم پور را از لینک های زیر بخوانید.

 * خلاصه و مرتبط از فارس

كرم‌پور همچنين با اشاره به عدم اكران «درباره الي...» در اكران نوروزي گفت: كساني كه امروز داعيه حرف‌هاي حق‌طلبانه دارند و سنگ حمايت از افراد مستقل را به سينه مي‌زنند، نگذارند اعلام كنيم كه نماينده كدام جناح تهيه‌كنندگان مخالف اكران «درباره الي...» در شب عيد بود و با وجود آنكه تا آخرين ساعات باقيمانده به اكران نوروز من به همراه نماينده انجمن سينماداران و پخش كننده فيلم آقاي علي سرتيپي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي اكران اين فيلم تلاش داشتيم افرادي به خاطر منافع كوچك مالي و گروهي خواستند تا اين فيلم اكران نشود كه خوشبختانه اكران اين فيلم را چهاردهم خرداد ماه در سينماها خواهيم داشت ضمن اينكه فيلم بهمن فرمان آرا نيز كه مدت‌ها دچار مشكل اكران بود امسال با حمايت شوراي صنفي نمايش اكران مي‌شود.

 * خلاصه و مرتبط از ایسنا

اميدوارم مجبور نباشم كه بگويم در پايان سال گذشته نماينده چه جرياني هم‌صدا با دولت، مخالف نمايش «درباره‌ي الي» بود و بنده و دونفر از اعضاي شوراي صنفي تا آخرين ساعات كاري سال پيگير نمايش اين فيلم بوديم.

او اظهار خرسندي كرد: امروز شرايطي مهيا شد كه قرارداد فيلم «درباره‌ي الي» براي 14 خرداد ثبت شود و هم‌چنين فيلم «خاك آشنا» كه سال گذشته با حمايت مديرعامل خانه سينما در جشن خانه سينما به نمايش گذاشته شد، در نوبت اكران قرار دارد.

*

وقتی انسان( با تمام تعریفات درست و سالم اش) از چنین اخباری که تنها گوشه ی بسیار محدودی از قابل انتشارهاست،خبردار می شود( خیلی ها را حجب و حیا می کند و اعلام نمی کند) حال اش از همه ی چیزها بهم می خورد. وقتی آدمی مثل م. ر. ش بخش عظیمی از مافیای دو قطبی سینمای ایران را با تمام تفصیلاتش هدایت می کند ( روزی شنیدم که قرار است،وارد جریان فیلم کنعان هم بشود، ترسیدم و دعای یاحفیظ خواندم ... و برطرف شد)؛ وقتی که موضوع محل مناقشه ی بخش بعدی این یادداشت،اینگونه سجاده به دوش کشیده و پایش را کنارمی کشد ...

نه! تمنا می کنم شماتت ام نکنید. همه تان خوب می دانید که دبیر وبلاگ خبری ترانه علیدوستی،هماننند موضوع شریفش، دیدگاه خط کشی شده و کاملاً پرهیزگاری دارد. وارد حاشیه نمی شود و به زندگی خصوصی دیگران(سینماگران) نیز کاری ندارد. اما... اما این چه زندگی خصوصی ای است که با تمام هندسه اش وارد زندگی خصوصی دیگران و گاه حتی جریانات عمومی می شود و ساختارها را به نفع خودش واژگون می کند. زندگی خصوصی، تا وقتی زندگی خصوصی است که گلیم مرزبندی شده ای داشته باشد و پایش از آن بیرون نباشد. هر غلطی دلش خواست در همان محدوده انجام دهد. اما...

آقایان!، رهگذران بسیاری در برخورد با پای شماها، سقوط کرده اند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   فریاد ِیک دبیر ِکوچک ِوبلاگ، بر سر یک دروغ ِبزرگ

 

* قرار بود این بخش از یادداشت ِاین نوبت،شرح دیگری باشد بر انتهای شکوائیه ی «پشت پرده ی نمایش نوروزی چه خبری بود» . قرار بود فریاد بلندی بکشم، که از آن فقط تیترش باقی ماند و باقی را سپردم به عقوبت ِخداوند.

مسعود کیمیایی( که چند فیلم و همچنین رمان جسدهای شیشه ای او را بسیار دوست دارم ) در رثای بازگشت! خانم فریماه فرجامی یادداشتی نوشته و به روزنامه بانی فیلم ( 13/2/88) ارسال کرده و خبر اول ِآن صبح ِتلخ ِیکشنبه شده.

خانم فریماه فرجامی سال ها و مدت ها پیش در حد یکی از شاخص های بازیگری زن ایران بود. پرده آخر و سرب( آخ! سرب) و تیغ و ابریشم و نرگس و... اما حالا...

مدیران سایت سینمای ما( روزگاری که زود زود سر می زدم و اما حالا...) میانه ی سال پیش خبری و تکریمی از خانم فرجامی را خبر اول سایت قرار داده بودند که ساعتی بعد حذف و به گونه ای توقیف شد.

بگذارید لُبّ ِ کلام بگویم: فریماه فرجامی،از امیدهای شایسته و بزرگوار بازیگری زن این دیار می توانست باشد،اما مردانی که زندگی خصوصی شان وارد زندگی دیگران می شود و می زند هندسه ی آن را متلاشی می کند، او را نشکفته پژمردند.

من می پرسم: چرا این مَردهای ِمُرده گی آور،گورشان را از زندگی ِزنان ِزنده گی پرور،گم نمی کنند!؟

روایتگر شریفی(مستور) از روی مشق ِ خدا می نویسد :

« اگه زنی در کار نباشه،عشقی هم در کار نیست. شکسپیر و حافظ و رومئو و ژولیت و شیرین و فرهاد وِل معطل اند. اگه روزی زن ها بخواهند از این جا برند، تقریباً همه ی ادبیات وسینما و هنر دنیا رو باید با خودشون ببرند. اما اگه قرار باشه مردها برند چی؟ »

رو به آشپزخانه فریاد کشید:« بیا این رو گوش کن که واسه ی تو خیلی خوبه.»

از توی آشپزخانه پاسخی نیامد.

