تبليغاتX
ترانه علیدوستی
ترانه علیدوستی
ترانه ؛... نشسته بر سمت روشن و معصوم و معنادار سینما... جایی دور... خیلی دور از روزمره گی ها

 

وبلاگ خبری ترانه علیدوستی

پس از چله نشینی خسرو شکیبایی

با آخرین اخبار و گزارش ها

روز پنج شنبه 7 آذرماه

منتشر می شود

مانیفست چو؛ تردید؛

درباره الی؛ زندگی با چشمان بسته

و...

این سه نقطه ازهمه شان مهمترست!

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

 

وبلاگ نشر اندوه

با شبه داستانی طنز! منتشر شد

www.nashreandoh.blogfa.com

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

   چند خبر فوری- ۲/۹/۸۷ :

   * متاسفانه علی عمرانی( چهره دوست داشتنی و موفق تئاتر ایران که این اواخر خدا را شکر دارد ارج می بیند و بر صدر می نشیند) از گروه تئاتر مانیفست چو جدا شد و نقش آفرین دیگری جایگزین ایشان شده است. این بدترین خبری بود که امروز و کامل تر بگویم در این پاییز خوش خوشان ِفرهنگی شنیدم.

علی عمرانی را آنهایی که عشقه( کار قبلی رحمانیان) را دیده باشند،می دانند چه می گویم و از که حرف می زنم.

   * نمایش ویژه فیلم ها در دانشگاه صنعتی شریف با عنوان سی سال سی نما

 برگزیده سه دهه سینمای ایران:

 یکشنبه 3/9/87: هامون

 با حضور داریوش مهرجویی؛ محمد بهشتی؛ احمد طالبی نژاد

 دوشنبه 4/9/87: آژانس شیشه ای

 با حضور ابراهیم حاتمی کیا؛فریدون جیرانی؛ شهرام جعفری نژاد

 چهارشنبه 6/9/87: چهارشنبه سوری

 با حضور اصغر فرهادی؛ امیرپوریا؛ آرش خوشخو

- ساعت نمایش فیلم 13:30

- شرائط داخل رفتن به دانشگاه شریف به خاطر مسائل امنیتی کمی مشکل است. به نگهبانی بگویید که برای فیلم آمده اید و...

- احتمال حضور کارگردان فیلم ها چیزی بیش از 60 درصد است.

- این خبر در قوطی هیچ عطاری نیست! فقط مهدی وبلاگ ِخبری ترانه علیدوستی در خدمت شماست. دینگ دینگ؛ ( و یک نکته: فکر نکنید که من اهرم های قوی اطلاعاتی دارم!؛ بلکه این خبرها و اشخاص هستند که خودشان را در مسیر من قرار می دهند ! )

- داستان طنز از وبلاگ ثانوی ام را بخوانید. خوشحال می شوم.

* بخش نظرات در شب دوم آذر به این یادداشت اضافه شد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

    # یک شنبه3/9/87- ساعت 21:35

با نهایت تاسف و تاثر

 

   احمد آقالو ...

 

بازیگر پیشکسوت تئاتر ایران

دارفانی را وداع گفت

این ضایعه را به هنرمندان عرصه تئاتر ، سینما و تلویزیون تسلیت می گوییم.

 

* احمد آقالو از نقش آفرینانی بود که قرار بود در تئاتر مانیفست چو ایفای نقش کند.

یادش را در یادداشت آتی وبلاگ گرامی می داریم.

هیچگاه مهربانی اش را در شامگاه 8 بهمن 86 فراموش نمی کنم.

و چه سخت است وقتی که در همین دو سه روز گذشته نشسته باشی و فایل صوتی مصاحبه ای که با او داشتی را جهت درج در شماره آتی وبلاگ ویرایش کنی. چه بی رحمانه است دنیا. چه سخت است مهربانی دیگری را چشیدن و بعد نظاره ی جای خالی او.

 اویی که به جای گذری سریع و بی پاسخ و عجولانه، از سرمای برف زمستانی به داخل دعوتمان می کند و چایی تعارف و قبول گپی مختصر که می داند و می فهمد مهربانی را.

احمد آقالو را می گویم.

خدایش بیامرزد.

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در پنجشنبه 30 آبان1387 و ساعت 20:41 |

 

مشکل ِ نقصان ِاصلی ِِ تیزر کنعان حل شد؛

نام ِ ترانه علیدوستی به تله ویزیون بازگشت...  

... و اما این گزارش و تحلیل وبلاگ هواداری ست از روند این اصلاح :

 

 

  سابقه ی حذف نام :

بالاخره زمزمه های وبلاگی و اینترنتی در مورد ابهام و چرایی حذف نام ترانه علیدوستی از تیزرهای پخش شده ی کنعان از تله ویزیون، به گویش های رسانه ای مبدل شد و حالت رسمی تر و عینی تری پیدا کرد.

عده ای دلیل این حذف را در خفا نگه داشتن چهره های نسل سوم بازیگری ایران می دانستند، تا به این طریق بتوانند با میدان ندادن  بیشتر به آنها از بروز اتفاق اخیر سینمای ایران و مهاجرت ها و... پیشگیری کنند. گمانه زنی دیگر این بود که حکومتمداران در جهان سوم، تمایلی ندارند و هراس دارند از اینکه افراد معمولی، رفته رفته صبغه ی حقوقی پیدا کنند و چهره بشوند؛ آنهم از نسلی که متهم است.( مثالی بزنم در مورد فوتبال ایران بعد از جام ملت های آسیا 199۶ و جهانی 98؛ بازیکنانی از فوتبال ایران به عرصه های جهانی رسیدند. ملت ذوق مرگ بود و افتخار می کرد. اما بازی های نمایندگان ایرانی در تیم های خارجی به ندرت و یا در ساعت های بد پخش می شد. دلیل محرمانه اش این بود که سیمای ایرانی نمی خواست که دایی و باقری و عزیزی،به آنچه که تبار شرقی برایشان رقم زده است،دست ِبیشتری پیدا کنند).

یک دلیل دیگر هم شاید برخی جیره خواران مطبوعاتی کشور باشند. زردنامه هایی که به حالت طفیلی و انگلی منتشر می شوند و با ارتزاق از رسانه های معتبر دیگر،امرار معاش و حرکت می کنند. بوزینه هایی که از خودشان هیچ ندارند و مدام در پی تقلید از دیگرانند. همانند دزدی سست پایه، بر چینه ی دیوارهای مستحکم ِدیگران نشسته اند و همیشه نیز در آستانه ی سرقت از آنها هستند.

