تبليغاتX
ترانه علیدوستی
ترانه علیدوستی
ترانه ؛... نشسته بر سمت روشن و معصوم و معنادار سینما... جایی دور... خیلی دور از روزمره گی ها

نوشته ی ترانه علیدوستی در ماهنامه فیلم ( آبان 87) را حتماً بخوانید

 

*

 

دبیر این وبلاگ در دفاع می نویسد از:

 

رنج نامه ی دریایی ترانه علیدوستی

از شرِّ دیدگاه ِمنتقدان ِمرداب اندیش

یا:

 

چگونه آموختم دیگر پانزده ساله نباشم و بزرگی ام را اثبات کنم

 

 

شماره آبان ماه نشریه فیلم در آخرین روز ماه مهر و با مصاحبه ها و یادداشت هایی درباره کنعان منتشر شد. نکته ی خارق العاده و قشنگ این شماره یادداشت تأمل برانگیز و انسانی ترانه علیدوستی درباره ی فیلم است. او این بار خارج از روال،قاب تکراری مصاحبه را شکانده و یادداشتی اختصاصی برای ماهنامه ی از قدیم محبوبش، ارسال کرده که خواندنش علاوه بر لطف بسیار و همچنین نمایه ای از کنعان،نمایشگر روح لطیف و قلم شیوا و راحت و دلخوری هایی ست که از برخی خرده گیران دارد که چرا همچنان او را ترانه پرنیان می خواهند. یعنی که چرا اجازه ی ساختارشکنی نمی دهند و نمی پذیرند که او تجربه نمودن را آغاز کند!؛ اما او راه را رفته! او با پرسونای مینای کنعان قالب بازیگری خودش و ذهنی دیگران را شکسته است.

او را خواهشاً دیگر در خلوت و جلوت،در مصاحبه و مکاتبه« ترانه » صدا نزنید. او ترانه علیدوستی است. 25 سالش شده است.

**********

 

گفته بودم که دفاعم از شکستن قالب بازیگری ترانه علیدوستی در کنعان را به زودی می نویسم. گفته بودم که منتقدان سینمایی که مدام دیگران را تشویق به نوآوری و ابداع می کنند، حالا چه استدلال مخدوشی دارند که فرصت تجربه( آن هم تجربه ای کمال گرا به نام کنعان) را بر او خرده گرفته اند. با استدلال ِ ساکن و قالب بندی شده ای که او سن و سالش به مینای کنعان نمی خورد. کودکانه مسقط الرأسی برای خود گذاشته اند به نام « ترانه پرنیان» و انتظار بیهوده دارند که ترانه علیدوستی از قالب آن – لااقل تا سال های آتی!، یعنی حتماً تا وقتی که واقعاً همسن مینا انتظام شود- فراتر نرود.

قبول داریم و خرسندیم که ترانه علیدوستی محبوبه ی سینمای ایران است. روزگاری نوجوان پانزده ساله ای بوده، که حالا اما به اشتباه عده ای علاقمند هستند که با تعویض و نو شدن تقویم ها، اما همچنان او را کهنه و ایستا ببینند. انگار که نه آفتاب تابستان باید بر او بتابد و نه زمهریر برف زمستان. اگر علاقمندید که بخشی از چهره ی نوستالژیای سینما و خاطرات تان را در چهره او ببینید، بگویم که علیرغم احترام، این آئینه قصد دارد که نوآور باشد. دوست دارد که از قامت یک نوجوان پانزده ساله دربیاید و به ردای یک بازیگر تبدیل شود.

 او نه ستاره ی سینمای تجاری است که علاقمندان هنرش بخواهند همواره او را جوان و به همان سیاق ِ سابق ببینند و آثار چروکیدگی را بر چهره اش نبینند؛ و نه- مرحبا به غیرتش- ساحل نشین ِ دریای امن است.

