اسپیکرتان را روشن کنید / موسیقی تیتراژ پایانی درباره الی پخش می شود/ دانلود/
سال ِ رسانه
حضور نوبرانه ی ترانه علیدوستی در سال و جشنواره فیلم فجر 1387

این یادداشت ،به علت شتابزدگی به هیچ عنوان توانایی ذکر دقیق افتخارات ترانه علیدوستی درسال 87 را ندارد. کاش بهتر بود به وقت دیگری موکول اش می کردم. بهرحال به این مختصر قناعت می کنیم تا درج گزارش کامل. البته حتی گزارش نهایی آن نیز از نظر من ناقص است.
در طول کارنامه ی هنری ترانه علیدوستی،هیچ سالی برای او به اندازه ی سال 1387 واجد شرائط یک بازیگر حرفه ای و منضبط نبود. ابتدا و انتهایش همه درست و کامل و طبق یک برنامه ریزی خاص. همانند یک پازل که انگار دست هوشمندی دارد اجزای آنرا برای ترسیم یک چهره ی درست و مثبت تنظیم می کند .
سالی که از تتمه ی موفقیت های کنعان در بهمن 86 آغاز و با شروع فصل بهار به فیلمبرداری « درباره الی... » منجر شد. و بعد از آن شروع دوره دوم فیلمبرداری تردید و اجرای تئاتر مانیفست چو و حالا هم مشغول فیلمبرداری« زندگی با چشمان بسته ». جالب اینکه برنامه ی فیلم تولیدی سال 88 هم از اکنون بسته شده و قرار است که همکاری مجددش با مانی حقیقی در اردی بهشت سال آتی صورت گیرد.
فعالیت رسانه ای او در سال 87 نیز در طی کارنامه ی هفت ساله او بی بدیل بود. مصاحبه های متعدد و صدالبته به جا و باکیفیتی با ماهنامه ها و هفته نامه ها و روزنامه ها( از خراسان گرفته تا روزنامه ی اعتمادملی و از نشریه ی خانوادگی زندگی ایده آل تا یادداشت اختصاصی برای ماهنامه ی فیلم به مناسبت کنعان). انگار که درک رسانه ای او وارد مرحله ی جدیدی شده بود و دیگر به قول خودش مصاحبه را محصول نگاهی بازجویانه نمی دانست. در این سال ترانه علیدوستی به مصاحبه به عنوان محکمه ای با قاضی ای بی رحم نمی نگریست و آن را نتیجه ی تعامل و مفاهمه می دانست.
البته این مصاحبه ها و حضور رسانه ای هیچکدام بی دلیل و کم مقدار نبود. او به سنت همیشگی که تا وقتی فیلمی روی اکران و نمایشی در حال اجرا ندارد، اقدام به پذیرش مصاحبه نمی کند، این بار نیز همزمان با اکران کنعان در پاییز 87 و به منظور حمایت از فیلم و شرح شخصیت مینا، وارد میدان مصاحبه ها می شود و جالب اینکه در اکثر آنها نیز حرف نو و تحلیل های درستی دارد.
ایرادی که در اکثر نقدهای مطبوعات و گاه مصاحبه ها بر بازی ایشان در فیلم کنعان گرفته می شد،این بود که سن واقعی ترانه علیدوستی، به مینای سی و پنج ساله ی کنعان نمی خورد و تناسبی ندارد. بنابراین نیمی از تلاش ترانه علیدوستی که باید مصروف شرح ِشخصیت ِمینا( که از محبوب ترین ها در بین ترانه و فیروزه و اگنس و روحی و چو! و الی و مهتاب می باشد) می شد، به این خلاصه شد که پاسخ این ایرادها و تک بعدی نگری ها را بدهد.
یکی از حواشی رسانه ای ترانه علیدوستی که این وبلاگ نام« فستیوال پائیزه » را بر آن نهاده بود،مربوط به مصاحبه ای می شد که ایشان با ماهنامه ی سینمای پویا انجام داد. مصاحبه ای که در بخشی از آن بسیار مختصر انتقادی به تله ویزیون وارد کرده بود. گویا این قسمت از مصاحبه به مذاق مدیران سازمان تلخ آمده بود وهمین باعث شد که نام ترانه علیدوستی از تیزرهای در حال پخش کنعان از شبکه های مختلف سیما حذف شود. اتفاقی که پس تحت فشار قرار گرفتن سیما توسط رسانه های مکتوب و دیجیتالی، به دستور عزت الله ضرغامی تصحیح شد و نام ترانه علیدوستی به تیزر مربوطه بازگشت.
ترانه علیدوستی به مناسبت وقایع فرهنگی و هنری ( که لزوم حضور« عمومی » اش را حس می کرد؛ چون او هیچگاه در برابر اتفاقات جاری زمانه منفعل نبود و نیست) برای یکی از روزنامه های مهم سال- اعتماد- یادداشت اختصاصی می فرستاد. برای توقیف « هفت»، ماهنامه ی محبوبش واکنش نشان داد و برای رحلت شکیبایی بزرگ به همراه دیگران مویه سر داد.
از همین رو و در تکامل این امر وبلاگ شخصی او نیز وارد فاز دیگری شد. حالا دیگر پای نوشته های کتبی اش در رسانه ها نیز نشانی spotlight( نور موضعی ) را ذکر می کرد تا علاوه بر ارج اش در بازیگری، در انظارعموم نیز صاحب هاله ای از انوار نویسندگی هم باشد؛ و چقدر هم خوب می نوشت و می نویسد.
البته وبلاگنویسی معصومانه ی او، گاه با برخوردهای عصیانی دیگران مواجه شد که نتیجه اش کمی محدودیت در رهایی اسب ِخوشْ خرام ِخیال شد و نگاشتن اساسنامه ی درود بر سانسورچی. انگار که بیانیه ای برای تاختن به اندیشه ی کسانی که ذهن طبقه بندی شده ای ندارند و قادر به تفکیک ساحت ها نیستند.
این معایب ِفوق به همراه انتشار بدون اجازه ی یادداشت های شخصی او در سایت ها و وبلاگ های دیگر و همچنین حضور مخاطبان ِبی ربط ، نقطه ی تلاقی ِموازی ای در کنار مزایا و مواهب ِ همصحبتی با مخاطبانی که قدرت ِ نادیدن ِ یک نام مشهور و لیاقت خوانش متون ِ یک انسان( به معنای عام و خاص آن) را دارند، از مهمترین دغدغه ها و آرامش بخش ترین جلوه های رسانه ای او بود.
لزوم برخورداری از یک بنگاه رسمی و خبری در عرصه اینترنت که وجوه سینمایی و تئاتری وی را ( ایشان تا اطلاع ثانوی استعداد عجیبی در بیگانگی با تلویزیون دارند) پوشش بدهد نیز او را به سمت ایجاد وبسایت اختصاصی رهنمون شد؛ تا ترانه علیدوستی بیش از پیش شامل ِشمایل ِیک بازیگر حرفه ای و استاندارد شود.
بهار 1387 اگر با انتشار داستان جدیدی از او در سالنامه ی نشریه ی فیلم آغاز شد، نوید انتشار ترجمه هایش از آلیس مونرو نیز در قالب کتابی در بزنگاه آخر تابستان بود.
اتفاق مهمی در رده بازیگران جوان سینمای ایران که البته هنوز به مرحله ی نشر نهایی نرسیده است. وسواس،دقت،انتشار در زمان مناسب، تراکم برنامه های سینمایی و طی مراحل نشر از دیگر نکات برجسته در تاخیر انتشار کتاب« تیر و ستون» است.
یکی از داستان های این مجموعه نیز همزمان با اکران پاییزی فیلم کنعان در ماهنامه ی نسیم منتشرشد.ترانه علیدوستی علاوه بر تسلط به زبان فارسی! به زبان های آلمانی وانگلیسی نیز آشنایی دارد.
سال 87 ،سال بازگشت مجدد او به عرصه ی تئاترهم بود. اتفاقی که پیش از این در تیرماه 84 و با فنز به درستی آغاز شده بود و این بار از 26 آذر 87 و با مانیفست چو تکرار شد. تعلق خاطر او به حوزه ی تئاتر و مواجهه مستقیم با صحنه و تماشاگران( که به مرزبندی جدیدی با آنها رسیده) از دلخوشی های آخر پائیز و زمستان امسال بود. تئاتر مانیفست چو جدا از نمایاندن وجه دیگری از قابلیت های بازیگری ترانه علیدوستی در زمینه های طنز و شخصیت سازی، به گویش صحیح و تسلط او به زبان انگلیسی اشاره می کند، که ستودنی ست.
جا دارد که از محمد رحمانیان کارگردان موفق و صاحب سبک تئاتر تشکر نماییم که غیراز حمایت هایش در زمینه ی ادبیات داستانی و نمایشی از ترانه علیدوستی، زمینه ساز دو حضور موفق ایشان در عرصه تئاتر شده است.
*
بر اساس آن ضرب المثل قدیمی که موعد شمارش جوجه ها را آخر پاییز می داند، سرشماری ما به زمستان کشیده تا بتوانیم در خلال ِآن به جلال ِ انباشته ی ترانه علیدوستی با نظر به سررسید جشنواره 27 فیلم فجر نگاه عمیقی بیندازیم.
بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر در بهمن 1387 ، برای ترانه علیدوستی دارای یک ویژگی خاص بود. او در این دوره از جشنواره فیلم فجر بر خلاف سال های 80 و 82 و 84 و 86 با دو اثر شرکت کرده بود. « درباره الی...» و « تردید» که هر یک با نامزدی های متعدد در رشته های مختلف دارای اعتبار برای او و فیلم هایش شدند. اعتباری که با کاندید شدن او به عنوان بازیگر نقش اول زن برای فیلم تردید و حضور فوق العاده ی درباره الی در جشنواره برلین و در میان جامعه ی سینمایی ایران صد چندان شد.
جشنواره 27 فیلم فجر یک ویژگی بارز دیگر نیز در کارنامه ی ترانه علیدوستی داشت. او در این دوره از جشنواره بر خلاف رویه ی همیشگی اش( غیر از نشست فیلم چهارشنبه سوری در فیلم فجر 24 که درگیر نمایش جشنواره ای تئاتر فنز بود) در هیچ یک از نشستهای مطبوعاتی فیلم شرکت نکرد!. البته نشستی هم در کار نبود. اصحاب اصلی فیلم درباره ی الی کنفرانس خبری را در جشنواره برلین که همزمان با جشنواره فیلم فجرتهران بود برگزارکردند. نشست مطبوعاتی فیلم تردید هم به بهانه ی بیماری واروژ کریم مسیحی لغو شد. ترانه علیدوستی در نشست خبری الی نیز که با تاخیر و دراسفند ماه در فرهنگسرای رسانه برگزارشد، شرکت نکرد. او درگیر فیلم تازه اش،زندگی باچشمان بسته بود.
اما به جای تمام این نشستهای رسمی فیلم ها،ترانه علیدوستی حضور بیشتری نسبت به قبل در دیگر برنامه های نمایش فیلم ها داشت. فروردین ماه در جلسه ی نمایش و بررسی فیلم کنعان در دانشگاه شهید بهشتی و در میان دانشجویان حاضر شد و زمستان را برای نمایش همان فیلم به شهر تبریز رفت. مسافرتهایی که او همیشه دوست دارد و از آن استقبال می کند. همزمان با همان روزها بود که برای تماشای پشت صحنه ی فیلمی از بهرام رادان به شهر شیراز مسافرت کرد و در جریان تولید فیلمی از همکاران خود قرار گرفت.