« اگه قرار باشه مردها از این دنیا گورشون رو گم کنند و برند،بهت قول می دم که هر چی جنگ و کشتار و کثافت کاری های دیگه ست رو با خودشون می برند. دنیا عینهو گوشت خرگوش می مونه. نصف حلال و نصف حرام. زن نصفه ی حلال دنیاست. هر چی کثافت کاری و گندکاری هست توی مردهاست. هر کی قبول نداره ورداره آمار رو بخونه. تاریخ رو بخونه. تلویزیون تماشا کنه.»

دستی را که کتاب توی آن بود بالا آورد و با تمام وجود فریاد کشید:« ورداره این رو بخونه .»

کتاب را گذاشت روی عسلی و باز فریاد کشید:« روزنامه ها رو ورق بزنه.»

از جیب بغل کتش بریده ی روزنامه ای را بیرون آورد. رو به آشپزخانه جیغ کشید:« گوشت با منه،خوشگله؟»

امثال فریماه فرجامی عزیز( که در نرگس فوق العاده بود ) حالا تمام خوشگلی و طراوت و زندگی اش را از دست داده. عکس کناری را اگر نگاه بیندازید می بینید که چقدر پژمرده و شکسته شده.

خبر محرمانه ای چند سال پیش در دهه هفتاد به بیرون درز کرد و چون مطبوعات آن زمان هم نوشتند،آن را درج می کنم از روی حافظه. مسئولی سینمایی از همه ی خبرنگاران خواست که ضبط صوت هایشان را خاموش کنند و قلم هایشان را خشک نگه دارند و در میانه ی صحبت اش گفت:« متاسفیم برای سینمایی که اگر منقـل و وافور را از آن بگیرند، برشکست می شود».

بعضی ها آگاهانه و به اشتباه و به وسیله ی خود به سمت ِ جاده ی این بیراهی و گمراهی می روند، و برخی را بعضی ها به این سمت هُل می دهند. فریماه فرجامی را هُل اش دادند.

آقای مسعود کیمیایی در صفحه اول بانی فیلم نوشته:

خانم فریماه فرجامی درس خوانده هنر است. برای صحنه و لباس اندازه و دوخته شده بود. چهره و حضوری که در هر جدالی در اندازه های زمان، در تو می ماند.

صبح جنگل را در چشم هایش داشت و صدای هزاران پرنده خسته در باران را در گلو. فرشته کوچکی که هیچ یک از ما نتوانستیم در این روزهای سرد زمستانی، در این جاماندگی هایی که سراغ همه ما خواهد آمد به اندازه یک واژه،گرم نگهش داریم.

من سه فیلم اول ورودش را به سینما ساختم. در تئاتر « استاد محمد » او بود و خسرو شکیبایی،با هر دو سرصحنه فیلم بعد نشستیم و شد « خط قرمز».

خسرو شکیبایی رفته است و فریماه فرجامی... مانده.

بعد از هشت سال از در مدرسه کارگاه آزاد فیلم تو آمد. هنوز همان فرشته بود که شکستگی را نمی داند،اما شکسته بودنش.

یک بازیگر توانا که هنوز قدم هایش را کامل و نگاهش را توانا داشته : من نمی دانم : چه گذشته است: اما اگر زنده باشم هنوز صحنه من آماده حضور اوست.

* آقای کیمیایی! چهار خط آخر یادداشت شما بود که اینگونه کلافه ام کرد. اگر اینقدر علنی ننوشته بودید، نمی نوشتم. چون شما می دانید که چه گذشته است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

    *   یادمان خسرو شکیبایی

 

روح ِپدرم شاد که می گفت به استاد    فرزند ِمرا هیچ میاموز بجز عشق

 

شما را نمی دانم. اما برای من در حیطه ی تلقین های شاعرانه و آموزه های انسانی در حوزه ی سینما و فرهنگ،هیچ کسی بالاتر و برتر از خسرو شکیبایی نیست.

در حوالی روزهای گرامیداشت مقام معلم هستیم و هیچ آموزگاری همسایه تر از خسرو شکیبایی برای من نبود.

پای درس و مشق معلمان رسمی و استادان دانشگاهی و معنوی بسیاری نشسته ام. معلم های پنج ساله ی ابتدایی ام را هنوز به نام و قیافه خاطرم هست. دوستشان داشتم و دارم. اما هیچکدام مثل خسرو شکیبایی آنچه را که می خواستم به من آموزش ندادند. روح ِمن، تشنگی ای داشت و دارد که فقط کاسه ی آب دستان ِ او عطش اش را برطرف می کرد و می کند .

شعر و برخی حس ها و مهربانی را من از خسرو شکیبایی یاد گرفته ام. البته که خیلی جاها از درس او تجدید شدم. خیلی جاها شاید پایم لغزیده و روح بخشنده ی او آزرده شده و شاگرد خوبی برای او نبودم. و چقدر... و چقدر دوست داشتم که همچون معلمی عصبانی بیاید و بر گونه ام سیلی بزند. و بعد آن را سوغاتی برداشته و تا منزل و گوشه ی دنج آن بدوم و جای دست هایش را بو بکشم و ببوسم. اصلاً از قصد اشتباه کنم و او ... اما او همیشه به مهربانی به ما می نگرد و همه می دانیم« ریه های لذت،پر اکسیژن مرگ است». معلم ات را اگر زنده نگه داری، تا آخر عمر شاگرد او هستی و درس می گیری.

پس به همین خاطر است که خسرو شکیبایی همچنان و همیشه برای ما زنده است.

سینمای ما اگر شرافت داشته باشد،خسرو شکیبایی در آن تکثیر می شود؛ ولی عجیب و تلخ و فاجعه که اینگونه نیست.

*

خسرو شکیبایی در روز معلم به سه نفر تماس می گرفت و تبریک می گفت: مرحومه جمیله شیخی،سعید پورصمیمی و عزت الله انتظامی.