در طی فستیوال پاییزه ی مطبوعاتی ترانه علیدوستی( سینمای پویا،همشهری جوان،اعتماد ملی، صنعت سینما و ماهنامه ی فیلم و نسیم) بارها شد که در کیوسک مطبوعاتی شاهد تیترهای صفحه یک مطبوعک هایی بودیم که با دله دزدی از نشریات فوق، به خیانت می نوشتند: مصاحبه اختصاصی با ترانه علیدوستی( خنده دارترینش یک نشریه ی حل جدول کلمات متقاطع بود). این متقاطع کاران،این قاطعان ِطریق با گزیده نویسی ها و با انتخاب جملاتی ابتر و وارونه، هم قصد جلب مخاطب دارند و هم از آن سو جریان را به ضرر مصاحبه شونده پیش می برند. بیشترین نمونه هم در مورد مصاحبه با ماهنامه سینمای پویا( در ذیل اشاره می شود) اتفاق افتاد که با انتخاب جملات نقد تله ویزیون،مدام تیتر جنجالی می زدند: انتقاد ترانه علیدوستی از سیما. گاهی سایت های سیاسی نیز به قصد تخریب رقیب،وارد گود می شوند و می گویند ببینید که...  و آنقدر تکرار شد که جریان تیزر کنعان دستخوش تغییرات به قصد انتقام شد.

 

انتقادی خیرخواهانه از این سو

که به انتقامی ظالمانه از آن سو منجـر شد

 

حاشیه ی پررنگ در خصوص دلایل حذف نام از تیزر پخش شده ی کنعان از سیما را رها می کنیم و به دلیل دم دست تری می رسیم با عنوان مصاحبه ی ترانه علیدوستی با ماهنامه ی سینمای پویا؛ که در بخشی از این مصاحبه که یکی از جانبدارانه ترین گفتگوهای علیدوستی ست، به نقد تله ویزیون می پردازد و می گوید:« قوانین سیما سخت تر از آن است که من بتوانم با وجود آنها خلاق باشم».

 او می گوید:« من از عملکرد تلویزیون بسیار ناراحت هستم. متاسفانه مسئولین این رسانه به اهمیت کاری که می کنند آگاه نیستند. من در خانه عادت دارم تلویزیونم دائم روشن است. نمی دانید به طور مثال ساعت 11 صبح که همه زن های خانه دار کشور در منزل هستند سطح برنامه ها چقدر پایین است. فرهنگ سازی که بماند، اما پشتکار سیما در نشان ندادن ساز ستودنی ست. برنامه های کودک که بدترین وضع را دارند. دلم برای جهان محدودی که برای بچه در نظر گرفته می شود می سوزد» او در جواب مصاحبه گر که می پرسد آیا از تلویزیون پیشنهاد همکاری داشته اید، تایید می کند و اما می گوید که « نمی توانم در تلویزیون کار کنم » . به دلیل همان قوانین سیما که سخت تر از آن است که انسان با قیود آنها بتواند مجری خلاقیت هایش باشد.

و این مصاحبه در مهرماه را وقتی با نظر گرفتن اتفاق اخیر در مورد تیزر کنعان در نظر بگیریم، اینجایش جالب می شود:« اما در کنار اینها در تیزرسازی داریم پیشرفت می کنیم. چون بحث رقابت و خلاقیت مطرح است و شرکت ها خودشان این کار را می کنند. کارگردان های تیزر دکوپاژ را می شناسند. رنگ و بازی بهتری را در کارها می بینیم». آیا مدیران سیما خواسته اند که تاوان جملاتی در نقد تله ویزیون را با اخلال در تیزر کنعان که ترانه علیدوستی می گوید به علت داشتن روحیه خلاقیت و رقابت در سازندگان آنها شاهد پیشرفتش هستیم، نشان بدهند!؟ آیا صدا و سیمای ایران اینقدر مرموز و دارای روحیه ی حوالت تاریخی! است.

هیچگاه شهریور تلخ سال 80 را یادم نمی رود. ایامی که همزمان با یازده سپتامبر و حمله به برج های تجارت جهانی آمریکا، هفته نامه ی مهر نیز به علت شماره ی ویژه اش در نقد تله ویزیون، توقیف شد. همنسلان من می دانند که هفته نامه ی مهر چه ملجاء خوبی برایمان بود و چه دنیای فرهیخته ای را نشانمان می داد. سیدعلی میرفتاح را از همان مهرها دوست دارم و کینه ی تله ویزیون هم از همان روز در دلم ماند. حالا آرشیو کامل هفته نامه ی مهر در گنجه ی کتابخانه و روح ام است؛ و تله ویزیون هم برای من، گمان کنم در پستوی انباری خانه مان.

پیشنهاد به خوانندگان: تا می توانید تله ویزیون نگاه نکنید. دام و تله ای که آن در راستای قدم های فکری و فرهنگی شما ( در هر سطحی هم که باشید) نهاده، بسیار مهیب تر از ساده پسندی ای است که قصد پرهیز از آن را دارید.

  پیگیری های دلیل حذف نام :

اولین لینک و نوشته گمان کنم در سایت بالاترین رؤیت شد. روز پیش از آن هم به طور اتفاقی سر سفره ی ناهار جمعه بودم که گوش هایم به صدای آشنای کنعان متوجه ی سیما شد و در انتها در کمال تعجب دیدم که نام ترانه علیدوستی( آنهم تازه به عنوان بازیگر اول )گفته نشد.

کامنت های وبلاگ و اشارات خصوصی که از راه رسید، متوجه ی جدید بودن این نوع از پخش شدم و قول دادم که دلیل حذف نام را پیگیری کنم. چندباری با بخش بازرگانی سیما که مدیریت پخش پیام های تبلیغاتی را دارد تماس گرفتم، اما موفق به ارتباط با شاخه های اصلی نشدم و مجموعه نیز از سیاست ها اظهار بی اطلاعی می کرد.

تا اینکه پیگری های خبرنگار خبرگزاری ایسنا در روز سه شنبه 21 آبان ماه وارد مرحله ی عملیاتی شد و اینگونه داستان نحوه ی پخش تیزر کنعان از تله ویزیون بدون نام بردن از بازیگر اصلی آن وارد فاز جدیدی می شود.

مانی حقیقی به عنوان کارگردان کنعان می گوید که دلایل این حذف نام باید برای سازندگان فیلم و علاقمندان سینما شفاف شود و مسئولیت این توضیح نیز با مدیران سیماست و روشن نشدن دلیل آن نیز جای تاسف دارد. علی سرتیپی نیز به عنوان رئیس شورای صنفی نمایش به خبرنگار ایسنا می گوید: براي نام بازيگران در آنونس فيلم‌هاي سينمایي اداره كل بازرگاني صدا و سيما تصميم مي‌گيرد. تلاش‌هايي براي حل اين موضوع انجام شده، اما آنها موافقت نكردند. آنها قوانين خودشان را دارند و تابع ضوابط و مقررات خودشان هستند.