اتفاق ِحضور دوگانه ی ترانه علیدوستی در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر، می توانست در سال گذشته واقع شود: تردید، فیلم پرحاشیه ی کریم مسیحی به علت مشکلات بیماری ایشان نتوانست در دوره ی قبلی جشنواره فیلم فجر شرکت کند و فیلمبرداری مجدد آن از تابستان 87 آغاز شد و باقی قضایا که می دانیم.
اگر تردید در جشنواره پیشین شرکت می کرد، شاید طعم تلخ کاندید نشدن ترانه علیدوستی برای فیلم کنعان( که الحق شایسته ی انتخاب بود) کمی فروکش می کرد و با تردید جبران می شد. این گمانه زنی افراطی را به حساب این بر من ببخشید که دوره ی 26 جشنواره فیلم فجر با نادیده گرفتن ترانه علیدوستی در مینای کنعان، سلسله ی دل انگیز کاندیداتوری او برای فیلم های من ترانه پانزده سال دارم،شهر زیبا و چهارشنبه سوری را گسست.
اتفاقی که علیرغم شوک وارده اش در لحظات آغازین خبر ( که ترانه علیدوستی به متانت تمام در یادداشت ویژه و افسانه ای اش! در شماره 385 ماهنامه فیلم به آن اشاره می کند)، حاصلی شیرین داشت:
« ذهنم ناگهان با واقعیت متفاوتی مواجه شد. سبک شده بودم. همه چیز آسان تر شده بود. به شدت احساس می کردم زنده ام و پرانرژی. در عین اینکه از حالم متعجب بودم، شادی عمیقی حس می کردم... از تصویر تک بعدی و غیر واقعی خودم نجات یافته بودم.
من هم حالا بازیگری هستم مثل بقیه؛ بالاخره به دنیایی که هم پیروزی دارد و هم شکست، راهم دادند. دنیایی که من در آن عالی نیستم و مثل یک بازیگر واقعی نقد می شوم. یک بازیگر زنده. بعد از مدت ها در زندگی حرفه ای من اتفاقی افتاد... و حالا می فهمم چه قدر دلم این را می خواست ».
و اینگونه بود و اینگونه است که در سال 87 گوهـر وجود ترانه علیدوستی صیقـل می خورد و با استناد به طرح جلد هوشمندانه ی همشهری جوان،از قید پانزده سالگی رها و همچون یک انسان فرهنگی و هنرمند که تولید فکری و هنری دارد، خود را مورد قضاوت دیگران و در تعامل با رسانه ها و روند حرفه ای سینمای ایران قرار می دهد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*
در تعطیلات نوروز سه یادداشت تقدیم می شود:
- نیمه اول تعطیلات گزارش خبری و نشریات نوروزی
- هفتم فروردین؛یادمان خسروشکیبایی و تولدش65 سالگی
- سیزدهم فروردین و عجیب ترین یادداشت این وبلاگ!!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*************************
* سه شنبه 4 فروردین ماه سال 1388
این اولین کلماتی ست که برای وبلاگ خبری ترانه علیدوستی در سال جدید خورشیدی می نویسم. امیدوارم بتوانم این روند را تا پایان سال ادامه دهم و شما مهربانان همراهم باشید.
طبق وعده در تعطیلات نوروز قرار است که سه یادداشت داشته باشیم. اولی همین گزارش خبری و نشریات نوروزی بود،که در ادامه ی یادداشت نوبرانه تقدیم می شود. با این توضیح که در طی این چند روز، قریب به اتفاق خبرگزاری ها تعطیل و نشریات نیز منتشرنمی شوند. بنابراین خبرهای جدیدی نیست و چند لینک به جامانده از اواخر اسفند سال 87 و همچنین برخی اخباری که دوست دارم دوستان نیز در آن سهیم باشند، درج می کنم.
* گزارش خبری : سیاسی و سینمایی
- نمایش چهارشنبه سوری در همایش سینمای اجتماعی/ دانشگاه فردوسی مشهد. لینک
- تحلیل اکران نوروزی در روزنامه اعتماد . لینک
- میرحسین! نگذار خاتمی کنار بکشد.لینک و این نظرات
- متن کامل نامه ی انصراف سید محمد خاتمی از انتخابات 88. لینک
- متن کامل نامه ی فاطمه رجبی در توهین به خاتمی و هاشمی و سید حسن خمینی. لینک
- جغرافیای معرفتی اندیشه ی سیاسی سید محمد خاتمی. لینک
- پس از سلام و درود این وبلاگ!؛ انتخاب هوشنگ گلمکانی به عنوان موثرترین منتقد سه دهه ی سینمای ایران. لینک
- نوید خوش خبر انتشار مجدد ماهنامه ی دنیای تصویر.لینک
- یادداشت اصغر فرهادی برای سالنامه ی بهاری روزنامه اعتماد. لینک
- « شکوه امپرسیون » در نظرگاه تماشای درباره الی... . لینک
- صفحه ی تئاتر سالنامه ی اعتماد و مانیفست چو. لینک
*
* ترانه علیدوستی و ویژه نامه های نوروز 1388 نشریات
همانطور که می دانیم ترانه علیدوستی همیشه حضور مطبوعاتی سنجیده و معقولی دارد. سال قبل در آستانه ی بهار 87 یک داستان به سالنامه ی نشریه ی فیلم که در نوروز منتشر می شود، داد و همچنین تصویرش بر پیشانی ماهنامه ی نسیم و در شماره ی ویژه ی نوروزی نشست و مصاحبه ی خوبی هم داشت.
امسال هم به علت تراکم برنامه ها و همچنین رها نکردن آن خصلت همیشگی و خوب، تنها یک مصاحبه با هفته نامه ی سینما داشت و تصویرش بر روی جلد این نشریه منتشر شد.
در ویژه نامه ی نوروزی ماهنامه ی فیلم( شماره 392) نیز به عنوان یکی از ده چهره ی شاخص سینمای سال 87 برگزیده شده است.
این دو مورد( هفته نامه ی سینما و ماهنامه ی فیلم )از مشخص ترین حضورهای ترانه علیدوستی در ویژه نامه ی های نوروز88 نشریات بوده؛ ویژه نامه های نوروزی جراید همیشه جایگاه رفیعی در تاریخ مطبوعات دارند.
بالطبع در نشریات دیگر نیز( بخصوص در جمع بندی مرسوم جشنواره فجر که خانم علیدوستی با دو فیلم تردید و درباره الی حضور داشتند) نامی از ترانه علیدوستی برده شده،اما شدت آن به گونه ای نبوده که قابل درج در این وبلاگ باشد. مثلاً می توان به ماهنامه ی صنعت سینما اشاره کرد که در پرونده ی مفیدی که درباره ی الی تهیه کرده، به مصاحبه ها و یادداشت هایی با عوامل فیلم( غیر از خانم علیدوستی و چندتایی دیگر) پرداخته که خواندنش توصیه می شود.
* دوئل ِ دوستانه ی ترانه علیدوستی و اندیشه فولادوند
نکته : عکس های مربوط به مصاحبه ی هفته نامه ی سینما را امیرعابدی عزیز گرفته است. عکاس محترمی که به شرط صدای خسرو شکیبایی!،شاعرانه ترین عکس های ایشان را برای فیلم درد مشترک به یادگار گرفت. امیرعابدی همچنین عکاس فیلم چهارشنبه سوری نیز می باشد که در سالنامه ی 85 فیلم، درذیل تصویری از فیلم، ترانه علیدوستی را با صفت صبور معرفی کرد. اینبار نیز رأس ساعت هفت ِاسفندماه،به هفته نامه ی سینما در خیابان مفتح شمالی رفت، تا درسالروز تولدش تصاویر مصاحبه ی نوروزی این نشریه را ثبت کند. تصویر بزرگ
در هفته نامه ی سینما در دوره ی جدید انتشارش و در شماره ی 21 خود به استقبال نوروز 1388 رفته است.
مهمترین مطلب این ویژه نامه که ردپایش خیلی بزرگ و چشم نواز بر طرح جلد آن نیز سرایت کرده،مربوط به مصاحبه ،در واقع گپ سه نفره ای می شود که رضا صدیق دبیر اجرایی هفته نامه با اندیشه فولادوند و ترانه علیدوستی برگزار کرده است.
میزبان،نام این گپ و گفت را که پیرامون نوستالژی می گردد«خاطره بازی» نهاده تا در حول آن ترانه علیدوستی و اندیشه فولادوند به مرور خاطرات خود از دیروز تا امروز بپردازند.
اگر بخواهم برای این مصاحبه ی خانم علیدوستی، نمایه ای از کلمات برای معرفی به خوانندگان وبلاگ درست کنم،این کلمات به دست می آیدو بیشتر تکرارشدند:
نسل، خاطره، کارتون، فوتبال، سیاست، خانواده، ایدئولوژی، سابقه و روند تاریخی، ذات ِمعین ِانسان، کودکی،دبستان، قطعنامه ی 598، شیطنت و دیوانگی، جشن تکلیف، تئاتردبستانی، مقنعه!، حسرت ِ بال ِفرشته در دبستان( یادم هست که یکبار توی تئاترمانیفست چو، دو تا بال فرشته ی قشنگ،پشت شانه ی بزرگسالی ِترانه علیدوستی تعبیه شده بود. انگار که جبران آسمانی گذشته!) اجتماع، هنرستان، خواستن، تحلیل ِموثر، تاثیر خانواده، قضاوت، رسالت، مواجهه با خاطرات، اعتدال و خاطره بازی آگاهانه .
ترانه علیدوستی را هیچگاه اینقدر با ذهنی فلسفی،راحت، نکته سنج، طناز، واقع بین، معلم- از او در این مصاحبه چیزهایی آموختم-،همسایه و البته گاه اعصاب خردکن! ندیده بودم. از بابت این مصاحبه از او و هفته نامه ی سینما و اندیشه فولادوند که قواعد بازی را مثل ستاره ی ما خوب بلد بود، متشکرم.
نکته ی 2: به افرادی که بتوانند اختلاف عکس تکی خانم علیدوستی با طرح جلد هفته نامه ی سینما را پیدا کنند، جایزه می دهیم!
* ترانه علیدوستی؛ چهره ای از ده چهره ی برتر سال87 به انتخاب « فیلم »
شماره ی نوروزی ماهنامه ی سینمایی فیلم، جزو منحصر بفردترین ویژه نامه های نوروزی مطبوعات( حتی با موضوعات مختلف) است.
در شماره ی 392ماهنامه ی فیلم پس از بهاریه های مرسوم و خواندنی این ماهنامه ، به بررسی کارنامهیسینماگران درسال 87 پرداخته شده و از آن میان ده نفر به عنوان چهره ی سال برگزیده شده و هر یک از نویسندگان ماهنامه مطلبی در مورد آن هنرمند نوشته اند.
ترانه علیدوستی نیز در این میان به عنوان یکی از ده چهره ی برتر سال 87 به زعم ماهنامه فیلم انتخاب شده و منصور ضابطیان از ژورنالیست های مطرح و موفق مطبوعات معاصرایران( که حسرت ِ خواندن ِیکی از مصاحبه های توقیفی اش همیشه با من است) مطلب مربوط به او را نوشته.