او اهل مواجهه است. دلش طوفان می خواهد. دلش مبارزه می خواهد. مهندسی ِدنیاهای نو. می خواهد خود ِبالقوه اش را- لااقل برای خودش- اثبات کند و به فعلیت در بیاورد. و چیست هنر جز همین اثبات ها و پیشرفت ها!؟

مگر او نمی توانست با کمی شیادی! برای چندین سال خودش و ترانه پرنیان را تکرار کند!؟ مگر نمی توانست همچنان از نان ِ پر برکت آن ارتزاق کند و بر نقش ِ فرش ِخوشرنگ و ایمن آن بنشیند و مدام رج ِ بزند!؟ آنهم در روزگاری که بسیاری از آزمون می ترسند که نکند شاید خطای عظیمی در پس آن باشد!... اما او نترسید. نمی ترسد.

 در تعجبم از کسانی که در هنگامه ی نمایش شهرزیبا و چهارشنبه سوری، فیروزه و روح انگیز را مدام دارای المان هایی از ترانه پرنیان می دانستند و با کنایه، خطر و ورطه ی تکرار را به ترانه علیدوستی گوشزد می کردند که دیگر بس است ایفای نقش این دخترهایی از طبقه فرودست. حالا که او علاوه بر تغییر طبقه ی اجتماعی ِ نقش، شمایل یک بازیگر حرفه ای را بیش از پیش مسلح شده و به درایت و با قدرت ِیک مینیاتور حرفه ای به کند و کاو نقش پرداخته؛ نه اینکه از او دفاع و تحسین نمی کنند،بلکه خرده می گیرند که آشنایی زدایی کرده ای و مطابق نقش نیستی. آنهم در شرائطی که به قول ِقشنگ ِخودش حتی یک ثانیه از حضورش در کنعان را بدون آنکه بداند از نقش چه می خواهد،بازی نکرده است.

مشکل منتقدان و خرده گیرانی که متاسفانه هر طور که رهایشان کنی،چهارچنگولی به این مسئله بند می شوند که ترانه علیدوستی( لامصب ها! حتی خودشان نیز در مصاحبه ها و نقدها گاهی « ترانه » صدایش می زنند؛ که یعنی کودک می خواهیمش!) برای ایفای نقش مینا کوچک است،این است که جامعه مان لیاقت و انصاف و فهم ِصداقت را ندارد. صداقتی که ترانه علیدوستی در همان ابتدای پیش تولید کنعان و بعدها، خیلی شفاف و قهرمانانه و سالم گفت که به علت شناخت درستی که از پرسونای مینا داشتم ، ایفای نقش آن در کنعان را خودم به کارگردان پیشنهاد دادم.

کاش کمی کلاه مان را به قضاوت می نشاندیم. آیا در سینمای ایران فیلمنامه های معمولی و بسیاری از قدیم و حتماً آینده در انتظار تأیید ترانه علیدوستی نبوده و نیستند!؟ تا او وارد چرخه تولید یکی از آنها بشود!؟ تولیدی که مطمئناً رضایت خاطر او را جلب نمی کند. چرا حق کشف و شهود را برای دیگران قائل نمی شویم؛بخصوص برای بازیگران که جابجایی نسل ها و سفر در شناسنامه ها جزو ذات و در واقع معیار تشخیص میزان هنرمندی آنهاست؛ و اصلا کاملاً طبیعی است.

می گویند: « اشتباه در اتوبان،یعنی یه شهر دیگه». متاسفیم که برخی منتقدان سینمایی در حد بضاعت شان حیطه ی نقد بازیگری خانم ترانه علیدوستی در کنعان را به شهر دیگری کشاندند. شهری پر از شکاکیت.

*

و همدردی می کنیم با بازیگر صبور و محترمه ی سینمای ایران که با دنیا دنیا تحلیل ِ شخصیتی و روانشناختی از گوشه های متلاطم ِروح ِمینای انتظام- که از مدتها پیش منتظر بود که وقت اکران ِفیلم آنها را بیان کند- ،حالا باید آن حرفها را در سینه اش تلنبار و مدفون کند و به جایش پرسش ها و نوشته های کودکانه ی برخی از منتقدانی را پاسخ دهد و فکر کند و متهمانه بخواند که چرا دیگر« ترانه پرنیان » نیستی.