روزنامه ی خوب اعتماد نیز صبح چهارشنبه تیتر کناری خود را به اعتراض چهره های سرشناس به ممیزی در سیما اختصاص می دهد و در گفتگوی کوتاهی با ترانه علیدوستی، مانی حقیقی، مصطفی شایسته و... پای حرف های آنها می نشیند. مصطفی شایسته تهیه کننده ی کنعان که وابسته به قدرتمندترین دفتر تولید سینمای ایران؛هدایت فیلم است دلیل حذف نام را بیان نمی کند و می گوید:« همیشه اتفاقاتی وجود دارند که ضرورتی برای توضیح دادن انها وجود ندارد» شایسته به خانم شیما شهرابی،خبرنگار گروه سینمایی اعتماد می گوید که بهتر است با خانم علیدوستی و آقای حقیقی تماس بگیرید. چرا که بازیگر مذکور و کارگردان اثر دلایل حذف نام را به طور کامل با جزئیات آن می دانند»

روایت روزنامه ی اعتماد نیز بر این نکته اذعان دارد که شنیدها می گویند که دلیل حذف نام از تیزر کنعان، گفتگوی ترانه علیدوستی با ماهنامه سینمای پویا و انتقاداتش از سیماست.

ترانه علیدوستی به عنوان محل مناقشه ی اخیر در گفتگوی کوتاهی به اعتماد می گوید:

«راستش قبل از اينکه خودم متوجه حذف نامم از تيزر بشوم، چند نفر از من سوال کردند که چرا اسمت را نمي گويند. با توجه به اينکه اسم من از اول در تيزر اعلام مي شد من هم با اصرار و پافشاري مي گفتم، چرا اعلام مي شود. اما چند شب پيش که تيزر از تلويزيون پخش شد، متوجه موضوع شدم.» او هم مثل کارگردان فيلم دليل اين موضوع را نمي داند:« من دليل اين کار را نمي دانم و پيگيري هم نکرده ام. اما دوستان ديگر که اين موضوع را پيگيري کرده اند هم به نتيجه نرسيده اند و دليل اصلي حذف نامم از تيزر تلويزيون مشخص نشده است.» او مصاحبه اش با يک ماهنامه تخصصي سينما و انتقاد از صدا و سيما را تاييد مي کند و مي گويد: « بله، من يک ماه پيش با يک ماهنامه تخصصي مصاحبه کردم. در مصاحبه هم از صدا و سيما انتقاد کردم. اما نه چيز توهين آميزي گفتم و نه چيزي را که کسي اجازه گفتنش را نداشته باشد بيان کردم. حرف هايم انتقادهاي يک بازيگر ايراني به صدا و سيماي کشورش بود. اصلاً به نظر من زماني انتقاد مطرح مي شود که فضاي صادقانه يي براي شنيدن وجود داشته باشد، حتي اگر جدي گرفته نشود.» ترانه عليدوستي انتقادهايش را دليل خوبي براي حذف نامش از تيزر فيلم نمي داند و مي گويد:« اگر اين موضوع دليل صدا و سيما براي حذف نام من از تيزر فيلم باشد، من ديگر حرفي براي گفتن ندارم.»

روزنامه ی اعتماد ملی نیز در صبح چهارشنبه 22 آبان ماه در 787 مین شماره ی خود با انتشار عکس جدیدی از ترانه علیدوستی در دهمین جشن خانه ی سینمای ایران، جریان حذف نام را با دکلمه ی خبر ایسنا به نوعی پیگیری می کند و واکنش نشان می دهد.

  نتیجه ی حذف نا... نه دیگر! نام پیوست :

هنوز آفتاب ظهر چهارشنبه، به طور کامل به تیتر روزنامه ی اعتماد و  صبر و حوصله ی پیگیری های خبرنگار ایسنا و تلفن تب زده ی دبیر وبلاگ خبری ترانه علیدوستی نتابیده بود که خبرگزاری فارس( به عنوان نزدیک ترین بنگاه خبری به دولت اصولگرا) در ساعت 11:45 دقیقه گزارشی می دهد مبنی بر اینکه تیزر کنعان اصلاح شد و به حالت اول برگشت. با هم می خوانیم:

مصطفي شايسته در گفت وگو با خبرنگار سينمايي فارس درباره حذف نام «ترانه عليدوستي» از تبليغات فيلم سينمايي «كنعان» كه از تلويزيون پخش مي‌شود، گفت: پس از اين اتفاق مذاكراتي با سيد عزت الله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما داشتيم و متوجه شديم اين مشكل به دليل گستردگي حجم كار و گستردگي مجموعه اداري صدا و سيما رخ داده است و موضوعي كه منجر به حذف نام خانم عليدوستي از كار شد، به ناهماهنگي‌هاي اداري مربوط مي‌شد تا تصميم شخصي خاص در صدا و سيما.

وي افزود: خوشبختانه اين ناهماهنگي‌ها با دخالت آقاي ضرغامي حل شد و ايشان با دستور مستقيم خود مشكل به وجود آمده را برطرف كردند.

شايسته تصريح كرد: تيزرهاي تبليغاتي فيلم كنعان با توجه به اين اقدام به شكل سابق خود بر خواهد گشت و اين فيلم با لطف و مساعدت مهندس ضرغامي از تعدادي تيزر تبليغاتي رايگان نيز برخوردار شد كه از فردا به روي آنتن خواهند رفت.

تهيه كننده فيلم سينمايي كنعان ادامه داد: از مجموعه اقدامات آقاي ضرغامي تشكر مي‌كنم. اقدامات پي‌گيرانه ايشان باعث شد تا ناهماهنگي به وجود آمده در ديگر بخش‌هاي سازمان به سرعت برطرف شده و شيوه پخش تبليغات اين فيلم به روال سابق خود برگردد.

*

و اینگونه جریان حذف نام ترانه علیدوستی از تیزر پخش شده ی کنعان از تله ویزیون به انتها می رسد. به خیر و خوشی!؟ نه؛ زخم هایی اینچنین روی اندیشه مان می ماند که تا کی باید شاهد این سهل انگاری ها باشیم و افراد بر حسب سلیقه ی شخصی شان،راهکارهای عمومی بچینند.

جامعه شناسی نخبه کشی هم مسئله ی بغرنجی ست.

اما یک نکته محرز شد. اگر سکوت می شد و پیگیری نمی شد...:

حق دادنی نیست؛ گرفتنی ست.