در این مطلب که با تیتر « ازمیان آینه » منتشرشده، منصور ضابطیان با محور قرار دادن دستنوشته ای از ترانه علیدوستی با عنوان« رفلکسیون» که از وبلاگ شخصی او انتخاب شده، به مرور مسیر بازیگری او از ابتدا تا امروز می پردازد.
ارجاعات گزارشی کارنامه ی بازیگری ترانه علیدوستی به یادداشتی از او و پیوندهای ظریف و نمونه ای با آن متن، از ویژگی های بارز نوشته ی جناب ضابطیان است. بی ربط نبود که از او به عنوان یکی از برترین ژورنالیست های مطبوعات معاصرایران یاد کردم.
* خوانندگان محترم وبلاگ؛ به علت مشکلات نرم افزاری( درمورد ماهنامه ی فیلم) و البته حقوقی و معنوی( در مورد هفته نامه ی سینما ) قادر به اسکن از صفحه ی مربوطه ی نشریات فوق نبودم و نیستم. مراتب عذرخواهی من را بپذیرید... تا بعد.

دبیر وبلاگ خبری ترانه علیدوستی تقدیم می کند
******* بهاریه *******

سال 1387 با تمام خوشی ها و تلخی هایش درآستانه ی تمام شدن است. گزارشی که مربوط به کارنامه ی ترانه علیدوستی باشد را جداگانه نوشته ام. کارنامه ای که در سال 87 لبریز ازموفقیت و پیشرفت بوده.
بزرگترین تلخی و اندوه سال 87 درگذشت خسروشکیبایی هنرمند انسانی و والامقام این دیار بود. به او که می رسم، قلمم همیشه قفل می شود. گنگی عمیقی سر تا پایم را می گیرد و در غم موزون و محضی فرو می روم. بگذریم...بهار است و او زنده است. نگاه کنید: هفت فروردین 65 سال اش می شود و می نویسم برایش.
شبانگاه 26اسفند بود.هوای بهشت زهرا تاریک شده بود و خلوتی وهم انگیزی بود. که همراه سر مزار رفتن عزیز گرامی ای، به مزار خسروشکیبایی نیز رفتم... خوب خواندید کلماتم را!؟ نه! گمان نمی کنم. اولین دیدارم از مزار او بود. بهشت زهرا آنقدر خلوت بود که هیچ شانه ای پناه گریه ها نبود.
در سال 87 اتفاقات بسیاری هم برای این وبلاگ افتاد. شرح جزییاتش را فرصت ندارم و می توانید از بخش آرشیو ماهانه به هر دوازده مورد آن مراجعه کنید. هم در جریان مرور اخبار قرار می گیرید و هم روحیات من. از قبل این وبلاگ دوستان و همسایگان خوبی یافته ام. همراهانی که هر یک را مثل برادر و خواهرم دوست دارم و احترام قائل ام. روزهای سختی هم گذراند این وبلاگ. گاهی طاقتم طاق می شد و دو سه باری تا آستانه ی تعطیلی اش پیش رفتم . اما یک قدم زدن و کمی گریه حال ام را خوب کرد و برگشتم.
به این وبلاگ تعلق خاطر عمیقی دارم. بیراه نیست که بگویم برایش بسیار زحمت می کشم و سعی می کنم نقطه ی تلاقی خوب و درستی برای علاقمندان فعالیت های هنری خواهر خوبم، ترانه علیدوستی باشم.
همین بس که درسال 87 بسامدترین واژه و پرشمارش ترین کلمه درفرهنگ لغت من، ترانه علیدوستی بود.
دعایم کنید که در سال 88 بتوانم همچنان در خدمتتان باشم.
*
در تعطیلات نوروز سه یادداشت تقدیم می شود:
- نیمه اول تعطیلات گزارش خبری و نشریات نوروزی
- هفتم فروردین؛یادمان خسروشکیبایی و تولدش65 سالگی
- سیزدهم فروردین و عجیب ترین یادداشت این وبلاگ!!!!
*
به رسم نشریات نوروزی، می خواهم برای وبلاگ بهاریه بنویسم. بهاریه هایی که تمام لذت اش را منتظرم که سال نو شود و درماهنامه ی فیلم از قلم پرویزدوایی نازنین بخوانم. البته دوسالی می شود که به زیبایی گذشته نمی نویسد. اما کتاب بلوار دل های شکسته اش... چقدر دوستش دارم.
بهاریه امسال این وبلاگ نیز به مانند سال قبل طنز است. طنز هم شرائطی دارد که امیدوارم درک کنید و اگر گاهی در آن قلمم تند رفت بر من ببخشید.
امیدوارم بتوانم خنده ای بر لبان تان بیاورم.
راستی! دلم برای 87 تنگ می شود... خیلی تنگ می شود.
نوروزتان شاد
برای خواندن بهاریه به ادامه ی مطلب رجوع کنید.
ادامه مطلب
* خبر فوری
« درباره الی ...» را از اکران نوروزی محروم کردند

بخوانیم ابتدا از خبرگزاری مهر و البته تحلیل بی پایه ی فارس و محمود اربابی *
* مهدی نیوز گزارش می دهد :
دیروز 28 اسفند و آخرین روز کاری سال 1387 بود که سید محمود رضوی با عجله وارد ساختمان وزارت ارشاد می شود. ساعت حوالی غروب است و تهیه کننده ی فیلم درباره الی می خواهد وارد جلسه ای با مدیران واحد نمایش ارشاد شود تا جریان نهایی اکران فیلم را پیگیری کند.
گروه پخش فیلم ( سینما آفریقا) مشخص شده، در خبرگزاری ها و نشریات از الی به عنوان یکی از فیلم های اکران نوروزی نام برده می شود، به زعم خبرگزاری مهر در نصب پوستر، عکسهای فیلم بر شیشه ی سینما آفریقا چسبانده شده ،اما... اما هنوز الی در راهروهای وزارت ارشاد گیر افتاده است.
فیلم تمام مراحل آغازین نمایش را سپری کرده، اما نکته ی اصلی،یعنی پروانه ی نمایش صادر نشده است.
پیگیری های تهیه کننده ی فیلم در جلسه و صحبت های او با مسئولان ارشاد به نقطه ی روشنی نمی رسد.
امروز صبح پنج شنبه 29 اسفند، روز ملی شدن صنعت نفت، رسانه های رسمی تعطیل و بی خیال( باز مرحبا به خبرگزاری مهر- شاید همسایگی همان دو حرف میم و ها )هواداران صادق سینما را به دنبال کسب خبر می دواند. می ترسیم که در تعطیلی نوروزی نشریات و سایت ها،« درباره الی...» به راحتی قربانی شود و با نبودن عرصه ای برای نقد این سیاست یک بام و دو هوا، این سیاست یکی به نعل و یکی به میخ، عرصه برای ترکتازی مهیا باشد .
عیدی خوبی نبود که وزارت ارشاد به منتظران فیلم داد. اصلاً کاری ندارم که به گفته ی علی سرتیپی(مدیر فیلمیران/ پخش کننده ی درباره الی) اعلام شده «درباره الی...» در اکران دوم نوروزی، یعنی اردیبهشت( این دفعه ننوشتم اردی بهشت!؛ چون اصلاً شاعرانه نیست ) نمایش داده می شود. اما با این یکی خیلی کاردارم: « الو! سینما آفریقا» تلفن می رود روی سیستم هوشمند و اعلام برنامه ها:« با سلام/ برنامه ویژه نوروز سینما خانوادگی آفریقا/ فیلم اخراجی ها 2/ با هنرمندی امین حیایی،اکبر عبدی...» دیگر سرم سوت می کشد و گوشی را قطع می کنم.
ـــــــــــــــــــــــــ اخبار تکمیلی :
* انتقاد عسگرپور و رئیسیان از عدم اکران الی. لینک
* امشب از شبکه ی چهارم سیما پخش می شود :
مستندی درباره ی سومین ساخته ی اصغر فرهادی
« آخرین چهارشنبه ی سال » عنوان فیلم مستندی ست که محمدحسن یاسایی آن را بر پایه ی فیلم چهارشنبه سوری اصغر فرهادی ساخته است. خبر ایسنا
آنهایی که با نمایش فیلم های مجموعه ی « یک فیلم،یک تجربه » که از شبکه چهار تله ویزیون پخش می شود،آشنا باشند،می دانند چه می گویم.
فیلم محمدحسن یاسایی به حرف های عوامل تولید(اصغرفرهادی، جمال ساداتیان ، مانی حقیقی، حسین جعفریان،پیمان یزدانیان، پانته آ بهرام و ترانه علیدوستی) و تکه هایی از پشت صحنه ی فیلم چهارشنبه سوری می پردازد. یاسایی می گوید که حمید فرخ نژاد و هدیه تهرانی حاضر به گفتگو با ما نشدند. دبیر این وبلاگ می گوید: روحیه ی محافظه کارانه و صد البته کم حرف آقای فرخ نژاد و پرهیزهای رسانه ای این سال های خانم هدیه تهرانی به احتمال قریب به یقین از دلایل این عدم پذیرش بوده است.
از نکات جالب توجه این مستند، حضور اصغر فرهادی است که کارگردان مستند همراه او به همان مجتمع تولید فیلم( واقع در میدان هروی ) می رود و به اتاقها و فضای اصلی لوکیشن سر می زنند. مجتمعی که در وقت تولید مستند آخرین چهارشنبه سال در حال بازسازی وتعمیرات بوده و فضای آشفته و اتاق های ویران آن، ناخواسته جلوه ای از آشفتگی روحی ساکنان آن( مژده و مرتضی) ارائه می دهد.
مانی حقیقی نیز به عنوان یکی از فیلمنامه نویس های فیلم در مستند حضور دارد و به بیان خاطراتش می پردازد. خاطراتی مثل واکنش عباس کیارستمی بعد از تماشای چهارشنبه سوری و صحبت دو ساعته ی آنها در ایستگاه اتوبوس مقابل سینما فرهنگ،یا استفاده از پرده ی نخست فیلم لیلا( داریوش مهرجویی) برای گره افکنی در فیلمنامه وهمچنین خاطره ی دعوای او با اصغر فرهادی پس از نخستین نوبت تماشای فیلم و سپس پشیمانی حقیقی از انجام حرکتش و عذرخواهی از آقای اصغر فرهادی.
استفاده از تصاویر مراسم اختتامیه ی فیلم فجر دوره بیست و چهار و دهمین جشن خانه ی سینما که فیلم چهارشنبه سوری در هر دو مراسم صاحب جوایزی شد، از دیگر نکات جالب این فیلم مستند است. فقط امیدواریم صحنه ی کسب جایزه ی خانم ترانه علیدوستی به همراه پانته آ بهرام برای نقش مکمل فیلم،دچار سانسور و یا اسیر لانگ شات های مرسوم نمایش اینگونه مراسم ها نباشد و نشود.
زمان نمایش:
پنج شنبه 29/12/87 ساعت 23:15 دقیقه شبکه چهارم سیما
*
* خبر تکمیلی پخش مستند :
متاسفانه طبق قرار قبلی تله ویزیون،مستند آخرین چهارشنبه ی سال در وقت از پیش اعلام شده،پخش نشد. بارها دراین وبلاگ گفته ام که هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.
عزیزان باید عادت کنیم.
براساس پیگیری های مهدی وبلاگ پرویز پرستویی، گویا قراراست که این مستند جمعه شب 30 اسفندماه88! از شبکه چهار پخش شود.