انگار یادشان رفته که او در هفده سالگی اش هم« ترانه علیدوستی » بود و همچنان اگر اجازه بدهند،هست. محکم تر و استوارتر و آماده تر برای آزمودن عرصه های متشخص بازیگری.

 

باید بـکشد چراغ تنهایی خویش

مردی که از زمانه ی خود فراتر باشد

 

 

 * این نوشته؛ بخشی از استراتژی و تاکتیک این وبلاگ است.

 * حقوق مؤلف را رعایت کنید.

 * نظراتتان را در رد و یا تأیید این نوشته با صراحت بنویسید.

 * قسمت دوم لینکستان اکران کنعان همچنان به تناوب کامل تر می شود.

 * این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید.

 * به زودی به روزمی شویم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                            ویژه خبری :

سی و چهارمین شماره ی ماهنامه ی خوب نسیم با مطالب ویژه ای در مورد کنعان اول آبانماه منتشر شد. تصویر جلد

 و از همه اینها مهمتر،انتشار ترجمه ی داستان تیر و ستون(  Post and Beam) از آلیس مونرو است که الهامگر اولیه کنعان بوده. این ترجمه را ترانه علیدوستی انجام داده است. که به زودی و به همراه ترجمه ی داستانهای دیگری ازخانم مونرو در قالب کتابی توسط نشر مرکز منتشر خواهد شد. اطلاعات کتاب به زودی ارائه می شود.

از دیگر نکات جالب این شماره نسیم- که به زودی اشارات کاملی به همراه دیگر مطبوعه هایی که در فستیوال پاییزه ی ترانه علیدوستی ارائه شد،خواهیم داشت- این است که همسایه ی مطلبی در مصاحبه با همسر مرحوم بیژن نجدی است. نویسنده ای شاعر پیشه و منزوی که ترانه علیدوستی علاقمند کتابی از اوست: یوزپلنگانی که با من دویده اند.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  چند خبر :

می گویند تاریخ دوبار تکرار می شود!

ترانه علیدوستی برای دومین حضورش در فیلمی از رسول صدرعاملی با گروه تولید فیلم « زندگی با چشمان بسته» به توافق رسید. بانی فیلم می نویسد که هنوز قراردادی بین طرفین امضاء نشده؛ اما گزینه ی اصلی ایفای این نقش است.

از نکات جالب این قضیه،وجه دوم بازیگری این فیلم است که حامد بهداد ایفاگر آن است. بهدادی که روح همیشه عاصی اش در تقابل با آرامش ذاتی علیدوستی،حتماً زمینه ی مناسبی برای  خلق یکی از بهترین فیلم های سال 88 خواهد شد. آیا فجر امسال!؟

همانطور که پیش ازاین در اوائل مهرماه دراین وبلاگ خبر تولید این فیلم را دادیم، انگار که شامه ی قوی ای داشتیم که این فیلم با نام قشنگ قبلی اش« فرشته ها هم گریه می کنند » چندان بیراه نیست که اشارهای به تولید آن شود.

موضوع فیلم درباره ی مشکلات یک پسر و دختر جوان است که در مواجهه با پدر و مادرشان قرار می گیرند.

فیلمبرداری قرار است که پس از طی مراحل پیش تولید،از 5 آذرماه مقابل دوربین برود.

این سومین فیلمی است که ترانه علیدوستی بلافاصله پس از طی مراحل تولید فیلم قبلی،وارد جریان آن می شود. از کنعان به مرحله ی اول تولید تردید، بعد از ادامه ی تردید به درباره ی الی و از آنجا نیز به مرحله ی دوم تولید تردید.