* سیمای معلم در سینمای ایران و خسرو شکیبایی. خبرگزاری مهر 

«««ــــــــــــــــــــــــ

به مناسبت نمایشگاه کتاب تهران/ اردی بهشت 88

  ترانه علیدوستی و همسایگی با بهشت ِ کتاب

 

 

 

تو اون روزایی که می آد

کسی به فکر کسی نیست

هر کی به فکر خودشه

به فکر فریادرسی نیست

همه به هم بی اعتنا

حتی به مرگ همدیگه

کسی اگه کمک بخواد

کی می دونه اون چی میگه

توی کتابای لغت

سفیده برگا همیشه

نه دشمنی، نه دوستی

هیچی نوشته نمی شه

 

 

 

در بین  سینماگران وطنی، ترانه علیدوستی جزو معدود کسانی ست که کتاب می خواند . متاسفانه و صد البته بدبختانه ،عادت کتابخوانی در بین اکثر اهالی فرهنگ! بسیار کمرنگ است. البته کتاب داریم تا کتاب و خواننده داریم تا خواننده.

... و ترانه علیدوستی این امتیاز را دارد که یک کتابخوان حرفه ای ست. کتابخانه ی او سرشار از کتاب هایی با موضوعات داستانی و موسیقی و هنر و... است.

بی راه نیست؛چون که او تربیت شده ی پدرو مادری ست که خودشان نیز عجیب علاقمند کتاب و سینما هستند. کتابخانه ی پدری ترانه علیدوستی،در کنار بانک فیلم ایشان،گنجینه ی پربهایی از فرهنگ در خانواده ی علیدوستی هاست.

ترانه علیدوستی در چنین فضای فرهنگی ای رشد یافته و حالا خود او علاوه بر خورندگی! کتاب، در باکس مولفان و مترجمان وزارتخانه ی ارشاد پرونده ی نشر دارد!

از روزی که او کودکانه و معصومانه، داستان هایش را زد زیر بغل و رفت نشر مرکز برای آنکه آنها را چاپ کنند، پنج سالی می گذرد. جواب آنروز مدیران نشر معتبر مرکز این بود که داستان هایت آن قوام لازم را ندارد. آنها یادشان رفته بود که بین دو کلمه ی داستان ها و قوام، از واژه ی هنوز نیز استفاده کنند.  او حالا و امروز در نویسنده گی به قوتی رسیده که...( بگذار درست بنویسم!)  که ننویسنده گی او را دیگر در بر نخواهد گرفت. چرا که قلم و کاغذ جزء لاینفک و اساسی ذات ِ او هستند. و البته که در عالم نویسندگی، کمالی وجود ندارد و امیدواریم نگار ِ مکتبْ نرفته ی ما، همچنان پیش برود و دانشْ جو و مسئله آموز باشد.

 

از دم صبح ازل تا آخر شام ابد

دوستی و مهر، بر یک عهد و یک میثاق بود

شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد

دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

*

اما آن آهنگ سال 2000 از داریوش اقبالی که کنار عکس بالا نوشتم: توی کتابای لغت/سفیده برگا همیشه و... . همیشه با شنیدن این قسمت از آهنگ و کل آن،دیوانه می شوم. سرایش این شعر و آهنگ و تاریخچه آن داستان بلندی دارد که مجال گفتنش این وبلاگ نیست. اما منظورم از درج آن این بود که همیشه آرزومندم ترانه علیدوستی هایی که کتاب می خوانند و با فرهنگ هستند، مطالب جاری در کتاب ها را در زندگی شان ساری و دخالت بدهند؛ که همچنین هست و بیشتر باشد.

آهنگ سال 2000 که سال ها پیش از 1990 میلادی و در دهه پنجاه شمسی سروده شده، از مفاخر موسیقی پاپ ایران است. یک پیش بینی انگار، که حالا مسلماً تحقق پیدا کرده. هشداری ست برای انسانیت. خوب گوشش بدهید. 

*

ترانه علیدوستی،همچنین جزو معدود سینماگران وبلاگنویس هم هست. وبلاگ محترمی هم دارد و دقیقاً هم می داند که خواسته اش از وبلاگنویسی چیست.

او در مهرماه سال گذشته یادداشتی در وبلاگش نوشت و در آن کتاب های محبوب و تاثیرگذاری که خوانده را نام برد و چند خطی درباره شان توضیح شخصی داد . آنجا برایش نوشتم:« خوشحالم کتاب می خوانی... و نه خواندن؛ بلکه می فهمی...که اگر فهمش نبود مطمئناً به خیالت نمی رسید که درباره کتاب بنویسی ». متن کامل نوشته ی او درباره ی کتاب های تاثیرگذار و کامنت هایش را بخوانید.

 

 ترانه علیدوستی و کتابخانه اش  *

سابقه ی نویسندگی ترانه علیدوستی در نشریات را می توان اینگونه نام برد: دو داستان در ماهنامه ی مرحوم هفت به نام های آسفالت کوچه صاف صاف صاف است و مقصد. یک داستان در سالنامه ی86  نشریه ی فیلم با نام بیلچه و خاک. یک اعتراض مدنی به توقیف ماهنامه ی هفت در روزنامه ی کارگزاران (27/12/86) و یک یادبود برای خسرو شکیبایی در صفحه آخر روزنامه ی اعتماد(29/4/87) . ترجمه داستانی از آلیس مونرو در شماره 34 ماهنامه نسیم. و بالاخره روایتی از فیلم  کنعان در شماره 385 ماهنامه فیلم.

آلیس مونرو نیز نویسنده ای ست که ترانه علیدوستی کتابی از او ترجمه کرده ( به موقع اش شرح مفصل خواهم داد ) و در دست انتشار است. البته قرار بود که تا پایان تابستان 87 کتاب ترجمه منتشر شود که هنوز اتفاق نیفتاده است.

متن اعتراض به توقیف هفت در کارگزاران و خبر سالنامه فیلم

یادداشت ترانه علیدوستی در یادبود خسرو شکیبایی. کلیک نکن!