 

 * برای مطالعه: متن کامل انتقاد شدید محمد نوری زاد از صدا و سیما

************************

     چند خبر :

 

 پایان فیلمبرداری تردید در کاخ سعدآباد و حواشی

روز دوشنبه 20 آبان ماه فیلمبرداری صحنه های مربوط به کاخ سعدآباد به پایان رسید و گروه برای تصویربرداری صحنه های خارجی به خیابان های تهران خواهد رفت. حدود 92 ممیز شش دهم درصد فیلمبرداری به اتمام رسیده و مقدمات تدوین نیز توسط واروژ کریم مسیحی انجام شده است.

پیگیری های شخصی دبیر وبلاگ در اوائل هفته جاری به کاخ سعدآباد رسید و موزه مردم شناسی آن. گروه در وقت استراحت بود و وقت و روز فیلمبرداری نبود. آشنایی با ساختمان آن آنقدر برایم خاطره انگیز بود که ساعت ها زل زدم به آن.

اواخر شهریور سال 85 بود که همراه با دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران که برگزارکننده ی جشنواره ای ادبی بودند و داستانی فرستاده بودم، راهی کاخ سعدآباد شده بودم. جشنواره ای دو سه روزه که راهنمای داستان نویسی آن در کلاس های ادبی آقای مصطفی مستور و محمدرضا گودرزی بود. دو سه روزی که واقعاً زندگی کردم و چقدر هم هوای کاخ سعدآباد و موزه هایش و همین موزه ی مردم شناسی آن دل انگیز بود. آیا آنروزها می دانستم که روزی تردید...

حالا جغرافیای لوکیشن فیلم تردید،برایم تاریخی هم شده است.

اما وقتی این خبر را از خبرگزاری میراث فرهنگی می شنوم، مبهوت می شوم و ناراحت. آیا امکان دارد!؟:

 لوکیشن فیلم تردید، تزئینات داخلی موزه شمس را تخریب کرد

در ادامه خبر می خوانیم: بسیاری از بخش های داخلی و تزئینات ساختمانی بنای کاخ شمس سعد آباد( همان مردم شناسی) به منظور آماده سازی لوکیشن تردید،ازبین رفته و به شکل جدیدی بازسازی شده است. پارکت های کف و رنگ کردن اتاق های کاخ حدود چهل میلیون هزینه داشته و مطابق با سلیقه کارگردان و طراح صحنه به رنگ قهوه ای مزین شده اند.

یادم است که در هنگام تولید روبان قرمز، شاهکاری از حاتمی کیای عزیز شنیدیم که لوکیشن مربوط به فیلم پس از ترک گروه و اتمام فیلمبرداری به حالت بسیار بدی درآمده و رها شده. متعجبانه بود شنیدن این خبر از کارگردانی که روایت است که در هنگام فیلمبرداری صحنه ای از یکی فیلم هایش وقتی که دستیاران تصویر قصد داشتند به خاطر مزاحمت شاخه ای از درختی و در کادر بودنش،ان را بشکنند، مخالفت می کند و می گوید ( نقل به مضون) که به جای آن می توانیم دو سه متری جای دوربین را تغییر بدهیم. آن شاخه ی درخت، مدتها پیش از آنکه ما اینجا بیاییم، اینجا بوده. ما مزاحم آن هستیم.

با یکی از عوامل  تولید تردید تماس می گیرم. می گوید قضیه اصلاً به صورتی که گزارش شده،نیست.

او  همچنین می گوید: از سه شنبه مشغول جمع آوری وسائل از سعدآباد هستیم و هنوز فیلمبرداری صحنه های خارجی شروع نشده و گروه تا حوالی شنبه در حال استراحت هستند.

 

   تبریک به مصطفی مستور

مصطفی مستور به عنوان نویسنده ی برتر استان خوزستان انتخاب شد. او که ساکن شهر اهواز است و فقط گهگاهی برای شرکت در مراسم های فرهنگی راهی تهران می شود، نویسنده ی کتاب روی ماه خداوند را ببوس و استخوان خوک و دست های جذامی و... است که اولی را که نشر مرکز در نوبت های مختلف تجدید چاپ کرده است، امروز ( پنج شنبه) با حضور ایشان و خانم عرفان نظرآهاری در فرهنگسرای خانواده نقد و بررسی کردند.

همچنین قرار است که در هفته کتاب از او و آثارش تجلیل شود.

ضمن تبریک این موفقیت ها به آقای مستور،  از خانم ترانه علیدوستی شکایت دارم که نوشتن این یادداشت( به دلیل اهمیت اخبار تیزر کنعان) و قولی که به مخاطبانم مبنی بر به روزرسانی وبلاگ در این روز داده بودم،باعث شد که از نشست نقد و بررسی و دیدار با آقای مستور محروم بشوم. شوخی است،جدی نگیرید.

 لینک یک متن حاشیه ای از همین وبلاگ

در مورد محمد رحمانیان،ترانه علیدوستی و مصطفی مستور

 

ــــــــــــــــــــــ

گزارش فارس از جلسه ی نشست بررسی کتاب

حرف های مصطفی مستور را حتما بخوانید.

 من که گریه ام گرفت.

  تسلیت به جامعه ی آوازی زنان ایران

درگذشت خانم خاطره پروانه ، خواننده و ردیفدان موسیقی اصیل ایرانی را به تمام مردم سرزمین مان ایران و تمام زنانی که صدایشان در حنجره مانده تسلیت می گوییم. تسلیت به پری زنگنه، سیما بینا و تمام آنانی که آوای صدایشان ترسْ خورده است. تمام زنانی که صحنه ی عروج آوای زمزمه هایشان،گوشه ی دنج آشپزخانه هاست. آشپزخانه ای که به قول نویسنده ای مقدس ترین نقطه ی جهان است.

به یاد دلهره ی حذف آوای خورشید از انیمیشن جمشید بیفتید و با ذکر فاتحه ای روح آن عزیز را قرین رحمت کنید.