اما یک مسئله؛ امیدواریم که فیلمبرداری این فیلم با تمرینات و حتی اجرای مانیفست چو تداخل ایجاد نکند!؛ این چه مانیفستی ست که برای صدورش اینهمه موانع و کابوس پیش می آید. صادرش کن دیگر آقای رحمانیان؛ البته می دانیم که امان از دست ترانه علیدوستی!

* توصیح اضافی! : عکسی که بانی فیلم ارایه داده با تدوینی که این وبلاگ بر پایه ی آن عکس انجام داده،مقایسه کنید و باز بگویید مهدی بد است و عکس ها را اختصاصی می کند. اِی اگه من روزنامه نگار می شدم!!

*

 تداوم تردید در کاخ سعد آباد

گروه هم اینک در لوکیشن کاخ سعد آباد مستقرهستند و با گذشت هفتاد درصد از فیلمبرداری،کم کم وارد پروسه نهایی تولید تصویری آن می شوند. فیلمبرداری در سعد آباد تا نیمه آبان ماه به طول می کشد و پس از آن لوکیشنهای خارجی و خیابانی آغاز می شود که فیلمبرداری تا اواخر آبان به اتمام برسد.

سعید سعدی تهیه کننده فیلم می گوید که فیلمبرداری صحنه های مهتاب! کرامتی از دفتر پیر نیا( یکی از شخصیت های فیلم) آغاز شده و باقی آن در کاخ سعدآباد در کنار علیرضا شجاع نوری و ترانه علیدوستی و بهرام رادان و حامد کمیلی ادامه دارد.

محمود پاک نیت جایگزین جمشید مشایخی شده و بازی داوود رشیدی هنوز آغاز نشده و احتمال تغییراتی در نقشش هست.

*  چند خبر حاشیه ای از تردید :

- تصویربرداری صحنه های مربوط به ترانه علیدوستی از غروب و شبانگاه آغاز می شود و غیر از اواخر نیمه اول مهرماه، تراکم کاری کمتری دارد.

- وبلاگ هواداری از بهرام رادان که با مدیریت پریسا خانم منتشر می شود،نوشته است: بهرام رادان به خاطر رسیدن به نقش هملت در تردید،علاوه بر رژیم غذایی سخت و کاهش وزن،حدود دو ماه است که تمرینات سختی را پیگیری می کند. می نویسد: به همین خاطر در طی فیلمبرداری تردید،همراه سرماخوردگی ، فشارخون رادان افت می کند( با ذکر دقیق 7 روی 5 ) و یک روز نیز در بیمارستان ولنجک بستری می شود. اما به خاطر به تعویق نیفتادن فیلمبرداری، مجدد به گروه ملحق می شود. این روزها،کسالت برطرف شده است.

- از آشنایان یکی از دوستانم در هنگام فیلمبرداری در لوکیشن سینما رکس، به خاطر داشتن آشنایی( شما بخوانید رانت!) در پشت صحنه فیلم حاضر شده که در صورت صلاحدید این وبلاگ، گزارشش را به زودی ارائه خواهم داد.

* این دو خبر را نوشتم که در به روزرسانی حجیم بعدی، کمی خلوت تر باشیم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نشر اندوه منتشر شد

مصائب ِیأس آور دانستن و تنهایی

چونان کرگدن ها، تنها سفر کن

www.nashreandoh.blogfa.com

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در سه شنبه 30 مهر1387 و ساعت 22:43 |

لینکستان اکران کنعان

اخبار به تناوب به روز می شود و لینک ها درابتدای صفحه قرار می گیرند.

از حالا می دانم که این لینکستان آشفته ترین یادداشت این وبلاگ می شود. معذرت می خواهم.