دفاعیه این وبلاگ از ترانه علیدوستی و کارنامه اش و نوشته ی فیلم385

 

رنج نامه ی دریایی ترانه علیدوستی

از شرِّ دیدگاه ِمنتقدان ِمرداب اندیش

یا:

چگونه آموختم دیگر پانزده ساله نباشم و بزرگی ام را اثبات کنم

و

انتقاد این وبلاگ از ترانه علیدوستی در تاخیر چاپ کتاب ترجمه اش

 

این لینک هم تقدیم به خود او:

آثار آلیس مونرو در کارگاه داستان نویسی حوزه هنری استان قزوین

نقد و بررسی شد. لینک

البته مطلب خاصی ندارد!

 

 * و یک مصاحبه

ترانه علیدوستی به خبرگزاری ایبنا درباره کتاب گفته بود :

-    با توجه به خبرهاي منتشر شده در خصوص گران بودن كاغذ و كتاب، گاهي اين گونه تعبير مي شود كه كتاب و مطالعه تنها مربوط به قشر مرفه جامعه است، در صورتي كه همه مردم مي توانند نسبت به درآمد خود هر كتابي را كه دوست دارند خريداري كنند.

-    نبايد اين تصور پيش آيد كه كتاب و مطالعه تفريح لوكسي براي قشر مرفه جامعه و افراد تحصيلكرده است، بلكه تمام مردم كشور با هر شغل و حرفه اي بايد مطالعه كنند و معلومات عمومي خود را افزايش دهند.

-    ترانه علیدوستی با انتقاد از چاپ و انتشار كتاب هايي با موضوع روانشناسي در بازار نشر، يادآور شد: برخي از ناشران از ضعف ها و مشكلات مردم نهايت استفاده را مي كنند و كتاب هاي بي محتوايي با موضوعات روانشناسي، حل مشكلات زناشويي، بالابردن اعتماد به نفس و ... را در تيراژ بسيار بالا در بازار نشر عرضه مي كنند. وي در توضيح اين مطلب گفت: شايد همه كتاب هاي ذكر شده بي محتوا نباشند، اما اكثر آنها علاوه بر اينكه به حل مشكلات مخاطبان كمك نمي كنند، بلكه باعث خواهند شد تا مردم به جاي خريد و مطالعه كتاب هاي ادبي، شعر، فلسفه، تاريخ و هنر، صرفا به اين نوع كتاب ها رجوع كنند.

-    ترانه عليدوستي با اشاره به نقش مهم تبليغات هوشمندانه در فروش آثار مكتوب در بازار نشر، افزود: چندي پيش ( توضیح دبیر: تیرماه 87) كتاب «بادبادك باز» را مطالعه كردم و معتقدم اين كتاب به هيچ وجه رماني نوآورانه نيست، اما به خاطر تبليغات خوبي كه داشت توانست به فروش قابل قبولي دست يابد. وي درباره سلايق مخاطبان و فروش بالاي برخي از كتاب ها در جهان خاطرنشان كرد: تاكنون كتاب هايي در دنيا با استقبال مواجه شده اند كه از خصوصيت و امتيازي‌هاي ويژه اي بهره برده‌اند و تبليغات گسترده اي داشته اند.

-    كتاب در زندگي من جايگاه ويژه اي دارد و از هر فرصتي براي مطالعه استفاده مي كنم، حتي مواقعي كه سر صحنه فيلمبرداري ام.

 

 * توضیح دبیر وبلاگ :

این مصاحبه در 22 مرداد سال 87 منتشر شده است. از سال پیش نگه داشتم تا همزمان با نمایشگاه کتاب امسال منتشر شود. چه افتخاری ست که خبرگزاری ها با او در مورد کتاب هم مصاحبه می کنند و سراغ رنگ مورد علاقه و... نمی روند.

با حرف های او در مورد کتاب های روانشناسی به شدت موافقم. کتاب های خنثی ای که مثلاً تلاش دارند راه رستگاری را به انسان،آنهم در دو دقیقه یا سه سوت آموزش بدهند.

 

خاطرم باشد که اگر روزی رئیس جمهور شدم و سید محمد خاتمی قبول نکرد،به اجبار! دم ِ شورای نگهبان را ببینم و رضایتشان را جلب کنم و ترانه علیدوستی اولین وزیر زن فرهنگ و ارشاد اسلامی کابینه ی ملی ام باشد. خودمانیم! خوب تحلیل می کند.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ادامه در یادداشت پیشین

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 و ساعت 2:27 |

ـــــــــــــــــــــــــــــــ»»»»

 

ویژه خبری و پایانی یادداشت 17 اردی بهشت ( به علت کمبود جا ) :

درج متن: یکشنبه 20 اردی بهشت 88

-         فیلمبرداری «زندگی با چشمان بسته» اوائل خرداماه تمام می شود.

* تا اوائل هفته بعد تمام گزارش هایی که از زندگی با چشمان بسته باید ارائه می شد،تقدیم می شود.

* متنی در مورد تئاتر جدید آقای رحمانیان نوشته بودم که انتشارش را به بعد موکول کردم. خبردر یادداشت بعدی ارائه می شود.

-         اشکان خطیبی به این وبلاگ گفت :

پیش تولید فیلم پنجاه کیلو آلبالو از اواخر هفته جاری آغاز می شود. اشکان خطیبی بازیگر نقشی به نام انوش است. تمام صحنه های مربوط به او در تهران فیلمبرداری می شود. فیلمبرداری احتمالاً از اواخر خرداد شروع می شود. او در مقابل سوال ما که ایشان نقش چندم این فیلم است،گفت: همه ی بازیگرها محوری و اصلی هستند!. همچنین در مقابل تردید این دبیر که مانی حقیقی چطور می خواهداز تلخی کنعان به کمدی رمانتیک فوق برسد،جوابی داد که خود ما نیز ایمان، اما متزلزل ِآن را داشتیم: او کارش را بلد است.

باقی صحبت ها در مورد فیلم نیز نزد این وبلاگ محفوظ است.

*

با تشکر از اشکان خطیبی عزیز

*

تازه ترین کتاب مصطفی مستور منتشر شد :

من گنجشک نیستم

رمان« من گنجشک نیستم » به نویسندگی آقای مصطفی مستور بالاخره بعد از مدت ها انتظار، توسط نشر مرکز در نمایشگاه کتاب ارائه شد.