*
- با تشکر از گزارش مهرزاد دانش درشماره 388 ماهنامه ی فیلم که در تنظیم نهایی این یادداشت کمک حالم بود.
وبلاگ خبری ترانه علیدوستی تماشای این مستند را به همه ی شما عزیزان توصیه می کند.
# تا آخر سال دو یادداشت دیگر داریم:
بهاریه و مرور اجمالی کارنامه ی یک ساله ی ترانه علیدوستی
پوزش و فرصت سنجی رسانه ای:
انتشار یادداشت تجلی مطلوب ... که در استقبال فیلم زندگی با چشمان بسته بود، به زمانی دیگر موکول شد.

* یادداشت مختصر و موقت خبری :
- فیلم « درباره الی...» به صف اکران نوروزی در گروه سینما آفریقا پیوست. لینک
- 29 اسفند ساعت 21 از شبکه چهار سیما پخش می شود:
برنامه ی « یک فیلم یک تجربه »
با بررسی صحنه و پشت صحنه ی فیلم سوم اصغر فرهادی
و مصاحبه ی تصویری با ترانه علیدوستی. لینک
* دو مطلب با عناوین:
- ماهنامه ی فیلم و حضور ترانه علیدوستی
- روایت ِ مهلکه ی 12 اسفند 86
به یادداشت های پایین افزوده شده است.
* این یادداشت مختصر فردا شب با گزارش کامل خبری مرتبط منتشر خواهد شد و در ادامه ویژه های نوروزی( چند روز آینده):
با عناوین:
- ترانه علیدوستی؛ نتیجه ی تجلی مطلوب یک اراده ی شخصی
- بهاریه ی دبیر وبلاگ( طنزگونه )
- و مرور یکسال کارنامه ی ترانه علیدوستی در سینما و تئاتر و رسانه ها
# امروز سید محمد خاتمی از حضور در انتخابات انصراف داد. کلمات بی هوده اند.
اسپیکرتان را روشن کنید / دانلود صوت ویژه /
به مناسبت سالگرد درگذشت پویان علیدوستی
و به منظور تذکر به کودکان در آستانه ی
چهارشنبه سوزی این سرزمین
لزوم یادآوری ِ خاطره های ازلی
برای دوری جستن از مخاطرات ِابدی
« تو که می خوانی ، کاری بکن »
هیچ چیز در حوزه ی روزنامه نگاری تلخ تر و سخت تر از نوشتن درباره ی اتفاقاتی که دردناک هستند، نیست. اتفاقاتی که در وقت نوشتن شان قلم خیس می شود و با خود می گویی و می پرسی چه اصراری ست به نوشتن!؟ اما همین که به مخاطب فکر می کنی، مجبور می شوی سپیده ی انسانی ات را خاموش کنی و به جایش سپر تذکره را برداری و از تاریخ بنویسی. از تاریخی که از آن خون می چکد. از تاریخ ِخون چکانی که شرمنده ای از روایت مجدد و یادآوری اش.

خانواده ی محترم علیدوستی، از شب چهارشنبه ی آخر اسفند 83 ، از سه شنبه 25 اسفند زخمی بر قامت و دل و چشم دارند. اسفندی که همیشه در آستانه ی نوروز است. اسفندی که سالگردش، تقویم ِهر سال ِپس از آن زمستان را جلز ولز می کند.
آیا اجازه داریم به یادآوری آن در حوزه ی عمومی!؟ آیا اصلاً صلاح است نوشتن!؟ نمی دانم. یک سمت نیاز مخاطب است( البته و صد البته من اصلاً ملزم به رعایت این نیاز نیستم. التزام من،حفظ ِشأن ِ والای سرکار خانم ترانه علیدوستی ست) و یک سمت خاطره ی زخمی عزیزانی که دوست ندارم مجدد بر آن خون بچکانم. و در این میانه خودم هستم. خود متعهد و نیک اندیش ام. که بی دعوت،قصد حمایت شریفانه از خواهری نازنین دارم و از آنسو نیز هیچ چیز من را نمی تواند به عدم رعایت شرائط روحی او تعارف بزند. پرهیزگاری ای که مصر به انجام آن هستم. اما...

داشتم همین الان یادداشت ویژه ی پارسال را می خواندم. امسال به هیچ عنوان قصد نداشتم اشاره ای به آن واقعه بکنم و شاید تنها به دعوت برای ذکر فاتحه ای بسنده می کردم. اما نکته ای در آن بود که باعث شد بنویسم. از این اتفاق بنویسم و همراه یادمان ِ پویان و تسلیت به علیدوستی ها، کودکان میهن ام را به تحریم ِ جنگ ِ امروزین ِ آتش دعوت و به یادآوری ِ جشن های باستانی بنشانم.
« جشن ملی تبدیل شده به جنگ خیابانی... بچه ها مواد آتش زا در اختیار دارند. موادی که به راحتی می تواند خانواده هایشان را به خاک سیاه بنشاند.
تو که می خوانی، کاری بکن.
دلم برای خانواده هایی که نمی دانند آخرین روزهای معمولی را می گذرانند،روزهایی که قدر معمولی بودنش را نمی دانند،شور میزند... هنوز نیامده... هنوز مانده چند روزی به چهارشنبه سوری، ولی من دلم شور می زند.
کاری بکن ».
تو که می خوانی؛ من که می نویسم؛ باید کاری بکنیم. مگر خود ترانه علیدوستی نگفت: « جوان های وطنم! به خاطر ما خواهرها با آتش بازی نکنین» . تیتر میانه ی دی ماه نشریه ی زندگی ایده آل اگر بر حسب روزنامه نگاری و مثلاً خوش سلیقگی بود، حالا باید لایه های معنایی آن کلام را باز کنیم و به انتشار و تکرارش بنشینیم.
در خانواده های ما مخاطبان این وبلاگ و آشنایان مان کودکانی هستند که بی گمان اینروزها در معرض آتش اند. حتی اگر بدبین باشیم خود ماها که گاه امکان دارد اسیر جو زمانه شویم و آتشکی و خنده ای زیر پای رهگذری شلیک کنیم و ... .
بیایید پرهیز کنیم. پرهیز کنیم و کودکان نزدیکمان را نیز به این پرهیز دعوت کنیم.
* نکته ی ضروری : احتمال دارد این ذهنیت اشتباه برای عده ای پیش آمده باشد که پویان علیدوستی نوجوان کم هنجاری بود و یا به قول معروف سر به هوا و از روحیات فرهنگی خانواده اش به دور. چون حتماً با رعایت این موارد، اتفاق تلخ چهارشنبه سوری آن سال برایش پیش نمی آمد. سخت در اشتباهید. پویان علاوه بر داشتن روحیات فرهنگی، پسری نجیب و کاملاً تربیت شده ی خانواده بود.علاقه اش به رایانه و موسیقی و فضای فرهنگی خانواده، او را در جبهه ی مقابل کودکان میان تهی و شروری قرار می داد که آنشب آن مصیبت را وارد کردند. پویان،بی گناه و معصوم، اسیر معصیت و اشتباه دیگران شد.
* برای آمرزش ِ بیشتر ِ روح ِ آمرزیده ی او، فاتحه ای بخوانید.
*
سال قبل در تولد ترانه علیدوستی که بارش بی امان برف و سرما بود، از مخاطبان خواستم که به عنوان هدیه ی تولد به او، بسته ای نمک روی زمین یخ زده ی مقابل خانه شان بریزند و ته مانده ی غذا و دانه های گندم را گوشه ی حیاط خانه برای حیات گنجشکان.
امسال می خواهم که به مناسبت چهارشنبه سوری پر خطر، تکه های شکلات و تنقلات در جیبتان داشته باشید و هر کودکی که در مسیرتان بود( به اقوام قناعت نکنید؛ همه همخویشتن ایم ) و در معرض همسایگی با آتش ِ بیگانه و غریبگی با ذات مقدس ِ جشن های ایران باستان و فرهنگ فاخر ملی بود، همسفره ی مهربانی اش کنید و آرام آرام هسته ی آتش را از دست اش بگیرید و با کلام تان سفره ی قلب وعقل اش را لبالب از خاطره های ازلی کنید. کبریت شان را خاموش و آبی از مهربانی بر آن بریزیم.
این وظیفه ی تک تک ماست که از تقدیم مجدد پویان ها به زمستان های کشنده پیشگیری کنیم.
* متن ِآهنگ زیر سروده ی ایرج جنتی عطایی و با نوای حزین داریوش اقبالی ست که با تلخیص ارائه می شود.
می گویند گریه درد را سبک می کند. / صوت کامل /
تقدیم به تمام کسانی که عزیزی را از دست داده اند.
...
اون روزا یادم نمی ره دیوار ِ خونه پُر از پنجره بود
تا افق همسایه ی ما دریا بود،ستاره بود،منظره بود
خونهْ خونه جای ِبازی برای آفتاب و آب بود
پُر نور واسه بیداری پُر سایه واسه خواب بود
پدرم می گفت قدیما کینه هامونو دور انداخته بودیم
توی برف و باد و بارون خونه رو با قـلبامون ساخته بودیم
خونهْ عشق ِ مادرم بود که تو باغچه ش گل ِاطلسی می کاشت
خونهْ روح ِپدرم بود چیزی رو همپای خونه دوست نداشت
خونهْ خونه جای ِبازی برای آفتاب و آب بود
پُر نور واسه بیداری پُر سایه واسه خواب بود
سیل ِغارتگر اومد ...
* مطالب بعدی که در یادداشت قبل گفته شده بود ظرف روزهای آتی به روز می شود. تا آخر سال همراه باشید. علاوه برتکمیل آن یادداشت، دو به روزرسانی دیگر هم در پیش داریم.
یادداشت حاضر، از امروز تا اواسط هفته آینده به تناوب در وبلاگ درج خواهد شد. هر قسمت و یا بیشتر در یک روز. نظم مطالب امکان دارد با درج متنی جدید، عوض شود. در طول این به روزرسانی ها که تنها در قالب یک یادداشت واحد می باشد، مطالب امکان دارد با رسیدن خبرهای جدید اصلاح شود. هسته نهایی این یادداشت وقتی به ثبت می رسد که این توضیحات از ابتدای آن حذف شده و به جایش به روال قدیم،متن سرلوحه ی کلام در کنار عکسی نوشته شود. همراه باشید.
فیلم های فجر87 در راه سوار شدن به قطار اکران نوروز88
آیا الی هم !؟
سین ِ سینما در کنار سفره ی هفتگانه نوروزی
اکران نوروزی در سینمای ایران همیشه دارای ویژگی های خاصی بوده است. ایام فراغت است و سینما نیز تلاش می کند که سیـن ِ شادانه ای در کنار سفره ی هفتگانه ی نوروز ایرانی باشد. خصلتی که در سینمای پیش از انقلاب وجه مهمتری داشت و فیلم ها در رقابتی نفسگیر تلاش می کردند که از غافله آن عقب نمانند و بیراه هم نبود که اصلاً کارگردان ها از همان ابتدای تولید، نوید نمایش آن را در سینمای نوروزی می دادند و جماعت نیز آجیل به دست در صف می ایستادند.