اگر نقدی، یا مطلبی در مورد کنعان درسایت ها مشاهده کردید،این وبلاگ را بی نصیب نگذارید. ممنون.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یادداشت ویژه این وبلاگ:

تمام آنچه که می خواستید

 درباره کنعان بدانید *

بهمن 86

و

روزشمار نمایش کنعان

 در جشنواره 26 فجر و

حضور ترانه علیدوستی  *

این لینک ها را حتماً ببینید

ـــــــــــــــــــــــــــــ

آغاز اکران :10 مهرماه سال 1387شمسی

سینماهای نمایش دهنده: آزادی،جوان،اریکه ایرانیان، ایران، فلسطین، پارس، جی، پایتخت، مرکزی، جمهوری، گلریز، میلاد، بهمن و فرهنگسرای نیاوران ... و شهرهای شیراز، مشهد، رشت، اصفهان، اهواز، بوشهر، آمل، بابل، بابلسر، اراک، کرمان، بندرعباس و ساری

همزمان با اکران: دعوت،آواز گنجشک ها،سه زن،نسکافه داغ داغ

میزان فروش:

و اطلاعات دیگر....

**********************

ــــــــــــــــــــــــــــــــلینکستان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اکران

کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنــــــعـــــــــــــــــــــــــــــان

لینک گزارش اکران کنعان در رسانه ها:

* نکاتی که مربوط به ترانه علیدوستی باشد، در وبلاگ قید می شود.

* لینک روزهای گذشته به تناوب پایین رفته و رنگ حاشیه شان  *  می شود.

   #. انعکاس نقدها به معنای تائید آنها توسط دبیر وبلاگ نیست. 

نمی شود ***********  ننوشت

*****

محسن چاووشی امروز منتشر شد

درود خداوندگار نثار این سه شنبه های شادمان

چه روزهای خوبی ست. چه قشنگ و شاعرانه است پائیز. و چه خوب است دل دادن به فرهنگ وهنر و غوطه خوردن در هوای زلال آن.

و گل نیلوفر... و یک شاخه ی آن؛ که در مرداب می روید و عاشق است... وای! کلمه ها دارند رژه می روند و مهارت تیمار آنها را ندارم. طرح جلد را نگاه می کنم( سه شنبه 22 مهر87) و از زبان قیصرامین پور می گویم ما هم :« تمام ِ استخوان ِ بودنمان درد می کند »

امروز روز قشنگی بود. در ادامه ی روزهای خوش پیشین. گاه خوشبختی هجوم یکباره و مستمر می آورد و البته چه خوشبختی کودکانه ای که دلش به یک عامل ِبیرونی بند است.

برای محسن چاووشی خوشحالم. او امشب خوشحال است. او مجوزدار شنیده و دیده شده. او شماره ثبت گرفته. او منتشر شده؛ و این برای ما که شب های عاشقی و شقاوت مان را با او و زمزمه های دردمندانه اش گریه کرده ایم، خبرخوشی مثل قاصدک است. مثل یک شاخه نیلوفر است که در مرداب می روید.

* اگر در پشت کاور آلبوم- همانجایی که لوحه ی سیاه،آرام و ساکت و البته پرغوغا نشسته- بخوانید؛ می بینید که محسن چاووشی با قلم خودش از من تشکر کرده است. از این همه سال همراهی. از شماها هم. از همه ی ما.

ما مردمان ِ صبور و بزرگ ِ سرزمین ِ اندوه ناک او هستیم.

به محسن چاووشی

 از عمیق ترین نقطه ی دلم

 تبریک می گویم

و به رنج هایش تعظیم می کنم.

عشق تنهاست

 و از پنجره ای کوتاه

 به بیابان های بی مجنون می نگرد

مقاله ای در مورد عشق در نگاه دوره ی اول و دوم محسن چاووشی

از دبیر وبلاگ ترانه علیدوستی

***********

 * « بازگشتی نه چندان باورپذیربه کنعان» نقد فیلم . لینک 

 * فروش کنعان به گزارش فارابی در11روز و در16 سینما، تا 20مهر: 142 میلیون تومان

 * صفحه ویژه کنعان و اخبار مرتبط در سایت سی نت . لینک

 * اشاره ایلنا به بخشی از مصاحبه علیدوستی با سینمای پویا در نقد تلویزیون!. بخوانید