دراین رمان آقای مستور در ادامه ی شخصیت های داستانی خود به گسترش فضای داستانی نمایشنامه ی دویدن در میدان تاریک مین می پردازد و شخصیت های انده ناکش را وارد مخمصه های انسانی دیگری می کند.

شوق سرشار در دست گرفتن حجم کتاب،هنوز با من است. باید بنشینم و یک نفسْ جایی و گوشه ای بخوانمش. البته بیشتر منتظر« تهران در شیب بعد ازظهر » بودم و هستم که می دانم دیوانه کننده است.

مصطفی مستور را دوست دارم. هفته معلم را تبریکش می گویم.

نمی دانم راضی هست که این را می نویسم یا نه!؟ در کتاب ناتور دشت که مستور نیز از علاقمندان سالینجر و این کتابش است، هولدن جمله ای با این مضمون میگوید : که آدم دوست دارد وقتی کتابی را خواند به نویسنده اش هم زنگ بزند و حرف بزند.

مستور برای من اینگونه است. زنگ که می زنم ، جوابم را با مهربانی می دهد. پیامک هایم بی جواب نمی ماند. تهران که می آید  به استقبال برنامه هایش می روم و همصحبت و سفره نشین حرف هایش می شوم.

او را به خاطر انسانیت اش دوست دارم و تلاش می کنم که نگاه ناب انسانی اش را برای کسانی که احساس می کنم روح نمناکی دارند و مستور مداوای شان است،معرفی کنم.

*

از همه ی شما التماس دعا و آرزوی آرامش دارم.


وبلاگ خبری ترانه علیدوستی

تا سحرگاه پنج شنبه 17 اردی بهشت به روز می شود :

محمد رحمانیان

مانی حقیقی

خودم!

اصغرفرهادی

و... رسول صدر عاملی

*

احتمالاً حضورم در اینترنت و وبلاگ ها بسیار کمتر خواهد شد.

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در سه شنبه 15 اردیبهشت1388 و ساعت 0:43 |

اسپیکرتان را روشن کنید؛ و تو یکی با شرف گوش بده! / دانلود/


پی نوشت/ 11 اردی بهشت ساعت 23:37

تو تـَن نده، پری ِمن!؛ تو وِردها بلدی   بخوان که پاره شود بندهای تور از هم

شعر از: مهدی فرجی

ولیِّ امر؛ دعا و استدعای آرامش خواند و طلبید.

هیچ مشکلی نیست و چون نیلوفر، طوفان را سپری کردیم.

شاید به خاطر همین های ناخودآگاه! بود که متن هشدار را لااقل پنج بار بازنویسی کردم و هربار زهرش را بیشتر گرفتم تا بالاخره این شد :


هشدار فوری و ضروری ترین پیغام :

 

به اطلاع کلیه مراجعه کنندگان رسمی و حقوقی این وبلاگ( اعم از مطبوعاتی ها و اهالی تولید سینما ) می رسانم که خانم ترانه علیدوستی، در سیستم کاری و فرهنگی خود، فردی به نام مدیر برنامه و... ندارد. ایشان تا اطلاع ثانوی که مطمئناً فقط از طریق وبلاگ شخصی و وبسایت رسمی خود تغییرات را اعلام خواهند کرد، قصد چنین برنامه ریزی هایی را نیز ندارد.

www.spotlight.blogfa.com

تنها وبلاگ دست نوشته های شخصی

www.taranehalidoosti.com

 تنها وب سایت رسمی( در دست تولید )

 

متاسفانه باخبر شدیم که فردی با معرفی خود به عنوان مدیربرنامه های خانم ترانه علیدوستی، به قصد اخاذی وارد مذاکره با اهالی رسانه و سینما می شود.

نام و مشخصات این فرد نزد این وبلاگ محفوظ است. در ضمن مراتب قضایی نیز در آستانه ی پیگیری ست.

از مخاطبان این وبلاگ و این خبر، تقاضا و خواهش می کنم که اطلاعات و هشدار فوق را در وبلاگ و وبسایت و رسانه ی خود انعکاس ندهند. در صورت نیاز به حمایت و اطلاع رسانی عمومی، حتماً این وبلاگ خبررسان و صادق خواهد بود.

*

اما این وبلاگ :

وبلاگ خبری ترانه علیدوستی( همینی که الان شاهدش هستید ) همانطور که بارها پیش از این اعلام نموده ، هیچ وابستگی و ارتباط رسانه ای با شخص خانم ترانه علیدوستی ندارد و تمام مطالب آن( همه ی حسن ها و کاستی هایش ) به صورت افتخاری و داوطلبانه توسط نگارنده ی آن تنظیم می شود.

* جهت حمایت از وبلاگ شخصی ایشان، لوگوی کناری این وبلاگ را در قالب وبلاگتان قرار دهید.

#

اگر نظر می گذارید، برای هر یادداشت و موضوع اش تفکیک کنید. نظراتتان در مورد این خبر را در همین قسمت و درمورد اخبار پیشین را در یادداشت قبلی درج کنید. با تشکر.

* نظرهای حاوی ناسزا را تایید نمی کنم!


 * آخرین خبر: جمعه ۱۱ اردی بهشت

درباره الی ... بهترین فیلم جشنواره ترابیکا و رابرت دنیرو

فیلم درباره الی در ادامه ی موفقیت های جشنواره فیلم فجر ایران و تصاحب خرس نقره ای برلین به خاطر کارگردانی اصغر فرهادی، جایزه ی بهترین فیلم بلند داستانی را نیز 10 اردی بهشت از جشنواره ترابیکای نیویورک دریافت کرد. رابرت دنیرو از موسسان این جشنواره است. گزارش فارس و مهر و ایسنا و 2

هيئت داوران فيلم فرهادي را «يك قطعه درخشان فيلم سازي» ارزيابي كردند.

مضمون فيلمنامه، كاراكترهاي متنوع آن، بازي‌هاي خوب و لوكيشن‌هاي جذاب از جمله عواملي بودند كه توجه هيأت داوران را به « درباره الی...» جلب كردند.