سینما رفتن در زمان قدیم همچون یک مراسم آیینی بود و تماشاگرانش انگار که عازم بهترین میهمانی هستند، لباس های پلوخوری می پوشیدند؛ برای خانواده ها در طی سال بیش از دو سه بار اتفاق نمی افتاد، و پدر اگر رعایتی از کودکان می خواست،در برابرش نوید هدیه ی این رعایت را دیدار دسته جمعی فیلم نوروزی در سینما می داد. البته آنهم در طبقات فرادست جامعه، که میانه ها و فرودست ها به تله ویزیونی قناعت می کردند که تازه اگر آنهم یافت می شد.
تله ویزیون اگر آنروزگار کمیاب بود و یا به علت مغایرت ِتصاویر آن با دیدگاه متشرعین، پستونشین و حرامی در خانه ها بود؛ حالا این حلال در طی چندسال گذشته کمر به قتل سینما بسته است!. آنهایی که اخبار این چندساله سینما را دنبال می کردند، به نیکی می دانند که چه می گویم. تولید بی شمار تله فیلم ها، حضور و سماجت سیما در شرکت فیلم های نازل اش در بخش های مسابقه فیلم فجر، تحریم و یا گزینش پخش آنونس فیلم های سینمایی( لاکردار! حتی این اواخر برای مدتی نام ترانه علیدوستی را هم در تیزر کنعان حذف کرد) و یا انباشت نمایش های تله ویزیون اعم از فیلم و سریال و جنگ و جفنگ در ایام نوروز، مردم عادی و ساده پسند را پانشین خانه و جعبه ی شادی آورش! می کند و چرخه سینما به رکود می رسد.
پس از انقلاب اسلامی( این متمدنانه ترین و پیشروترین حرکت جمعی ملت ایران در تاریخ معاصر؛ و البته به همراه دوم خرداد76 ) گردونه چرخید و فیلم های خاص نیز در کنار فیلم های عامه پسند راهی اکران سینماها شدند. رویه ای که پس از دهه شصت جدی تر نیز گرفته شد. یعنی که لزوماً فیلم اکران نوروز نباید از جنس طنز و خنده باشد. همین که در روال جاری اخبار، به صدر رسیده و همچنین شاخصه های یک فیلم استاندارد را در مقبولیت یافتن نزد تماشاگران را دارا باشد، راهی اکران نوروزی می شود.
قضیه ای که در اسفندماه 84 برای فیلم چهارشنبه سوری به درستی و درایت اتفاق افتاد. لحظه ای که خواست ِ قلبی و عقلی گروه تولید فیلم و شورای صنفی نمایش وزارت ارشاد به عجانت مطلوبی رسید؛ که محصول آن نیز مهر تاییدی شد بر این نکته که نوروز فقط فصل خنده نیست و گاهی تفکر و درد هم می تواند، تماشاگر را از فضای فانتزی و شاید بدلی ای که دچارش است دور کند و چهره ی واقعیت را به رخ اش بکشد. اتفاقی که چند سال قبل از آن نیز با شوکران بهروز افخمی تجربه شده بود.( منابع اطلاعاتی در وقت نوشتن این یادداشت در دسترس نیست؛ وگرنه کامل تر می شد ).
فیلم چهارشنبه سوری پس از موفقیت خارق العاده اش در جشنواره 24 فیلم فجر و البته تناسب زمانی روزهای درون فیلم با حال و هوای تقویم جاری، به سرعت از نیمه اسفند راهی اکران شد، تا طعم خوش فیلم را که به مدد مطبوعات و رسانه ها پراکنده شده بود، به مشاهده ی بیشتری برساند. بی گمان می توان گفت که اکران چهارشنبه سوری و پیشتر از آن« من،ترانه پانزده سال دارم» در دو نوروز سال های 81 و 84 از بهترین اتفاقات بهار سینمایی آن سال ها بوده است. به قول تیتری که هم اکنون به ذهنم رسید:
بهارانی که با ترانه علیدوستی تحویل شد
*
سید محمود رضوی تهیه کننده فیلم درباره الی و اصغر فرهادی تا مدتی پیش، نوروز را زمان مناسبی برای اکران فیلم شان نمی دانستند. آنها می گفتند که فضای تلخ فیلم، تناسبی با هوای شیرین نوروز ندارد و ترجیح می دهند فیلم در زمان دیگری اکران شود.
نمی شود به خاطر این حرف به زعمای فیلم ایراد و خرده ای گرفت که به قول معروف صلاح مملکت خویش را خسروان بهتر رصد می کنند. همانطور که این صلاح، در طی دو هفته اخیر دچار گردش شد و رایزنی ها برای اکران نوروزی فیلم شروع شد. اتفاقی که اگر بیفتد،ثمره ی خوبی در ادامه ی موج مثبت ایام فیلم فجر و جایزه ی برلین و ذوق زدگی مطبوعات خواهد داشت و از تمام اینها به نفع فیلم استفاده خواهد شد.
*
فیلم های اکران نوروزی 1388 در حال بررسی می باشند.
تا این لحظه اکران فیلم های « وقتی همه خوابیم » ساخته ی بهرام بیضایی،« سوپر استار» ساخته تهمینه میلانی و « اخراجی های 2» به کارگردانی مسعود ده نمکی مشخص و قطعی شده است./ لینک/ فیلم های بیست و حریم نیز درانتظار هستند. خبرگزاری فارس در روز 21 اسفند از احتمال حداکثری نمایش « درباره الی...» خبر می دهد که هنوز قطعیت آن مشخص نشده است.
درهفته آتی فهرست نهایی فیلم ها مشخص و اکران نوروزی سینماها در گروههای نمایش آغاز خواهد شد.
پس از جشنواره برلین و آغاز موفقیت های جهانی
« درباره الی ... » در راه جشنواره تربیکا
فیلم محبوب جشنواره فجر امسال ، به روال موجی که راه انداخته کم کم عزم جشنواره ی های جهانی را دارد تا بتواند بر اساس توانایی های خود، آنها را نیز فتح کرده و صاحب افتخار برای سینمای ایران شود.
درباره الی در دومین حضور خود پس از جشنواره برلین در هشتادمین دوره فستیوال تربیکا به نمایش در می آید. این جشنواره از دوشنبه 26 اسفندماه با حضور 86 فیلم دیگر از سراسر جهان آغاز خواهد شد.
درباره الی به همراه 12 فیلم دیگر در بخش « مسابقه داستانی سینمای جهان» حضور دارد.
برای اصغر فرهادی آرزوی موفقیت داریم.
تردید و طرح جدید برای اکران عمومی
تردید ساخته ی واروژ کریم مسیحی که بعد از قریب دو دهه به عرصه فیلمسازی برگشت،بازتاب های متعددی در جشنواره 27 فیلم فجر داشت. به تمامی نتوانست انتظار هفده ساله ی سینمای ایران را پاسخ دهد واین اصلاً به آن معنا نیست که فیلم واجد ویژگی های مثبت نبود. اوجی که جناب کریم مسیحی با فیلم پرده آخر ترسیم کرده بود،تردید نتوانست به تمامی تکرار کند. این را از لحاظ تقسیم جوایز فجر( مقایسه کنید با سیمرغ های بلورین متعدد فیلم پرده آخر) و نقدهای تمجیدی آن سال ها می گویم؛ وگرنه تردید نیز فیلم فاخر و وزینی ست در سینمای این روزهای ایران.
ترانه علیدوستی با حضور درست و استاندارد خود در این فیلم،وجه دیگری از کلاس بازیگری را به نمایش گذاشت؛ و کاندیداتوری سیمرغ بلورین بازیگری نقش اول زن، ره آورد مشاهده ی این تلاش بود. بیان او، حرکت و در کل المان های نقش آفرینی او در تردید از ویژگی های مثبت فیلم می باشد. این را نه از حسب این وبلاگ، که از دیدگاه عمومی می گویم که هر وقت تصویر او به عنوان نخی برای تسبیح فیلم روی پرده نقره ای نبود، دل دوربین برایش تنگ می شد. وجه عقلانی مهتاب در قیاس با... نه دیگر! این ها را باید در هنگام نقد تردید نوشت.
در مطالب گذشته ی این وبلاگ( دی و بهمن 87) به تمامی می توانید در جریان اخبار فیلم و گزارش حضور آن در جشنواره فیلم فجر قرار بگیرید. البته پرونده ویژه ای برای تردید به زودی در این وبلاگ ارائه می شود. احتمالاً تا حدودی شبیه آن چیزی بشود که پیش از این قول داده بودم و سانسور شد!
اما خبرهای جدید از تردید:
پس از پایان جشنواره،خبر رسید که فیلم برای نمایش عمومی با تدوین مجدد عرضه خواهد شد. زمان طولانی فیلم یکی از نکات منفی ای بود که بارها به آن اشاره می شد. اما این زمان طولانی و تدوین مجدد به قصد کاستن زمان،امیدواریم خللی به رشته ی محکم تسبیح فیلم وارد نکند.
تدوین مجدد فیلم و انجام دیگر بخش های فنی فیلم از دهم اسفند آغاز شد. لینک
سعید سعدی تهیه کننده فیلم تردید در مصاحبه با خبرگزاری مهر به نکات ذیر اشاره می کند:
- حدود 15 دقیقه از فیلم حذف شده و زمان آن به 120 دقیقه رسیده است.
- به خاطر تدوین مجدد،باید تغییراتی در موسیقی فیلم توسط علی صمدپور ایجاد شود.
- به علت عجله برای رساندن فیلم به جشنواره،صدای آن در نمایش فجر با اشکالاتی مواجه بود که هم اکنون پرویز آبنار در حال ترمیم صداگذاری فیلم است.
- نسخه نهایی تردید در ابتدای فروردین 88 آماده نمایش می شود و سعی می شود که شرائط برای اکران دوم نوروز ( حوالی اردی بهشت و خرداد ) فراهم شود.
وب سایت شخصی ترانه علیدوستی
نسخه ی صفر .... هنوز آماده و راه اندازی کامل نشده است.
با گسترش حضور ترانه علیدوستی در سینمای ایران و هرچه پرحجم شدن و پاربارگشتن کارنامه ی سینمایی و تئاتری اش و در آینده نوشتاری او، و با توجه به سلطه ی رسانه های دیجیتال در سال های اخیر که روزبه روز نیز در حال تکامل است؛ لزوم ایجاد بنگاه های خبری اختصاصی برای اشخاصی که ناگزیر و ناگریز از رسانه ها نیستند به شدت احساس می شود.
بر اساس همین نیاز و همچنین درک درست شرائط جدید از جانب خانم ترانه علیدوستی، مدت هاست که خروجی وبسایت اختصاصی ایشان بر روی دنیای مجازی قرار گرفته و دامنه ی آن ثبت گشته است.
سایت شخصی ایشان قرار است که ضمن داشتن لینک های متعدد و صورت مشخصی که وبسایت های دیگر دارند، دارای ویژگی های منحصربفرد خود نیز باشد. معرفی نامه، پرونده فیلم ها و آلبوم تصاویر و گزارش موفقیت ها از بخش های محرز این وبسایت است؛ به قول خانم ترانه علیدوستی یکی از آشنایان ایشان در حال تهیه و راه اندازی نهایی آن می باشد.
اتفاقی که قرار است به بهترین شکل و متناسب با وجهه و وزانت ایشان باشد.
* خبر اختصاصی وبلاگ خبری اینکه عکس های بخش آلبوم وبسایت توسط خانم نیوشا توکلیان تصویربرداری شده است.