 * « این راهش نیست» نقد فیلم. لینک

 اشاره به تو : یک دختر جاه‌طلب، کم و بیش بی‌عاطفه و خودمحور، می‌خواهد بگذارد و برود، می‌خواهد شوهرش را ترک کند و به آرزوهای نیمه‌کاره‌اش بپیوندد و درس نیمه‌رها‌شده‌اش را تمام کند. آن‌طور که از پیشینه‌اش پیداست، چندان هم اهل ماندن و ایثار کردن نیست. فراموش‌کار است و مرکز همه چیز ا‌ست. او هم شبیه همه کمال‌گراهای عالم، هزاران کار نیمه‌تمام دارد و زجر می‌کشد. جاه‌طلب است و چون نمی‌رسد، از خودش کمی هم تنفر دارد. پس می‌خواهد برود تنها باشد. می‌گوید می‌خواهم بروم تا کسی نگران و دلواپس‌م نباشد. می‌خواهد برود به یک تبعید خودخواسته تا در پارادوکس خودآزاری و خودشیفتگی عذاب بکشد اما... او آرام‌آرام، در جریان قصه پرتنش و پر از تشنج «کنعان»، تنبیه می‌شود. به یاد می‌آورد که آدم‌ها «خون‌دماغ» می‌شوند و به وقت خون‌دماغ شدن به آن آغوش امن تاریک محتاج‌ند.

 * « ماجرای ما » نقد فیلم .لینک

 اشاره به تو : نمای درخشان ویراژدادن ترانه‌ی علیدوستی (با آن بازی منکوب‌کننده‌) برای یافتن جای پارک، که دوربین و بیننده‌ را که به جای ناظر -در صندلی شاگرد - نشسته، با سردرگمی شخصیت اصلی‌ و محبس اطراف او هم‌گام و همانند می‌کند.

  

 * مطلب شخصی!: نمی توانم شادمانی بی نهایتم در امروز 21 مهر را با شما قسمت نکنم.

شما نیز خویشاوندان منید. در مقطع کارشناسی ارشد ِدانشگاه ِسابق ِخودم؛ در آن بهشت ِزمینی قبول شدم. می خواهم تحصیلم را ادامه بدهم. بوی خوش ِماه ِمهر دارد موزونم می کند. بی نهایت خوشحالم ... و چه خوب بود دیروز! انگار که مقدمه ای!... مثل قاصدک.

اما...اما این دانشگاه،دیگر آن دانشگاه ِدوره کارشناسی نیست. همه ی بچه ها،همه ی حجم متمرکزِمعصومیت ِانسانی از آن دیار فارغ شده و رفته اند. همچون آینه ی روشنی که منتشر شده. و من،فردا، چونان امپراطوری به شهر ویرانه ام باز خواهم گشت. خواهم رفت. با اینکه آبادانی ِمطلق رفته... اما؛ پائیز به بهار برمی گردد.

آرزومه که یه لحظه روبروی من بایستی

             آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی

 

 * بالاخره اتفاق همشهری جوان نیز در روز مبارک 20 مهرماه و در 184 شماره ی آن افتاد.

مصاحبه با ترانه علیدوستی به همراه طرح جلدی عالی که اثر هنرمندانه ی جناب دوست محمدی است. حاشیه جالب این مصاحبه هم دست به دوربین شدن خانم مریم زندی ست( عکاس معروف ایرانی)  که پس از مدت ها،به عکاسی پرتره بازگشته و به صورت افتخاری ازترانه علیدوستی چندین عکس اختصاصی برای همشهری جوان گرفته است. اصحاب نشریه هم آنقدر خساست به خرج داده اند که تنها یک عکس از مجموعه را منتشر کرده اند... و من هم از آن ها بدتر! همان یک عکس شاهکار از بانوی مخدره ترانه علیدوستی را منتشر نمی کنم تا به وقتش. یک یادداشت ویژه در مورد همشهری جوان و این مصاحبه خواهیم داشت.