در بيانيه اين هيئت آمده است: «اين فيلم كه حدود مرزها را در هم مي‌ريزد، درك ما از دنيايي كه در آن زندگي و با ديگران تقسيم مي‌كنيم را به چالش مي‌طلبد » .

این بیانیه همچنین می گوید: «جهان‌شمولي شخصيت‌ها و مضامين در كنار كارگرداني كه اين داستان را مسحوركننده ساخته، موجب شده است تا «درباره الي» مرزهاي جهاني را فرو بريزد و درك ما از دنياي مشترك‌مان را تعميق ببخشد.»

در این جشنواره که اصغر فرهادی به همراه پیمان معادی شرکت کرده است، قرار است که جایزه ی ویژه ی تماشاگران نیز فردا( شنبه 12 اردی بهشت) مشخص و اعلام شود که  درباره الی شانس بیشتری دارد. لینک

برای نماینده ی منحصر بفرد کاروان! فرهنگی سینمای ایران در سال 88 دعای موفقیت می خوانیم.

* تهیه کننده فیلم:« درباره الی...» آغازگر موج نو در سینمای ایران است. لینک

 

 یادداشت قبلی با اخبار جدید و یک بسته ی خبری سیاسی به روز شد. مراجعه کنید.

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 و ساعت 2:19 |

*

این تصویر؛ یک مقدمه ی بی بهانه ی میثاقیه است.

آن جمله ی تاریخی هم برگشت. این روزها ترانه علیدوستی برایم محترم ترست.

صوت ِ تصویر فوق را از اینجا بشنوید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این یادداشت به نوعی در کنار و تکمله ی نوشتار پیشین است. یعنی همراه با خبرهایی از ترانه علیدوستی، در مورد جریانات دیگر نیز به فراخور( از متن کوتاه و بلند تا فقط یک لینک) اطلاع رسانی می شود.

به علت فقدان یک وقت منظم و یک ذهن طبقه بندی شده در این روزها،قرار است که یادداشت حاضردر چند قسمت تکمیل شود. بنابراین، در ابتدا به ذکر خبرهایی در مورد ترانه علیدوستی که دارای دوره زمانی هستند گزارش می شود.

در انتهای هفته، در وبلاگ عکس نوشته، یادداشتی داریم و تصویری بدیع.

 

       پوستر فیلم« درباره ِالی... » منتشرشد

آیا وقت آن نیست که ایمان بیاورید!؟

این تیتر هیچ توضیحی طبیعتاً نباید داشته باشد و فقط باید به ارائه تصویر پوستر اکتفا کرد. اما چه کنم که وقتی هیچ چیز طبیعی نیست و انگار دست قدرتمندی فراتر از توان ِ دبیر در چینش این صحیفه موثر است.

پوستر در اواخر هفته گذشته منتشرشد. خودم پنج شنبه آن را در سینما فلسطین دیدم... دیدم و از شعف یخ زدم. طرح پوستر تلفیقی از دو تصویر ارائه شده ی این وبلاگ در 11 و 29 اسفند سال گذشته است. آن روزها که داشتم از حسب ذهنم با معرّف ترین تصویر فیلم، طرحی متناسب با متن می ساختم،نمی دانستم که...

شخصیت های فیلم «درباره الی... » هر یک تکه ای از پازل هستند... تصویر را برش زدم. نمایش که به تعویق افتاد،از حسب چیزی شبیه ابهام و عزاداری،تصویر را سیاه و سفید کردم. 

*

 

حالا پوستر رسمی فیلم تلفیقی از پازل شخصیت هاست و تصویری از الی که ابهام ِذهنی دیگران از او،تصویری سیاه و سفید ساخته و خودش آن گوشه خندان به نظاره ی قضاوت ها نشسته؛ در همان سمت روشن و معصوم و معنادار...

# کیفیت پایین تصویر پوستر را ببخشید. تصویر بزرگ

* چند خبر درباره نمایش و اکران عمومی « درباره الی ... »

- مهدی کرم پور رئیس شورای صنفی نمایش شد و در اولین جلسه ی دوره ی جدید شورای نمایش،قرارداد نمایش فیلم« درباره الی...» در گروه سینمایی آفریقا ثبت شد .

-  زمان قطعی اکران درباره الی... خردادماه و بعد از فیم حریم . لینک

 

   درباره الی و حضور در جشنواره ترابیکای نیویورک

فیلم تحسین شده ی اصغر فرهادی چمدان های بین المللی خود را سفت و محکم بسته و قرار است که در سال آتی سفرهای متعدد سینمایی به اقسام جشنواره های سینمایی جهان داشته باشد.

جشنواره سینمایی ترابیکا از روز 22 آوريل تا 3 مي (2 تا 13 ارديبهشت ماه ) برپا خواهد بود؛ مسئولان جشنواره اعلام كردند که فیلم« درباره الی...» در روزهاي 26، 27، 29 آوريل (6، 7، 8 ارديبهشت ماه) و 2 مي (12 ارديبهشت ماه) به نمايش درمي‌آيد و دو نوبت نیز براي مطبوعات اكران دارد.

در بخش رقابتي «تربيكا» 12 فيلم حضور دارند كه فيلم «درباره الي...» اصغر فرهادي به همراه فيلم «وگاس يك داستان واقعي» اثر اميرنادري نیز در اين بخش در كنار فيلم‌هاي ديگر به نمايش درخواهد آمد.

اصغر فرهادی که این ایام مشغول کار روی فیلمنامه ی بعدی اش است، در مورد ایده ساخت درباره الی به خبرنگار ترابیکا گفته:« همه‌چيز از يك تصوير كوچك آغاز شد؛ تصوير مردي كه در هوايي سرد كنار دريا ايستاده و در انتظار جسد همسرش است تا آب آن را به ساحل بياورد. اين تصوير هميشه با من بوده و همواره ذهنم را مشغول كرده بود و به همين دليل تصميم به ساخت اين فيلم گرفتم». متن کامل گفتگو و خبر.