* زمزمه ی زنانه ی ساری گلین اثر استاد مسلم حسین علیزاده/ دانلود/ کم حجم

* به من رخصت بده،ای حبسْ گریه... با صدای فائقه آتشین/ دانلود/ کم حجم

 

      لحظه ی صدور مانیفست چو :

 

24 آذر در صحن علنی سالن چهارسوی تئاترشهر تهران

 

     ***********

 

 سینما جمهوری سوخت

اگر دیروز غصه ی آسیب به موزه ی مردم شناسی سعدآباد را بر حسب شرایط ایجابی( و البته قابل پرهیز) گروه فیلمبرداری می خوردیم، امروز( 24 آبان 87) باید به انبوه رنج هایمان سوختن و از دست دادن کلیتی از سینما را نیز اضافه کنیم. داغ سینما آزادی داشت با ترمیم اش فروکش می کرد، که بازهم پنجره ای رو به پرده ی نقره ای بسته و مسدود شد. سینما جمهوری سوخت. یادگار محمدعلی فردین که فروغ فرخزاد در آرمانی ترین شکل دنیای شعری اش قصد تقسیم آن را با همه ی خوبی های دیگر داشت،سوخت. میراث علی حاتمی؛ آیینه دار تاریخ بر پرده ی سینما( که شایعاتی می گویند دختر نازنینش به جرم نوشتن نامه ای و ابراز حمایتی به سیدمحمد خاتمی عزیز برای دعوت به خرداد ملتهب 88 مغضوبی اینچنین شده ) در آتش سوخت. نه او،نه آنجا؛که همه ی ما و مکان ها.  تصاویر 1 و 2

مرحله ی اول پیش تولید تردید،درسینما رکس تهران آغاز شد. سینمایی که همتای آبادانی آن در 28 مرداد57 به دست ساواک برای بدنامی تلاش مقدس مردم ایران برای استیفای جمهوری سوخته شد. 600 نفر در حین تماشای گوزن های مسعود کیمیایی، آنجا که سید تفنگش را کنار گلدان کنار پنجره برای قدرت به ودیعه می گذارد، سوختند.

29 سال بعد؛ در روز یادگاری و خوش خاطره ی 14 بهمن 1386. پس از اولین نمایش فیلم کنعان در جشنواره فیلم فجر. ترانه علیدوستی شادمان است و از خوشحالی اش در سرش هوای خنکی می وزد. به پاس قدردانی از لیلا حاتمی (که نقش مینای کنعان را به خاطر ایام آغاز مادری اش نتوانسته بود ایفا کند ) راهی سینما جمهوری و طبقه ی دوم آن کافه آنتراک می شوند. یکی از بهترین روزهای علیدوستی در یکی از کافه های در آستانه ی اعتبار فرهنگی در تهران.

امروز از آن شنبه های بدی بود که فرهاد مهراد با صدای زخمی اش می خواند. نه هفته نامه ی شهروند امروزی روی کیوسک بود که زیربنای جمهوریت را مستحکم کند و هم اینکه آسمان ابری و غبارآلود بود از دود برخاسته از کومه ی سینما.

 

  

 

حالا از سینما رکس آبادان تنها خرابه ای و خاطره ای مانده؛ از رکس تهران و لاله زار هم ویرانه ای که شاید به درد کاوه ای مرمت گر بخورد که می خواهد سیاوش ِتردید را برای رسیدن به ثبات و مهتاب راهنما باشد و از سینما جمهوری و کافه آنتراک آن نیز تنها کتابخانه ای سوخته و نیمکتی سست پایه.

مورخان می گویند که هیچ جنایتی در تاریخ بالاتر از سوزاندن کتاب نبوده است.

     ***********

 

 * نکته: از آسمان سنگ هم ببارد،یادداشت بعدی وبلاگ، یادداشت اصلی آن پس از چله نشینی خسرو شکیبایی می باشد. این روزها ضرورت های خبری مجبور به نگارش مان می کنند. از این پس یادداشت هایی که دارای سبد فرهنگی است، اصلی به حساب می آیند.

 * لطفاً کسانی که به این وبلاگ می آیند و از مطالب آن استفاده می کنند، نظرشان را نیز اعلام کنند. مراجعات وبلاگ اصلاً مطابق با تعداد نظرات آن نیست. همسایگان خوبمان نیز بر آتشین بودن کامنت هایشان در نظرات عمومی و مطالعه ی کامل بیفزایند. جسارتاً می گویم که در غیر اینصورت دیگر اینگونه وقت کامل برای نوشتن وبلاگ نمی گذارم و به روایت مختصری قناعت می کنم.

 * به علت کمبود وقت،عکس هایی به یادداشت فوق در روزهای آتی اضافه خواهد شد.

 * اگر از دوستان، کسی هفته نامه ی مهر را یادش است و می خواند، در کامنت ها لطفاً اشاره کند.

 * خبر مربوط به مانیفست چو در یادداشت بعدی تکمیل می شود. همراه باشید.

 * وبلاگ خبری ترانه علیدوستی،سوختن سینما جمهوری و کافه آنتراک را به جامعه سینمایی کشور تسلیت می گوید. متن وبلاگ در مورد این واقعه را بخوانید .

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در پنجشنبه 23 آبان1387 و ساعت 22:45 |

یادداشت ویژه

به مناسبت اکران عمومی پیش رو؛ و حضور در جشنواره فیلم رشد

 

آیا طلسم اکران« جمشید و خورشید» شکسته خواهد شد!؟

 

*****************

 

 

اولین رونمایی پوستر انیمیشن جمشید و خورشید

و مجسمه های سفالی

در وبلاگ خبری ترانه علیدوستی

به همراه دانلود کلیپ

 

تصویر بزرگ                     تصویر بزرگ

  

 

     پیشینه... :

 ابتدا به خاطر اینکه کنجکاوی شما را برانگیزم،بگویم که در انیمیشن« جمشید و خورشید» بازیگرانی از سینمای ایران به نام های ترانه علیدوستی،ثریا قاسمی، پرویز پرستویی، امین حیایی،رامبد جوان،حبیب رضایی و چنگیز جلیلوند صداپیشگی کرده اند.

 

حجم اطلاعاتم در مورد این انیمیشن که اخبار تولید ونمایش آن را از سال 84 پیگیری کرده ام،آنقدر زیاد است که تدوینش مشکل و برخی اطلاعات نیز هنوز برایم موثق نیست؛که خب طبیعتاً ارائه نمی شود. با هم مرور می کنیم:

- انیمیشن توسط موسسه رسانه فرد و برادران بهروز و نادر یغمائیان تولید شده است. جمشید وخورشید بعد از کارتون خورشید مصر که آن نیز محصول این شرکت می باشد،شروع به کار نمود و در واقع اولین اثر انیمیشن در سینمای ایران محسوب می شود.

- استارت اولیه تولید انیمیشن از سال 83 خورده شد و برای تولید هر شخصیت، یک گروه ( حدود هفتادنفر)در کار تدوین و انیمه سازی آن مشغول بودند.

- در مرحله اول،تصویربرداری به صورت کامپیوتری و دیجیتال بوده و سپس به نسخه 35 میلیمتری تبدیل شده است.

- هزینه ابتدایی تولید بالغ بر 500 میلیون تومان شد. نکته قابل توجه را چند خط پایین تر می نویسم.