نیوشا توکلیان؛ عکاس 26 ساله ،فعالیت خود را از 10 سال پیش و با روزنامه زن آغاز کرد. عکاسی سیاسی واجتماعی از زمینه های فعالیت اوست که بعد از اتمام فضای دوم خرداد و توقیف نشریات، میل او بیشتر به سمت عکاسی اجتماعی گرایش یافته است. نیوشا توکلیان در زمینه ی عکس صاحب جایزه ی جهانی می باشد.
هیچگاه خاطره ی خوش تماشای عکس های او و عباس کوثری و رضا معطریان از حافظه ی مطبوعاتی نسلی که با روزنامه های نیمه ی دوم دهه هفتاد نفس کشید از یاد نمی رود ونمی برم.
در ضمن ،خانم نیوشا توکلیان عکاس فیلم« من،ترانه پانزده سال دارم » نیز می باشد؛ که رسول صدرعاملی از باب شم روزنامه نگاری خود و همچنین میدان دادن به جوان ها او را انتخاب کرد. شاید خاطره ی خوش همان فیلم هم دلیلی باشد برای انتخاب چهره نگاری توسط خانم توکلیان از ترانه علیدوستی.
ضمن عرض تبریک به خاطر این اتفاق فرخنده( ایجاد وبسایت ) ، امیدواریم که سال جدید شمسی نقطه ی آغازی برای موفقیت ها و حضورهای درست خانم ترانه علیدوستی در تمام عرصه هایی که پیش از این می شناختیم و همچنین دنیای جدید رسانه ی رسمی اش باشد.
فیلم پنجاه کیلو آلبالو .............................. با حضور ترانه علیدوستی
به گزارش سایت سینمای ما قرار است که مانی حقیقی پس از کنعان،فیلم بعدی خودش را از اردی بهشت ماه سال آینده در زمینه ی طنز و با حضور قطعی ترانه علیدوستی و حامد کمیلی به عنوان بازیگران نقش اصلی بسازد. باران کوثری فیلمنامه را خوانده و احتمالاً در فیلم حضور خواهد داشت. جواد رضویان نیز گویا در چند سکانس فیلم بازی خواهد کرد.
فیلمنامه را حدود چهار سال پیش فرهاد توحیدی نوشته و قرار است، مانی حقیقی دراولین تجربه ی فیلم طنز خود،آن را به تهیه کنندگی محمدرضا تخت کشیان بسازد.
خبر جدید اینکه تورج منصوری به عنوان فیلمبردار با گروه تولید قرارداد بسته است.
اما بشنویم از باران کوثری که طی روزهای گذشته به گروه تئاتر« سگ- سکوت» پیوسته تا به همراه پانته آ بهرام و حامد بهداد و... تمرینات را آغار و نمایش را در بهار 87 به روی صحنه ببرند. تقویم به ما می گوید که اردی بهشت،یکی از فصل های بهار است!
باید منتظر بمانیم و ببینیم که فیلم در دست تولید ترانه علیدوستی به کجا خواهد رسید.
برای گروه آرزوی موفقیت داریم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* با عرض پوزش متنی را که به عنوان مطلب بعدی و با تیتر« حضور نوبرانه ی ترانه علیدوستی در جشنواره فیلم فجر 87» وعده داده بودم ، به یادداشت مجزای نوروز موکول شد. طولانی بودن و جامعیت حداقلی آن!، کمی مجابم کرد که آن را به عنوان متن نوروزی تقدیم وبلاگ کنم. اگر با این دلایل هم قانع نشده اید و همچنان منتظر آن متن هستید، بگویم که نوبرانه اگر چغاله بادام و گوجه درختی ست، پس بگذاریم فصل اش برسد. می دانم که قبول کردید. ممنون. اصولاً باید شما را خیلی ساده گول زد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مهلکه ی جانفرسای نفرین 12 اسفند 86
سخت است. نوشتنش سخت است و بیشتر از سختی اش،احمقانه.
نفرین اگر نتیجه ی یک مباهله باشد، من نه اینکه قصد آن را با کسی ندارم؛ بلکه همیشه دیگران را پرهیز نیز داده ام.
من همیشه روی پای خودم ایستاده ام.
بارها از سوی دیگران( از وبلاگ ها و سایت های دیگر) دعوت به همکاری شده ام؛ تمایل به همکاری داشته اند و هربار هم به بهانه ای و دلیلی منصرفشان کرده ام.
من همیشه روی پای خودم ایستاده ام.
اخبار را از منابع رسمی و حافظه ی ذهنی خودم و ... به دست می آورم و تدوین و تحویل اش به مخاطبان باعث شده که با محبت آنها صاحب یکی از بهترین وبلاگ های خبری( و البته با حس شاعرانه ی) سینمایی باشم.
من همیشه روی پای خودم ایستاده ام.
از حاشیه پرهیز می کنم و از کسب احترام بیشتر برای موضوع عزیز وبلاگم خشنود می شوم. نمی دانم وبلاگ را خودش هم می بیند یا نه!؛ولی اگر روزی بیاید و بخواندم، احتمال دارد که از این آرشیو غنی خبری و از این دقت و این همه اشراف به موضوع و این همه شرف به ذوق بیاید و دورادور خسته نباشیدی بگویدم. شاید هم بدش بیاید وطبق معمول خوبش،از حاشیه متنفرباشد و این وبلاگ را پهن ترین حاشیه ی خودش بداند. نمی دانم. اما می دانم که :
من همیشه روی پای خودم ایستاده ام.
شنبه 11اسفند سال قبل قرار بود که برنامه ی مردم ایران سلام با اجرای آقای شهیدی فر و با حضور خانم ترانه علیدوستی و رضا میرکریمی پخش شود. برنامه با غیبت ایشان و با شرکت میرکریمی روی آنتن رفت. این می توانست اولین حضور زنده ی ترانه علیدوستی بر صفحه ی تله ویزیون باشد.
من همیشه روی پای خودم ایستاده ام.
هشت دقیقه از بامداد 12 اسفند گذشته بود که وبلاگم آتش گرفت. آتشش زدند. از هولناکی ضربه اش پاهایم شکست. انگار که از فاصله ی یک متری به شقیقه ام شلیک شده باشد و یا هزاران نفر یکمرتبه بهم خندیده باشند و من گریسته.

منصور بن حلاج، عارف بزرگ ِ نامی را در میدانگاهی عوام به جهالت سنگسار می کردند. او حرفی نمی زد و تبسم می نمود و از حقانیت خود خبر داشت. پیر روشن ضمیری از آن حوالی گذشت و او نیز به طبعیت از جمع، کلوخی بر پیشانی وی پرتاب کرد. حلاج را دردی آمد و اشکی ریخت. از وی پرسیدند: چرا در مقابل آن سنگ ها آخی هم نگفتی،اما با ضربت این کلوخ گریستی. حلاج گفت: آنها نادانسته می زدند، اما این پیر خبر داشت من که هستم و دانسته زد.
حالا به اشتباه همه فکرمی کنند که من روی پای خودم ایستاده ام. نه عزیزانم! پاهای من یکسال است که شکسته. کنارشان ستون زده ام که به اتکای آن شبیه ایستاده ها شده ام.
اما این را هم نامردی است اگر نگویم. ایستاده ی پاشکسته ای هستم پر افتخار. افتخار می کنم و سرم را تا عرش بالا می برم که دارم برای ترانه علیدوستی؛ این روشن ِ معصوم ِ پرمعنای سینما که با فاصله ی زیادی از روزمره گی ها نشسته، مطلب می نویسم. بگذار هزارتا دشمن داشته باشد این وبلاگ؛ چه باک!؟ چون میلیون ها رفیق شفیق دارم. روزانه حدود یکصد و پنجاه دیداراز این وبلاگ من و ذهنم را کفایت می کند. چون می دانم درست خوانده می شوم.
خداوند نگاهبان اش باشد.
پس از خسرو شکیبایی، تمام احترام سینمای ایران برای من از ترانه علیدوستی ست.
ماهنامه ی فیلم و حضور ترانه علیدوستی ( مقدمه )
ماهنامه ی فیلم،همچنان و همیشه معتبرترین و قابل استنادترین نشریه ی سینمایی کشور بوده و هست. در مواقعی البته دچار افت و خیز بوده،اما بیست و هفت سال حضور مداوم در عرصه ی مطبوعات کشور و همگام با ظهور سینمای پس از انقلاب و گاهی خط دهی! به جریان جاری آن، از مهمترین و باشکوهترین وجوه حیات ماهنامه ی فیلم بوده است. نشریه ای که بر حسب ذات محافظه کارانه اش( به چشم عیب که نگاه نمی کنید!؟ این حسن است در جامعه ی پرتنش) توانسته با مدیریتهای مختلف فرهنگی دولت های وقت بسازد و نانش را نیز از حاشیه و رنگ و لعاب هنرپیشه های درجه پایین از تنور در نیاورده. همیشه به مدد سه یار دبستانی خوب و شریف( آقایان و حضرات هوشنگ گلمکانی- با آن ابهت ژورنالیستی اش- ، مسعود مهرابی- با آرامش ذاتی و خلوت نشینی محجوبانه اش- و عباس یاری- با چهره ی همیشه خندان و روح پرانرژی اش-) تونسته اند، ماهنامه ی فیلم را به یکی از ( بگویم تنهاترین!؟ ) موسسات مطبوعاتی نیکنام کشور بدل کنند. مرحبا و دست مریزاد دارد.
*
ترانه علیدوستی در طول حیات هفت ساله اش در سینمای ایران، هشت بار تصویر و خبر مربوط به فیلم اش بر طرح جلد ماهنامه ی سینمای فیلم خوش نشسته است. او در شماره های پس از جشنواره فیلم فجر در هر دوره ای که حضور داشته،از طرف منتقدان و نویسندگان یا به عنوان بازیگر برتر شناخته و یا انتخاب ویژه بوده. اصلاً گمان کنم که همان تعدد طرح جلدها گواهی بدهند که ترانه علیدوستی از دیدگاه معتبرترین نشریه ی سینمایی کشور، از پراعتبارترین بازیگران جوان سینمای ایران است. شاید به همین خاطر نیز باشد که ترانه علیدوستی برای سه فیلم اولش، سه مصاحبه ی خوب و جامع و برای فیلم کنعان نیز یک یادداشت استثنایی برای ماهنامه ی فیلم انجام داده و نوشته است. همین روند ما را منتظر نگه می دارد که منتظر مصاحبه های اختصاصی او با این ماهنامه درخصوص تردید و درباره الی باشیم. ماهنامه ی فیلم انگار سال 88 وزین تر است.
به زودی گزارش کاملی از این حضور در وبلاگ ارائه خواهد شد.
*
درشماره ی 391 ماهنامه ی فیلم( اسفند 87) که تصویر ترانه علیدوستی بر طرحجلدآن چاپ شده، فیلم او« درباره الی...» با رأی قاطع منتقدان و نویسندگان( 62 امتیاز) به عنوان فیلم برگزیده انتخاب شده است. جالب اینکه فیلم دوم یعنی عیار 14 پرویز شهبازی 26 امتیاز کسب کرده است. درمجموع آرای عوامل تولید فیلم ها نیز درباره الی موفق به کسب 189 امتیاز و فیلم تردید نیز موفق به کسب 23 امتیاز شده و در رتبه ی 6 جدول قرار دارد.