 

   جشن اردی بهشتی بازیگران تئاتر؛ جشن بازیگر

انجمن بازیگران تئاتر ایران به روال سال های گذشته، به برگزیدگان منتخب خود در سال نمایشی 87 جایزه اهدا می کند.

داوران انجمن بازیگران خانه تئاتر در دو هیئت اولیه و نهایی تمام اجراهای حرفه‌ای تئاتر در سال 87 را در هر فصل بازبینی کرده و در نهایت از بین 48 بازیگر، 12 بازیگر زن و 12 بازیگر مرد را به عنوان نامزدهای دریافت جوایز ششمین جشن بازیگری انتخاب کردند. لیست کامل اسامی نامزدها. لینک

تئاتر مانیفست چو نیز دو نماینده از بازیگرانش در این لیست دارد که خانم سیما تیرانداز و آقای اشکان خطیبی جزو برگزیدگان هیئت داوری جشن انجمن بازیگران تئاتر ایران هستند. آقای هومن برق نورد نیز که در مانیفست چو شاهد هنرنمایی شان بودیم، از گروه تئاتر شکار روباه به فهرست کاندیداها ملحق شده اند. برای تمام بازیگران و بالاخص این سه عزیز آرزوی موفقیت داریم.

 

   جشنواره فیلم های انساندوستانه از 7 تا 11 اردی بهشت / سینما فلسطین

همانطور که در یادداشت پیشین گزارش داده شد، این جشنواره به بررسی و نمایش فیلم هایی با مضامین انسانی می پردازد و اصغر فرهادی نیز به عنوان یکی از سفیران این جشنواره و پیام انتخاب شده است.

از ویژگی ها و شرائط برگزاری این جشنواره هنوز اطلاعی ندارم. ظرف روزهای آینده گزارش داده خواهد شد. این لینک را ببینید.

 

   بیژن ترقی؛ آفریدگار ترانه های ماندگار

استاد بیژن ترقی که سهم عمده ای در خاطرات موسیقایی این دیار دارد، رحلت کرد.

می گویند برای یادآوری گذشته، دو عنصر بی بدیل وجود دارد که ذهن را می جهاند و جهانی گاه از دست رفته را حتی،باز می آفریند : موسیقی و عطر و بو.

بی جهت نیست که می گویند: الشعرا تلامیذ الرحمان. یعنی شاعران( که با کمی دایره گسترده تر؛ فرهنگیان) شاگردان خداوند هستند و همانند او آفرینش دارند.

این روزها از بیژن ترقی بسیار خواهیم خواند. تجلیل ها و بزرگداشت ها و... . حتی همین وبلاگنویس حقیر که در استخدام کلمه ی عمومی و فراگیر ترانه، خساست دارد و جز برای خطاب قرار دادن خانم علیدوستی از آن استفاده نمی کند، بیژن ترقی را آفریدگار ترانه های ماندگار صدا زد. چرا که بخش عمده ای از خاطرات تصنیف های دل انگیزمان،به سنجاق کلمات او گره خورده.

 مرگ موقعیت آفرین است؛ اما خوشا به سعادت کسانی که در وقت حیات هنرمند که از چشمه ی تولیدات پاک او سیراب می شوند، نیز به یاد او باشند. مرگ بهانه ای نشود،برای مراسم و بودجه ها و نمایش های منیّت بعضی مدیران شبه فرهنگی!. و از آنطرف اما بیژن ترقی ها و بابک بیات ها و حالا پروین سلیمانی ها روزهای انتهایی حیات شان را به سختی...

برای بیژن ترقی، بهشت؛ و برای پروین سلیمانی و نیکو خردمند آرزوی سلامتی داریم.

مراسم تشییع پیکر ایشان؛

ساعت 9 صبح دوشنبه 7 اردی بهشت/ تالار وحدت . لینک 

 

   تردید هم از خرداد ِ سخت ِامسال می آید

فیلم سینمایی تردید( سیمرغ بهترین فیلم جشنواره 27 فجر) به کارگردانی واروژ کریم مسیحی، پس از تدوین مجدد و کوتاه کردن زمان فیلم، در 120 دقیقه  تا اواسط اردی بهشت ماه آماده نمایش می شود.

صداگذاری مجدد فیلم در حال انجام است. همچنین صدای آن را به شکل دالبی سوراند خواهیم شنید. دفتر تولید فیلم درحال مذاکره است، تا تردید را از خردادماه راهی اکران کند.

در صورت تحقق این امر و نمایش همزمان فیلم« درباره الی...» ترانه علیدوستی خرداد و تابستان داغ و تیررسی خواهد داشت.

 

 *

نشریه ی سینما پویای این ماه را تهیه کنید. تصویر جلد

 

 

   فیلم سینمایی کنعان به شبکه نمایش خانگی پیوست

فیلم سینمایی کنعان به کارگردانی مانی حقیقی، که در پاییز سال 87 نمایش موفقی را سپری کرده بود،از طرف موسسه رسانه های تصویری وارد شبکه نمایش خانگی شد.

توزیع این فیلم که از روز چهارشنبه 8 اردی بهشت آغاز شده است، تبلیغات گسترده و مناسبی داشته. به نوعی که با سه طرح بسته بندی در رنگ های مشکی، کرم و سفید و با پوسترهای متفاوت و تکی بازیگران منتشرشده است.

جدا از کیفیت تصویری پایین سی دی منتشره( که متاسفانه در اکثر فیلم ها مشاهده می شود ) خلاصه داستانی که پشت جلد تعریف شده نیز جالب است.

بهرحال ضمن خشنودی از انتشار فیلم،به اطلاع می رسانم که کنعان،چهارمین فیلم موجود از خانم ترانه علیدوستی در شبکه نمایش خانگی پس از« من ترانه پانزده سال دارم»،«شهر زیبا» و« چهارشنبه سوری» می باشد.

قرار قبلی موسسه رسانه های تصویری،یا لااقل خبر انتشار فیلم، همزمان با روزهای دهه سوم دی ماه 86 بود.