   

- پس از تولید،گروه تصمیم می گیرد که برای برد و تأثیر بیشتر همانند انیمیشن های مطرح جهان، از صداهای هنرپیشگان معروف استفاده کند و...

- انیمیشن شامل چهار کلیپ است( با موسیقی؛ از پاپ تا سنتی!) که برخی را جمشید خوانده و برخی نیز دو صدایی هستند. برای یافتن دو صدا که از نظر تونالیته به هم نزدیک باشند، گروه تولید به امین حیایی( جمشید) و ترانه علیدوستی(خورشید) می رسد. همه چیز درست؛ اما... حالا عرض می کنم خدمتتان.

- در نهمین جشن خانه سینما( شهریور84) کلیپی از جمشید و خورشید با صدای امین حیایی و ترانه علیدوستی پخش می شود! .صدای آوازخوانی ترانه علیدوستی که در تالار وحدت می پیچد، گوش های نمایندگان وزارت ارشاد را متوجه مسئله ای می کند. ممنوعیت آوازخوانی زنان!

- جمشید و خورشید،اولین بار در جشنواره کودکان ونوجوانان اصفهان( مهر85) به نمایش در آمد و با استقبال زیادی مواجه شد. از نحوه این اکران خبری ندارم؛جز اینکه آن موقع می خواستم بروم اصفهان و نشد.

 - از نکته های جالب اینکه در مقدمات تولید، طراح استوری بورد انیمیشن خانمی بود به نام فائزه علیدوستی. آگاهان هنوز ردپایی از خون! بین ایشان و موضوع این وبلاگ رصد نکرده اند. به زودی در یادداشتی با عنوان ابتدایی: 1001 نکته درباره ی ترانه علیدوستی، به بررسی حضور علیدوستی ها در صحنه های اجتماعی و فرهنگی و ورزشی و آموزشی خواهیم پرداخت. حالا چون موضوع کارتون و کودکان مطرح است بگوییم که یک خانم علیدوستی می شناسیم که معلم ریاضی است و متصدی آزمایشگاه.

- از نکات جالب دیگر اینکه اکثر صداپیشگان، مبلغی جهت دستمزد از گروه تولید دریافت نکرده اند( مرحبا به ترانه خانوم علیدوستی ) و هنرشان را افتخاری انجام داده اند. پرویز پرستویی گفته که خوشحال می شود که کمکی به انیمیشن ایران داشته باشد.

 

    میانه 1.... :

اگر به تاریخ شروع تولید(83) و اولین نمایش(مهر85) دقت کنیم،می بینیم که متاسفانه تاکنون این انیمیشن ارج ندیده و با کج سلیقگی مسئولان در گوشه ی عزلت نشسته. آنهم در وقتی که فریاد همان متصدیان فرهنگی همیشه برپاست که چرا در مورد سینمای کودکان اثری تولید نمی شود و چرا فرهنگ سازی نمی شود و ...

همانطور که خواندیم این انیمیشن با صرف هزینه بسیار تولید و به نسخه 35 میلیمتری و سینمایی تبدیل شده. یعنی اینکه هدف «اکران» بوده و نه نمایش تله ویزیونی. حالا در اینصورت پای سینماداران و مجریان پخش نیز به میان کشیده می شود که چرا برای جذب این فیلم اقدامی و حمایتی نکرده اند!؟

*

اما مشکل انگار جای دیگری هم هست!؟

 

من نمی دانم قضاوت چیست!؟

اگر می خوانم!؟، که جرم است

من نمی خوانم!، که جرم است.

در تن خوش سبز این مُـلک ِقدیمی

 که قدیمی تر ز تاریخ است

خواندن از کـِی می تواند جرم باشد!؟

که زرتشت با سرود این سرزمین را کاشت!

با سرود این سرزمین را.

من اگر ماندم

برای مادران ِحبسْ گریه

گریه را آواز خواهم کرد.

من که با تو « زن » شدم

ای زن!

صدایم را به تاریخ قرض خواهم داد

و فریاد تو را، زنْ خوان و مرد

ای سرزمین داده!

پسر داده!

که نخل ات را نه خرماست و پرنده

به من رخصت بده  ای حبسْ گریه

گریه ات را من بخوانم.

 

*****************************************

می گویند دلیل تأخیر اکران انیمیشن جمشید و خورشید( شما بخوانید توقیف!) غیر از موارد بالا، آوازخوانی و همصدایی ترانه علیدوستی در کلیپ ها می باشد. آنهم به دلیل ممنوعیت آوازخوانی زنان!. مشکل آنقدر حاد شد که برادران یغمائیان به علت ممانعت با اکران و نمایش، دچار مشکلات مالی شده و مدتی نیز به اجبار دفتر خود را تعطیل کردند.

حالا نمی خواهم مشکلات قدیمی،زخم های کهنه را بازْ باز کنم؛ و نمی خواهم درباره ی تلاش و سختی ای که هنرمندان برای رسیدن به نقش و زحمتی که  برای آن می کشند، مرثیه بنویسم. چرا که تاوان این هنرناشناسی ها را، محتسبان ِ بی هنر باید روزگاری در مقابل خداوندهنرپرور پاسخ بدهند. و همچنین نمی دانم که نسخه ی آماده اکران چگونه است. آیا در صحنه های موزیکال ِفیلم،صدای آوازخوانی ترانه علیدوستی را که نه در نقش انسانی خودش، بلکه در قالب دخترکی کارتونی به نام خورشید رفته است را می شنویم یا نه!؟

 

 * همآوازی ترانه علیدوستی در تئاتر فنز/ دانلود کنید

 

حکایت،حکایت ِ رنج و درد و روایت ِسکوت ِفریادگون ِشعر بالاست.

ترانه علیدوستی صدای خوبی دارد. صدابردار فیلم اول او می گوید که بعد از هدیه تهرانی،صدای ترانه علیدوستی بهترین صدای زن سینمای ایران است. ترانه علیدوستی از نوجوانی اش دوست داشت که خواننده ی اپرا شود؛ و همیشه از اینکه در ایران،مجوزی برای خواندن زنان وجود ندارد انتقاد کرده بود« شاید بخواهم حتی اپرا بخوانم،اما نمی شود». او و همکلاس قدیمی مدرسه موسیقی اش،خانم پگاه آهنگرانی هر دو در فیلمهای اولشان،صدایشان را بروز داده اند. پگاه آهنگرانی به نوعی زمزمه؛ و ترانه علیدوستی( پرنیان) نیز پس از آنکه به پدر زندانی اش که نگران است چرا ترانه دیگر با او صمیمی نیست(* به من بگو تو و نام ِمرا شما مگذار) می گوید:« تو به من اطمینان داشته باش بابا!...گفتم تو!...خوب شد!؟» برمی گردد خانه و در حصارِ پهن کردن ِلباس های شسته، آهنگی از ابراهیم حامدی را تا وقتی که دوربین سینما و پرند خانم از راه برسند، زمزمه می کند. دوربین که می رسد،کات!. یا آنجا، در شهرزیبای مرده،در بزنگاه انتظار ِرسیدن ِ حیات، ملودی سلطان قلب ها را با سوت و زمزمه می سراید. اما آیا اینبار...!؟ آیا سانسور، سنسورهای مغز هنرمند را حک می کند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  تصویر بزرگ

 

ــــــــــــــــــــــــــ مهتاب،نام ترانه علیدوستی در فیلم تردید است و حالا خورشید .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مهتاب و ماهان، اسامی مطهر زنان و مردان داستان های مستورند .