همچنین ترانه علیدوستی در انتخاب برترین عوامل فیلمهای تولیدی ( البته اگر قسمت انتخاب های ویژه منتقدان با عنوان همه ی بازیگران فیلم درباره الی را کنار بگذاریم) هشت بار نامش به عنوان بازیگر اول و یا مکمل انتخاب شده که سهم تردید و درباره الی در آن مساوی( چهار بار) است.
این یکی از بهترین امتیازهای ترانه علیدوستی است که نام و چهره اش بسیار بسیار بیش از آنکه بر ویترین رهگذر پسند نشریات جدول و سرگرمی و طیف رنگ های زرد قرار بگیرد ، زینت بخش نشریات معتبر و حرفه ای می شود.
* درشماره ویژه نوروز 88 ماهنامه ی فیلم نیز نام واثری از ترانه علیدوستی هست که در یادداشت ویژه نوروز اشاره می شود.
* مطالب این یادداشت، به تناوب( در فاصله های زمانی کوتاه و روزانه) افزوده و ترتیب چینش آن در هر نوبت دگرگون می شود. همراه باشید.
* مطلب بعدی :
و سبد فرهنگی با تمام ره توشه هایش
و جمع بندی پایانی
یاداشت و خبر مربوط به فیلم زندگی با چشمان بسته در شماره های نوروزی وبلاگ
»»»»ــــــــــــــــــــ«
* خبرنامه:
گزارش های خبری به وسیله لینک ارجاع می شود. اخبار در ترتیب سطرها، بر اساس گذشت زمان است. زمان: 23 اسفند تا نوروز88
* 87 خبر داغ از سینمای ایران در سال 1387 قسمت اول و دوم
* اهدای سیمرغ جامانده ی صداگذاری درباره الی به محمدرضا دلپاک . لینک
* حضور شیرین کیارستمی و چهارشنبه سوری فرهادی در شمال غرب فرانسه. لینک
* گمانه زنی خبرگزاری مهر از بازگشت گلشیفته فراهانی همزمان با اکران درباره الی. لینک
* تحولات آئین نامه ی اکران فیلم ها در سال 1387. لینک
* احتمال اکران درباره الی در نمایش نوروزی سینماها. لینک
»ــــــــــــــــــــ««««
باز باران با ترانه
خب! طبیعی ست که این تیتر کاملاً اشتباه است. ترانه علیدوستی هیچگاه با خانم باران کوثری در فیلمی همبازی نبوده اند که بخواهیم از آن با عنوانی دوباره استفاده کنیم. اگر در یک لیست کاندید جایزه ای شدن( مثل همین دوره اخیر فیلم فجر) و یا یک صحنه ی مشترک برای حضور در مراسمی هنری( مثل جشن دوره یازده خانه سینما ) را مدنظر قرار دهیم و یا رفاقت هایشان را با همدیگر و دیگر دختران خوب سینمای ایران، می رسیم به همان ایام کودکی... به همان شعر شریف دبستانی... باز باران با ترانه.
اما انتخاب این تیتر یک حکایتی دارد. اوائل اسفند بود که داشتم خواهران غریب شکیبایی را می دیدم که صحنه ی خواندن موسیقی کودکانه رسید. ثریا به جهالت می گوید:« این آهنگ محبوب کودکی های منه»... منصور خسروی به مهربانی، اصلاحی تاریخی می کند و می گوید« این آهنگ محبوب همه ی بچه های ایرانه».
چند روز پیش در جریان جشنواره فیلم شهر، مهمان فیلم کوتاه هومن سیدی عزیز بودیم. چند روز قبل اش هم فیلم تنها دوبار زندگی می کنیم. در سالن نمایش به علاوه بسیاری، هم نگار جواهریان( رویای فیلم من ترانه پانزده سال دارم) بود و هم باران کوثری. بارانی که در ساحل اولین نمایش فیلم الی در فلسطین هم بارید و آمد.
این تیتر« باز باران با ترانه » در همان روزها متولد شد و با دیدن خواهران غریب شدتی سینمایی پیدا کرد. می دانم اشتباه و یا لااقل زود است. می توانستم یکسال نگهش دارم در گنجه ی تیترهایم و برای زمان اعلام کاندیداهای بازیگری در جشنواره 28 فیلم فجر رونمایی اش کنم. اما خوب هم می دانم که ننوشتنش در اسفند87، جفا در حق واردات آسمانی بود.


ترانه علیدوستی
و
باران کوثری
در فیلم در دست تولید
مانی حقیقی
همانطور که بسیار پیش از این در کامنتدانی وبلاگ خبری ترانه علیدوستی در دیالوگ با شاهین، خبر تولید فیلم جدید مانی حقیقی با موضوع طنز و با حضور ترانه علیدوستی اعلام شده بود، سایت سینمای ما به نقل از بنگاه خبر،حکایت از پیش تولید فیلم جدید مانی حقیقی داد. کارگردانی که نمایش موفق کنعان را از سرگذرانده و در موفق ترین فیلم سینمایی سال 88 هم به عنوان بازیگر، حضور فوق العاده ای از خود را به ثبت رسانده است.
اگر فیلم پنجاه کیلو آلبالو که امیدواریم زودتر به مرحله ی تولید برسد، وارد جریان جاری سینمای ایران شود،به همراه خود چند اتفاق مهم دارد. اول اگر از عدم همکاری سلسله وار اصغر فرهادی با مانی حقیقی در این پروژه( باور کنید از جناب فرهادی انتظار بازیگری برای مانی حقیقی نداریم!) بگذریم، بی شک به تیم بازیگران می رسیم. این اولین حضور خانم ترانه علیدوستی در یک فیلم طنز است که علیرغم اعلام اشتیاق شان در مصاحبه های قبلی و قدیمی،تاکنون اتفاق نیفتاده بود و باید ببینیم که در این عرصه جدید چگونه حاضر می شوند. آنهم در کنار جواد رضویان که خب ، نمادی از سینمای تجاری این روزها هستند و باید ببینیم که تاثیر همنشینانی حرفه ای که بیش از کمیت فروش به کیفیت تولید و اثر هنری می اندیشند چه خواهد شد. از حامد کمیلی هم نمی شود گذشت که بعد از تردید، دومین فیلم سینمایی اش و دومین همکاری وی با خانم ترانه علیدوستی ست.
بعد هم حضور همزمان با خانم باران کوثری که خود نمایندگی بخشی از سینمای جوانانه را به عهده دارند. امیدواریم همنشینی این دو عزیز در پنجاه کیلو آلبالو!، یادآور اولین اتفاق فرخنده از این نوع یعنی درباره الی و حضور گلشیفته فراهانی و ترانه علیدوستی باشد.
یعنی آیا وقت آن رسیده که به استاد فیلم درباره الی و این اتفاقات اخیر( باز با کمی احتیاط ) اعلام کنیم که کار تیمی در ایران اگر به درستی مدیریت شود، نتیجه ی مثبتی دارد و همیشه نباید گفت: قبیله یعنی یه نفر!؟
یک حرف شخصی بزنم که امیدوارم نام فیلم در ادامه ی تولید و... تغییر کند. یک مقدار سخت است که در ادامه ی شناسنامه ی هنری سرکار خانم ترانه علیدوستی، بعد از کلمات فاخری مثل تردید و کنعان و درباره الی، بنویسیم : پنجاه کیلو آلبالو!
ترانه علیدوستی؛ نتیجه ی تجلی ِمَطلـُوب ِیک اراده ی شخصی

ــــــــــــــــــــــــــ
تا انتهای همین هفته...
( از سه شنبه شب به تناوب)
با آخرین اخبار
گزارش ها و شرح تیتر فوق! و سبد فرهنگی و...
همراه باشید.
* ویژه خبری
نمایش دو فیلم درباره الی و تردید
در حوزه ی هنری و جشنواره فیلم شهر
اسفند 1387
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به روال سال های گذشته، فیلم های منتخب جشنواره فجر از دیدگاه خود را ( یاد روزگاری که حوزه به مدیریت حجه الاسلام زم، قطب مهمی در صنعت تولید و حمایت سینمای ایران بود، بخیر!) به نمایش می گذارد.
این برنامه از روز دوشنبه 12 اسفندماه آغاز می شود. که شروع آن با فیلم درباره الی و در روز سه شنبه با فیلم تردید می باشد. فیلم ها هر روز در چهار سانس به نمایش در می آید.
لیست کامل فیلم ها از خبرگزاری مهر( وابسته به حوزه هنری ). لینک
*
جشنواره فیلم شهر و کارناولی تماشایی!

جشنواره فیلم شهر نیز در این هفته آغاز به کار خواهد کرد. محل نمایش فیلم ها در سینمای های فلسطین،آزادی ،ملت و... می باشد و آنجا نیز قراراست که فیلم درباره الی ( گویا سه نوبت) نمایش داده شود. جناب اصغر فرهادی از داوران این جشنواره بوده و...
اطلاعات تکمیلی از ایسنا
گزارش جشنواره فیلم شهر در نشست مطبوعاتی امروز. لینک
* پیشنهاد این وبلاگ:
بهتراست که مخاطبان محترم این وبلاگ در صورت موفق نشدن به تماشای فیلم درباره الی طی جشنواره فیلم فجر، موقعیت مطلوب حوزه هنری و البته جشنواره شهر را از دست ندهند. مطمئن باشید که هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.
اما... اما حضور در جشنواره فیلم شهر برای عموم آزاد است. ولی ورود به حوزه هنری مختصاتی دارد. برای این سری از نمایش ها دعوتنامه صادر شده و مختص فرهنگیان و خانواده خود حوزه و مسئولین و... می باشد. اصولاً ما نیز جزو این غیره( همین سه نقطه مختصر) محسوب می شویم. البته وقتی وارد سالن بشوید،می بینید که مخاطبان واقعی سینما همین سه نقطه ها هستند. آنجا بسیار دورتر از دستان خودتان، حتماً چیپس و پفک خواهید دید و صدایش...
حالا پیشنهاد( چون دوست تان دارم و خودم جزو اعضای کتابخانه آنجا هستم و حالا نه بلیط ،ولی آشنا دارم و شرایط را می دانم...):
ورود برای افراد متفرقه! در حوزه هنری بسیار مشکل است.( خانم ترانه علیدوستی در سال های 81 الی 83 برای تماشای فیلم های برتر سینمای جهان،به سالن نمایش حوزه هنری تشریف می بردند ). خلاصه پس بهتر است که برای تماشا قید محیط خانوادگی دو سانس آخر را بزنید، و حتماً دو سانس اول ( 14-16 و 16- 18) را انتخاب کنید. با مسئول در ورودی هم اگر کمی فشار از پایین بیاورید، او حتماً در بالا چانه زنی خواهد کرد و نتیجه اش دیدار فیلم است. ایام مفرح و فرهنگی ای برایتان آرزو می کنم.
* به زودی این وبلاگ با یادداشت اصلی به روز خواهد شد.
- البته اگر سالگرد ِنفرین ِ12 اسفند بگذارد!!
* مرور تاریخ
به بهانه ی اصغر فرهادی و برلین و حواشی درباره ی الی
عبور استاندارد از خط های قرمز
یا: چگونه آموختم که نترسم و چماق ام را جای بهتری بکوبم!

ضمن تبریک به اصغر فرهادی و خانواده ی محترم ایشان و اصناف سینمایی کشور،به ویژه سرکار خانم ترانه ی علیدوستی، به مناسبت دریافت خرس نقره ای برلین برای کارگردانی فیلم درباره الی...