 

*   جشن بازیگران تئاتر برگزار شد

جوائز برترین بازیگران تئاتردرسال 87 به شبنم مقدمی و سیامک صفری اهدا شد. تبریک

-         گزارش مراسم از خبرگزاری فارس و مهر و تصویرفارس

-         گزارش تصویری از فارس و ایسنا 1 و 2

 

 *   بلژیک نمی روید!؟... الی رفته!

جشنواره فيلم «سينماي باز» (open doek) که از 24 آوریل در شهر«تورن هوت» بلژیک آغاز به کارکرده، در روز یکشنبه سوم می( سیزدهم اردیبهشت) با نمایش فیلم « درباره الی...» به کار خود پایان خواهد داد.

فيلم «اسب دو پا» ساخته «سميرا مخملباف» به‌همراه فيلم «برف» ساخته «آيدا بگيچ» دو فيلم ديگري هستند كه به نمايندگي از سينماي ايران، در بخش «قدرت زنان» اين جشنواره نیز نمايش داده مي‌شوند.

اصغر فرهادی برای نمایش فیلم درباره الی در جشنواره ترابیکا،این روزها در شهر نیویورک به سر می برد.

 

  تبریک به رسول صدرعاملی و...

فیلم « هرشب تنهایی » اثررسول صدرعاملی وبا بازی لیلا حاتمی و حامد بهداد،برنده ی جایزه ی بهترین کارگردانی از بیست و دومین دوره جشنواره پرده نقره ای سنگاپورشد. ایسنا و فارس

رسول صدر عاملی این روزها مشغول کارگردانی فیلم « زندگی با چشمان بسته » با بازیگری خانم ترانه علیدوستی می باشد. تولید فیلم از نیمه گذشته و هائده صفی یاری تدوین فیلم را بر عهده خواهد گرفت. او تدوینگر« درباره الی...» هم بود.

به زودی در این وبلاگ گزارش های جدیدی از این فیلم ارائه می شود. خبر نهایی و اختصاصی اینکه زمان تولید فیلم کمی بیشتر از موعد پیش بینی خواهد بود.

تولید فیلم مانی حقیقی به نام پنجاه کیلو آلبالو نیز بنابراین به تعویق افتاده است. او هم اینک مشغول بازنویسی فیلمنامه است و احتمالاً تولید از تیرماه آغاز خواهد شد.

* گزارش نشست فیلم « کارگران مشغول کارند» با حضور مانی حقیقی. لینک

 

 *     چند خبر انتخاباتی ریاست جمهوری :

در این بخش تلاش دارم که فارغ از جبهه بندی مشخص، اخبار جنجالی انتخابات را از راست سنتی گرفته تا چپ مدرن پوشش بدهم. قول استاندارد و جامع بودن این بخش را نمی دهم. فقط تلاشی ست جهت اینکه مخاطبان این وبلاگ را در جریان حواشی و یا اتفاقات اساسی مهمترین واقعه سیاسی این سال های کشور قرار دهم و آنها را به حضور آگاهانه تشویق کنم.

-         اردیبهشت داغ و ترور صوری میرحسین موسوی. لینک

-         ناطق نوری : ترور، سخن بی ربطی ست. لینک

-         کرباسچی و کروبی و تنش در کارگزاران سازندگی . لینک

* توضیح کپسولی ! دبیر: کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ست. شیخ مهدی کروبی رئیس حزب اعتماد ملی ست. کرباسچی در انتخابات از کروبی حمایت می کند و در صورت پیروزی معاون اول کروبی می شود. حزب کارگزاران از میرحسین موسوی حمایت می کند.

در خرداد 76 کرباسچی شهردار اسبق و سابقاً محبوب تهران از سید محمد خاتمی حمایت کرد. در سال 80 باز هم حمایت کرد. کرباسچی می گوید چرا من وقتی زندان رفتم، خاتمی از من حمایت نکرد. خاتمی می گوید: من حمایت کردم، تو حواست نبود.

نتیجه اش قهری شد که خاتمی جدا و کرباسچی جدا. یعنی در وقتی که خاتمی هنوز نامزد انتخابات 88 بود، کرباسچی جدا از حزبش حرکت و قهر کرد و گفت: فقط کروبی. خود شیخ مهدی کروبی هم چند سال پیش از جبهه اصلاحات قهر کرد و گفت: من به شما اعتماد ندارم و شد رئیس حزب اعتماد ملی.

-         گزارش کیهان از سازمان حج و زیارتی که رئیس آن رحیم مشایی باشد. لینک

* توصیح دبیر: اسفندیار رحیم مشایی رئیس سازمان ایرانگردی و جهانگردی که فرزند دکتر احمدی نژاد، داماد ایشان است،از زمان آغازبه کار خود در دولت،واکنش ها و انتقادات زیادی را نسبت به عملکرد خود شاهد بوده و برانگیخته : چرخاندن قرآن در دست دخترکان رقصان، حضور در مجلس رقص در ترکیه ، حرف های جنجالی نظیر آسمان ایران محل طیران فرشته هاست و بسیار موارد دیگر همه از او چهره ای ضد ارزشی ساخته اند که نقض غرض دولت ارزشمدار و اصولگراست.

کاری با ارزش و ضد ارزش و تعریف آنها ندارم،اما...اما اگر این اتفاقات در دوره ی سید محمد خاتمی و ریاست جمهوری اش می افتاد!؟...  گزارش کیهان را بخوانید.

-         سیاست های فرهنگی میرحسین موسوی . لینک

-         نشست سینماگران و مهرجویی با میرحسین موسوی. گزارش و عکس

-         صفارهرندی: ده نمکی! نگاه هنرمندانه ات را می ستایم. لینک

-         میرحسین موسوی و انتقادات او به دولت . لینک

ميرحسين موسوي:

انقلاب را با هدر دادن سيصد ميليارد دلار در عرض چهار سال نمي‌توان حفظ كرد.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه مشاركت از احزاب قانوني و شناسنامه‌دار كشورهستند،نبايد در خصوص اين احزاب قانوني به گونه‌اي صحبت كنيم كه گويي در مورد اسرائيل سخن مي‌گوييم.

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 و ساعت 21:29 |