در ادبیات فارسی، مهتاب و ماهان در راستای مراعات نظیر ِکلمه ی خورشید قرار می گیرد؛ و ماهان نیز نور و انرژی اش را از خورشید می گیرد. خورشیدی که منبع نور و آتش است و جمشید نیز اولین پادشاه ایرانی ست که علاوه بر برپایی جشن های نوروز، آتش را نیز کشف کرد.

ماهان اگر شریف ترین شخصیت ِ عاشق پیشه و تنها مرد ِ ساکن ِ سمت ِ روشن ومعصوم و معنادار داستانهای مستور باشد( که هست)،از آن طرف نیز مهتاب،مطهرترین معشوق نوشته های اوست.

تذکره به مهتاب ِ تردید و خورشید ِ اخیر، و روایت از جمشید و ماهان( که ذاتش در انیمیشن را نمی شناسیم ) تنها بهانه ای بود که یادی داشته باشیم از « صدای ترانه علیدوستی » که امیدواریم از قسمت های موزیکال انیمیشن حذف نشده باشد و همچنین اشاره ای داشته باشیم به کلیپ ِ قدیمی این وبلاگ در مورد مهتاب و تردید( آنروزها چقدر خوشحال بودم که نام ترانه علیدوستی در تردید،مهتاب است)که حالا می بینم که شعر و ترانه ی آن چقدر در راستای ترس و واهمه مان از حذف صدا و یا اصلاً روایت همین انیمیشن است:

 

حالا که رسیدم اینجا       پُر قصه برا گفتن

پُرنیاز ِ تو برای             آه کشیدن و شِنـُفتن

تو رو با خودم غریبه         از غمم جدا می بینم

خودمو پُر از ترانه           تو رو بی صدا می بینم

کی صداتو داد به مهتاب       مهتابو کی برد از اینجا

اسمتو کی داد به خورشید    خورشیدو کی برد تو ابرا

با من رهیده از خود             یک ترانه همصدا شو

با من از زنجیر این شب     همصدا شو و رها شو

من ِ سرگردون ِ ساده، تو رو صادق می دونستم

این برام شکسته اما، تورو عاشق می دونستم

اون همیشه با محبت، برای من دیگه نیستی

نگو صادقی به عشق ات،آخه چشمات می گه نیستی

*

یادی از کلیپ های گذشته / مهتاب ؛ دانلود با صدای داریوش اقبالی

روایت درباره مهتاب و مستور و داریوش

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    میانه 2.... :

انیمیشن جمشید و خورشید همچنان در پشت ِکوه قاف ِ توقف و توقیف مانده بودند که تابستان داغ 86 فرا رسید. هالیوود فیلم ضد ایرانی  300 را در نقد و نکوهش فرهنگ ملی و انسانی اقوام آریایی ساخته و نمایش داده بود و از این سمت نیز هرکس داعیه دفاع داشت. چه با صدور بیانیه و چه با تعارف زدن برای ساخت فیلمی و اثری. و اصولاً هم مثل همیشه از قافله جا می مانیم و عجیب که ابرو را با چشم و آبرویش مخلوط می کنیم و همیشه هم هردویشان را از دست می دهیم.

در این شرایط و همچنین پس از فروکش کردن تب جنجالی کارتون پرسپولیس که آنهم به نوعی وهن جامعه ی رسمی ایرانی بود( منم قشنگ می نویسما!؟ ) که جناب نادریغمائیان به عنوان تهیه کننده ی انیمیشن جمشید و خورشید فضای اکران جمشید وخورشید ِ مظلوم سینمای انیمیشن را مناسب دید و با این تحلیل که نمایاندن تصویری واقعی،شاعرانه وعاشقانه از ایران باستان در حاشیه ومتن این انیمیشن،می تواند پاسخ درست و محکمی به فیلم 300 باشد و در مقابل خونریزی هایی که قبایل آمریکایی به ناحق آنرا به ما الصاق می کنند از در دفاع درآید. یغمائیان در آن تابستان 86 باز هم بر تلاش مسئولان امر برای نمایش انیمیشن تاکید کرد و گفت که این می تواند آغازی برای اکران خارجی فیلم نیز باشد و صنعت انیمیشن ایران را تا حدی از رکود ورخوت در بیاورد؛ اما می بینیم که تقویم به ما می گوید که در پاییز 87 هستیم و 300 اگر بدنامی ای هم خواسته بود،حالا دیگر به تمامی به بار آورده.

 

    پسینه.... :

دقیقاً یک هفته از اکران کنعان توسط دفتر هدایت فیلم گذشته بود، که در نیمروز چهارشنبه 17 مهرماه مصادف با روز جهانی کودک، برادران یغمائیان در دفتر هدایت فیلم با برادران شایسته جلسه ای را ترتیب دادند. نتیجه ی جلسه امید بخش بود. کمپانی قدرتمند هدایت فیلم قول اکران گسترده ی جمشید و خورشید را به موسسه رسانه فرد اعلام کرد.

مرتضی شایسته،برادر کوچکتر مصطفی تهیه کننده ی کنعان می گوید:« درحال هماهنگي با مسوولان امور سينمايي، آموزش و پرورش، تلويزيون و ساير نهادها هستيم تا يك اكران سراسري و گسترده براي اين فيلم داشته باشيم و بتوانيم بعد از چندسال دانش‌آموزان را به سينما بكشانيم و با سينما آشتي دهيم».اوهمچنین در کشاکش بحث عمومی حمایت از سینمای کودک که این اواخر به چرخه افتاده می گوید:« جمشيد و خورشيد اين قابليت را دارد تا دوباره ژانر كودك و نوجوان را احيا كند، و كاري در حد استانداردهاي بين‌المللي است كه از نظر ساختار و كيفيت قابل برابري با نمونه‌هاي خارجي است ».