و یک نکته جالب: خاطرتان هست که در هنگام مصاحبه ترانه علیدوستی با روزنامه اعتماد ملی چه گفتم!؟ اینکه ترانه علیدوستی رویکرد جدیدی نسبت به مطبوعات لحاظ کرده و دیگر خود را به تحذیرات بسیار مشغول نمی دارد. آن از مصاحبه با سینمای پویا و بعد اعتماد ملی و صنعت سینما و حالا همشهری جوان. در شماره آبان ماه ِ ماهنامه فیلم هم منتظر پرونده ویژه کنعان به همراه مصاحبه ای با ترانه علیدوستی باشید. ماهنامه فیلم؛این تنها میعادگاه ِسابق ِ سالیانه و البته دوسالانه.

فقط یک هراس و تذکر!: امیدواریم سطح مصاحبه های خانم علیدوستی در حد نرمالی باقی بماند. حالا این حد نرمال و مطلوب چیست!؟ باید بگویم که آنقدر به ستاره مان اطمینان داریم که بدانیم آن را همیشه لحاظ می کند.    هدیه به شما

* من امروز خیلی خوشحالم. در تاریخ ثبت می کنم: شنبه 20 مهرماه 87. انتشار این شماره همشهری جوان، موفقیت در کار اداری،شادمانی های بی سبب،رفتن به سینما، خریدن چند نشریه و کتاب درست و درمان و انتشار قریب الوقوع آلبوم یک شاخه نیلوفر محسن چاووشی که امروز موعد سیراب شدنمان بود که انگار یک هفته ای به تعویق افتاده...؛ امروز خیلی خوشحال بودم. گزارشش را در نشراندوه می نویسم. 

 * مصاحبه کارگردان کنعان با خبرگزاری مهر. لینک

اشاره به تو : * در انتخاب بازیگران از ابتدا به حضور این افراد فکر می‌‌کردید و دلیل انتخاب ترانه علیدوستی با توجه به تفاوت سنی او باشخصیت مینا، چه بود؟

- انتخاب علیدوستی برای من اصلا یک ریسک نبود. زیرا معتقدم او یکی از بهترین بازیگران زن سینمای ایران است و شاید حتی بهترین باشد. اساسا به همین دلیل انتخاب او برای هیچ نقشی یک ریسک نیست. اطمینان دارم او از پس هر نقشی برمی‌آید. با اطمینان می‌گویم اگر قرار بود من امروز فیلم "کنعان" را دوباره بسازم باز همین گروه بازیگران را انتخاب می‌کردم. هر چهار بازیگر فیلم به عقیده من بازیگرانی فوق‌العاده بزرگ هستند و همه آنها یکی از بهترین بازی‌های دوران کاری خود را در این فیلم ارائه داده‌اند.

 * ماهنامه صنعت سینما( ش 75 ) پرونده نسبتاً کاملی را در مورد کنعان به همراه مصاحبه با عوامل و ترانه علیدوستی منتشر کرده است.

و همانطور که می بینید این چندمین باراست که عکس ایشان به عنوان طرح جلد نشریات معتبر انتخاب می شود... و این عکس!...  شاید یادداشت آتی وبلاگ ترانه فتو، عکس نوشت این تصویر اشرافی باشد.

مصاحبه ای که توسط پریسا ساسانی با ترانه علیدوستی انجام گرفته در دو صفحه نشریه و با عکس فیلم کنعان منتشر شده؛ و طی آن دو قطب مصاحبه به بررسی وجوه شخصیتی مینای کنعان و نحوه برخورد او با نقش پرداخته اند.