نیمه ی دهه ی هفتاد شمسی بود. عباس کیارستمی به عنوان کارگردان فیلم طعم گیلاس میهمان جشنواره ی کن بود. جشنواره ای جهانی که بعد از اسکار مهمترین فستیوال فیلم است. مکان،کشور فرانسه؛ مهد روشنفکری. هیئت داوران با مشاهده ی فیلم ها جایزه ی برتر جشنواره، نخل طلای کن را به طعم گیلاس می دهد. تا اینجا همه چیز درست و افتخار کردنی. حتی تا همان لحظه هم که عباس کیارستمی روی سن می رود تا جایزه اش را تحویل بگیرد. اما اتفاقی می افتد که گیلاس و طعم اش را انگار که توی لیوان کاکتوس( نه حتی نخل) سر کشیده باشیم. عده ای در ایران با مشاهده ی نحوه ی تحویل جایزه غضبناک می شوند: عباس کیارستمی به حضار احترامی می گذارد و پیش می رود به سمت جایزه. از قضا اهداکننده ی نخل طلای کن، یکی از بازیگران زن سینمای فرانسه است. او آداب شرقی نمی داند و به روال ِ تربیت ِغرب، دست ِ سلام پیش می برد و کارگردان شهیر و جهانی ما نیز آنجا دستی به مهر می دهد و اینجا دست هایی بر آتش کشیده می شوند و شعله ورش می کنند.
عباس کیارستمی با نخل طلای کن که کسب آن افتخاری ست برای سینمای هر کشوری، راهی سرزمین مادری می شود. زمزمه هایی در جریان است و باند فرودگاه مهرآباد انگار که در انتظار فرود ملتهب ترین مسافر آن شب خودش است.
سالن انتظار دو بخش شده است. در بخشی مدیران فارابی که هراسناک! در انتظار ورود مسافرشان هستند، و در آنسو نیز گروهی با شلوار پارچه ای مشکی که پیراهن سفیدشان را روی آن انداخته اند، منتظرند. هواپیما به فراز آسمان ایران می رسد. دسته های گل ها دارند از هراس پژمرده می شوند و دسته های بیل هم دارند محکم تر در پنجه فشرده می شوند. آن یکی به تقدیم،این یکی به ضربت. همایش ِگـُل و بیل است. بی سیم ها فعال شده و تلفن ها اشغال است. واسطه ها خبر از ورود عنصر ضد فرهنگی! و اعلام آماده باش می دهند؛ و وساطت ها شروع می شود تا یکی از افتخارآفرینان سینمای ایران را از مهلکه جان سالم به در ببرند. یک طرف قانون است ویک طرف هم فراتر از قانون. یک سمت عرف ِ مترقی ایستاده و آن سمت شرع ِ سنتی . هر دو هم درست می گویند! اما یکی به الفبای عطوفت و دیگری به خط ِخشونت. یکی می بخشد و تساهل می کند، آن یکی می خروشد و فریاد ضدیت با تسامح سر می دهد. فرودگاه مهرآباد متشنج شده... و عباس کیارستمی از درب پشتی! مهرآباد راهی خانه اش می شود. مسافر تنهای کن، آن شب تا صبح در هراس و سوال بود که آفتاب در شرق از کدام پنجره می تابد!؟
*
چند ساعتی به طلوع خورشید در آخرین روزهای بهمن 1387 شمسی باقی مانده که ...
شهر تهران بزرگ شده. صاحب دو فرودگاه بزرگ هستیم. یکی در غرب تهران ( به جا مانده از قدیم که حالا از حسب گسترش شهر، وامانده در میانه ی آن) و آن دیگری در بیرون از شهر. مترو، همچون سفیر تکنولوژی در حفره های زمین می تازد. نسیم گرم دموکراسی با بهار سید محمد خاتمی وزیده و حالا البته از گذر زمان و چرخش مدیران کمی سرد و یواش! شده. مطبوعات آزادی نسبی بیشتری دارند و رسانه ها بیش از پیش به سینما می پردازند.( حتی در آنسوی آب ها هم، خیابانی در فرانسه به نام عباس کیارستمی ست!) اگر آن روزهای نخل ِکن، چشم به انتشار ماهنامه ها بود و البته هفته نامه ی محتاط ِ سینما ، حالا سایت ها لحظه به لحظه هم گزارش از متن می دهند و هم روایت از حاشیه. هیچ حرکتی دور از چشم نیست،مگر اینکه حکمی قضایی دستورِ دوستانه به بستن چشم بدهد. که آنوقت هم باز رسانه های اپوزیسیون دست به کار می شوند. دنیا،دنیای رسانه هاست. تا پیامی باشد، برایش هم فرستنده هست و هم گیرنده.
چند ساعتی به طلوع خورشید در آخرین روزهای بهمن 1387 شمسی باقی مانده که ... که خانم خوش صدای متصدی اطلاعات فرودگاه امام خمینی( ره) خبر از نشستن هواپیمای آلمان به مقصد تهران می دهد.
حالا کاروانی که صد قافله دل و امید همراه آن بود، با کسب افتخاری دیگر وارد مرزهای فرهنگی ایران می شود. دسته های گل به سهولت به گردن شان می نشیند و به دست شان تقدیم می شود. عکاسان به راحتی نزدیک می شوند و تصویری از چیزی شبیه حتی مهمانی خانوادگی می گیرند.
همه چیز خوب است. اینجا ایران است و به قول شاعری: و من تو را دوست می دارم.
اما ضیافت بیل ها!... سفره شان جای دیگری مهیاست. همه چیز متمدنانه شده. حتی چماق ها را دیگر به جای تیشه، دستگاه الکترونیکی صیقل می دهد. چوب گاهی چماق می شود و گاه از خانواده ی همان،قلم ساخته می شود.
انتقام، دیگر صورت ثابتی ندارد و سیرت اش به صورهای متفاوتی درآمده. مصداقی شده برای چماق و هویج. دستی که گل می دهد، در آستینش چماق دارد؛ و آنکه چماق می کوبد، نیتش اهدای گل است.
*
سپیده ی درباره ی الی، حاشیه ی فیلم است. محل تلاقی چماق هایی برای کوبش مُهر ِتحریم. دلیل:« ناگهان پرده برانداخته ای،یعنی چه!؟/ مست از خانه برون تاخته ای،یعنی چه!؟- زلف در دست صبا،گوش به فرمان رقیب( جاسوسان سیا )/ این چنین با همه درساخته ای، یعنی چه!؟»
*
پایانبندی این نوشته ی مغشوش کمی برایم مشکل شده. تحلیل درست ام را نمی دانم که کلمات ترس خورده ام، توانستند به راحتی بیان کنند یا نه!؟ خلاصه می گویم:
عباس کیارستمی و طعم گیلاس او، و اصغرفرهادی و درباره الی هر دو صاحب افتخاری برای سینمای ایران هستند. یکی با نخل طلای کن و این یکی با خرس نقره ای برلین. و هر دو به همراه حاشیه هایی فرامتنی. حاشیه ی طعم گیلاس دست دادن کیارستمی با مجری زن مراسم بود و حاشیه ی درباره ی الی شرکت گلشیفته فراهانی ( از بازیگران فیلم) در اثری هالیوودی و حضور روی فرش قرمز با ظاهری خلاف عرف ِ رسمی. با این تفاوت که این دو جریان ِهمسان! در دو برهه زمانی متفاوت اتفاق افتاده اند. یکی در میانه ی دهه هفتاد و قبل از دوم خرداد و دیگری در عصر ِپس از گفتمان و تعارف و خجالت ِمدیران فرهنگی در کوبش ِمستقیم چماق.( که حقا اگر اتفاق و حاشیه ی الی در زمان طعم گیلاس واقع می شد، سینمایی به آتش کشیده می شد؛ و اگر طعم گیلاس امروزی بود، به اخطاری کوچک اکتفا می شد) .
نصیب طعم گیلاس از آن حضور،تحریم کیارستمی و حمله به او و اکران بسیار نامناسب و توزیع قاچاق فیلمش شد. و نصیب درباره ی الی... صبر کنید! تاریخ به ما خواهد گفت که یک بام، چند هوا خواهد داشت!
* حق انتشار این متن ،محفوظ و البته مسدود است.
* لازم به ذکراست که دبیر این وبلاگ دست ِ تک تک مسئولان فرهنگی کشور را، آنهایی را که در جهت رشد و اعتلای فرهنگ ملی و اسلامی این دیار کوشش ِ روشمندانه و روشنمدارانه انجام می دهند و از ریسمان های سیاه و سفید به گزافه نمی ترسند،به احترام می فشارد. نیت ِ نویسنده ی این متن،نقد آنهایی بود که نگاه قیم مأبانه به فرهنگ و هنر دارند و در مقابل مسیر روشن آن، سدهای تاریکی قرار می دهند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نشست خبری درباره الی... امروز برگزار شد
* شنبه سوم اسفندماه 1387
نشست خبری فیلم تحسین شده ی درباره ی الی که به علت حضور اصغرفرهادی در جشنواره برلین،در ایام برگزاری فیلم فجر برگزار نشده بود؛ امروز و پس از بازگشت ایشان به ایران با رهاورد خرس نقره ای برلین در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.
در این نشست که صبح امروز با حضور خبرنگاران و علاقمندان جدی سینما برگزار شده بود،آقایان اصغر فرهادی و سید محمود رضوی( تهیه کننده) و از تیم بازیگران نیز آقایان شهاب حسینی،صابرابر، پیمان معادی و احمد مهرانفر و خانم مریلا زارعی حضور داشتند.
خانم ترانه علیدوستی به علت مشغله های فیلم در آستانه ی تولید زندگی با چشمان بسته در این نشست حضور نداشتند.( اخباراین فیلم به زودی پوشش خبری داده خواهد شد/ به کارگردانی رسول صدرعاملی )
دبیر این وبلاگ به علت زمان نامناسب برگزاری این نشست و تداخل با مسائل و زمان کاری،تنها توانست در دقایق پایانی نشست خود را به فرهنگسرای رسانه( که خوشبختانه در همسایگی بود ) برساند. بالطبع در حصول شرایط مناسب تر، گزارش کاملی از متن و حاشیه ی نشست در این وبلاگ ارائه می شد. * عکس ها؛ اختصاصی وبلاگ خبری ترانه علیدوستی.
* از جانب همه ی شما با کسب اجازه ( البته بدون نام بردن از این وبلاگ ) موفقیت اصغر فرهادی را به او تبریک گفته و آرزو و اظهار امیدواری کردم که فیلم ِدهم کارنامه ی او، جایگزین همشهری کین در صدر تاریخ سینمای جهان شود.
گزارش نشست خبری امروز در رسانه ها:
- فرهادی: در برلین پاسخ مدعیان دموکراسی را دادم. فارس / تصویری
- گزارش خبرگزاری مهر و مصاحبه. گزارش تصویری
- فرهادی: خواست من، اکران عمومی فیلم است. پایان فیلم هایم تلخ نیست،واقع بینانه است. ایسنا / تصویری
- رضوی: برای اکران «درباره الی» در فرودین 88 تلاش می کنیم. ایسکانیوز. 1 و 2 و 3
و...
- درباره الی؛ چهارمین فیلم برگزیده برلین از نگاه منتقدان. لینک
*- خوشحال می شوم نظرتان را در مورد متن مرور تاریخ بالا بخوانم.