شنیده ها می گویند که تا اواخر پاییز مطمئناً اولین انیمیشن بلند سینمای ایران با صداپیشگی بازیگران مطرح سینمای ایران راهی اکران می شود. امیدواریم.

 

عوامل تولید به روایت بولتن 38مین جشنواره فیلم رشد:

کارگردان: بهروز یغمائیان/ تهیه کننده: نادر یغمائیان( شرکت رسانه فرد)/ فیلمنامه نویس: علی فیاض منش/ تدوین:ب.یغمائیان /موسیقی: کیوان کیارس / صداپیشگان( به ترتیب الفبا): پرویز پرستویی،چنگیز جلیلوند،رامبد جوان،امین حیایی،حبیب رضایی،ترانه علیدوستی، ثریا قاسمی. /86 دقیقه/ ایران 1385

لازم به ذکر است که همانطور که در تصویر بولتن می بینید نام خانم ثریا قاسمی بولد شده. دلیلش را من نمی دانم. فقط اطلاعاتی که می توانم غیر از خلاصه داستان( که آنرا نیز تکمیل تر برایتان می نویسم ) به این شناسنامه اضافه کنم این است که پرویز پرستویی در دونقش صداپیشگی دارد: کارام و منجم  و باقی: رامبد جوان(ماهان)،امین حیایی( جمشید)،حبیب رضایی( آبا )، ترانه علیدوستی( خورشید) و ثریا قاسمی( ندیمه خورشید). حالا فهمیدیم.

 خلاصه داستان به روایت بولتن و وبلاگ:

در گذشته ای دور ودر ایران کهن،جمشید درمسابقه ای شرکت می کند که برنده اش با تنها دختر پادشاه، خورشیدبانو،ازدواج می کند. جمشید برنده می شود،اما خورشید خانم را منجم دربار که به جادوی سیاه دست یافته،می رباید. جمشید باید چهار وادی آب و باد و خاک و آتش( عناصر اربعه*/  برای دونستن تو همه ی دنیا روگشتم / از میون آتش و باد،خشکی و دریا گذشتم) پشت سر بگذارد تا خورشید خانم را نجات دهد. جمشید به منجم می رسد اما در مبارزه از او شکست می خورد. تا اینکه پیرمردی دانا به نزد جمشید می آید و سفری برای رهایی خورشید آغاز می شود.

 

نوبت های نمایش انیمیشن جمشید و خورشید در جشنواره فیلم رشد:

شنبه 11/8/87 :سالن امام علی(ع) منطقه 15 ساعت 8:30 صبح

یکشنبه13/8/87: فرهنگسرای بهمن/ سالن چاپلین ساعت 13:30

دوشنبه 14/8/87: سالن امام علی(ع) منطقه 5 ساعت 8:30 صبح

سه شنبه 15/8/87 فرهنگسرای اشراق ساعت 8:30 صبح

سه شنبه 15/8/87: سینما فلسطین 1 ساعت 13:30

پنج شنبه 16/8/87: فرهنگسرای بهمن/ سالن چاپلین ساعت 18

جمعه 17/8/87: سینما فلسطین 1 ساعت 18

* و فیلم هایی که پیشنهاد می کنم دیدن شان را از دست ندهید: آواز گنجشکها!،استشهادی برای خدا،به خاطر خواهرم( شبنم قلی خانی)،جعبه موسیقی،خاک سرد( محمدرضا فروتن)،دوراه حل برای یک مسئله( نیکی کریمی و حامد بهداد) کتونی سفید( باران کوثری)/ برنامه را از سینما فلسطین تهیه کنید.

 

 

 

* سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم رشد بود. سی ام تا ششم آذرماه سال 83 در شهر یزد. ترانه علیدوستی به خاطر ایفای نقش های نوجوانانه در دو فیلم اولش( هنوز چهارشنبه سوری ساخته نشده بود) یکی از مهمانان ویژه این دوره جشنواره بود. پوران درخشنده نیز که امسال جزو هیئت داوران است،آن سال همسفر ترانه علیدوستی بود.

این تنها عکسی است که می توانم از آن سال خدمت وبلاگ تقدیم کنم.

 

 

 

** هدیه ویژه تر این یادداشت ویژه **

کلیپی از انیمیشن جمشید و خورشید

با مقدمه ای خاطره انگیز و کودکانه

تدوین از مهدی

حتماً دانلود کنید

لینک اصلی     لینک پشتیبان

 

کلیپ را دانلود کردید!؟ توی آن صحنه که ترانه پرنیان روی تخت می نشیند، یک لحظه اگر خیلی دقت کنید، طرح جلد کتاب شازده کوچولو را می بینید.

راست می گویند: ارزش یک گل به اندازه ی عمری ست که به پایش صرف کرده ای.

 

**********************

 خبر جدید ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   تردید دارد تمام می شود

به گزارش روزنامه بانی فیلم ( 14 آبان 87 ) تاکنون حدود 85 درصد از فیلمبرداری تردید تمام شده و قراراست که به زودی سکانس فینال تردید با حضور همه ی بازیگران جلوی دوربین برود. سعید سعدی تهیه کننده تردید می گوید که تا 5 روز بعد در کاخ سعدآباد هستیم و پس از آن برای  فیلمبرداری به لوکیشن های خیابانی و چند سکانس داخلی به لوکیشن دیگری می رویم.

تدوین اولیه توسط مانیا کریم مسیحی آغاز شده و این روزها مشغول سینک صداهاست. پس از پایان فیلمبرداری نیز،مونتاژ اصلی فیلم توسط واروژ کریم مسیحی آغاز می شود.

دست اندرکاران تردید قصد دارند که فیلم را برای نمایش در جشنواره بیست وهفتم فجر آماده کنند.

* گزارش سایت سینمای روز از پشت صحنه ی تردید. لینک

البته بدون حضور و سکانس های مربوط خانم ترانه علیدوستی

**********************

پی نوشت:

امروز جمشید و خورشید را به همراه حضور کارگردان محترم آن، بهروز یغمائیان در سینما فلسطین دیدم. گزارش دیدار در روزهای آتی.

پی نوشت2:

تاریخ می زنم؛ چهارشنبه 15 آبان 87 . عصر خوبی بود. پر از اتفاقات خوب و درست و خوش برای پشتیبانی وبلاگ. پنج حرف مهم. دستیار کارگردان تردید؛ یکی از بازیگران فیلم شهرزیبا؛روزنامه؛ فیلمی که منتظرش هستید و هستم ؛ و خانم پگاه آهنگرانی که فردا صبح عازم کشور برزیل هستند برای شرکت در جشنواره فیلم. برایش آرزوی موفقیت داریم.

از محبت همه شان ممنون.

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در یکشنبه 12 آبان1387 و ساعت 1:51 |