دراین شماره همچنین مطالب خوبی در مورد دیگر فیلم های اکران پائیز مشاهده خواهید کرد. مصاحبه با عوامل فیلم ها و ارائه یک نگاه جامع به مخاطب از ویژگی های خوب این شماره از ماهنامه صنعت سینماست. تهیه آن از کیوسک های مطبوعاتی خارج از قاعده نیست و سودمند است.

 * صفحه ویژه کنعان در سینمای ما. لینک

 * « بی علتی در کنعان »/ نقدک فیلم. لینک

 اشاره به تو : من نمی توانم قبول کنم وقتی که سانتیمانتالیسم در سینمای ما وارد می شود و وقتی که ما می خواهیم همه چیز را خیلی زیباتر و اغراق شده تر نمایش دهیم، چطور می شود که یک خانمی را نشان دهیم که مانتویش پاره شده و با همان مانتو زندگی می کند و می خوابد و با آن می رود شمال و با تکه ای از آن دخیل می بندد. این بیننده را نمی گیرد. ما این ها را بد می فهمیم.

 

 * « نذار بفهمه یه طوریته» / نقد فیلم. لینک

 اشاره به تو: ... و اینکه هر جور هم که حساب کنید بازی ترانه علیدوستی ( با اینکه لق لقه دهان دوستان کمتر بودن سن اش از کاراکتر است) و محمدرضا فروتن بهترین بازی های کارنامه کاری شان است.

 *مصاحبه ترانه علیدوستی با اعتماد ملی.لینک اصلی+ نظرات سینمای ما و وبلاگ

 * مصاحبه با افسانه بایگان. لینک

 * مصاحبه مانی حقیقی- کارگردان فیلم- با ایسنا. لینک اصلی+ نظرات سینمای ما

 * « یک مربع عشقی مبهم »/ نقد فیلم. لینک

 * گزارش فروش فیلمها. لینک

 * « کلبه احزان شود روزی گلستان،غم مخور»/ نقد فیلم. لینک اصلی + نظرات سینمای ما

 اشاره به تو : امّا در بیشتر بخش‌های دیگر فیلم چهره‌ی عصبی و سرد ترانه علیدوستی ـ به‌خصوص در کلوزآپ‌هایی که از او گرفته شده ـ بیان‌گر نوعی بی‌حوصله‌گی و خستگی شخصیت مینا از تردیدهایش میان تعهد و ماندن و آزادی و رفتن است. همه‌ی این ویژگی‌ها وقتی به گریم سنگین، لباس‌های گشاد و کفش‌های لِخْ‌لِخْ‌کنان مینا اضافه شوند، ابعاد کامل‌تر و ملموس‌تری از بی‌حوصلگی و بلاتکلیفی‌ او را برای‌مان نمایان خواهند کرد. بلاتکلیفی‌ای که با رگه‌هایی از بی‌عاطفگی و شکنندگی توأمان، همراه است. سکانس درگیری مینا و آذر (افسانه بایگان) را به یاد آوریم. همان‌جایی که می‌بینیم تنها پناه مینا برای التیام پرخاشگری‌های خواهرش، آغوش همسرش ـ مرتضی (محمدرضا فروتن) ـ است.

 * اکران فیلمهای عید فطر. لینک + لینک

 * فروش کنعان در روز اول( عیدفطر) 15 میلیون و روز پنج شنبه 20 میلیون بوده است.

 * دانلود آنونس با کیفیت کنعان . لینک

 * مجهزترین سینمای خاورمیانه با کنعان آغاز می شود. لینک

 * مصطفی شایسته: کنعان بهترین انتخاب برای معرفی به اسکار بود. لینک

 * مصطفی شایسته: بهترین تبلیغ برای کنعان،توصیه مخاطبان است. لینک

»

* نظرات مربوط به یادداشت های قبلی را در قسمت مربوطه درج کنید.

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در پنجشنبه 18 مهر1387 و ساعت 1:34 |

ادامه از یادداشت بالا

لینکستان اکران کنعان- 2

توضیح: در یادداشت فوق از دهم مهر(روز آغاز اکران کنعان) تا روز 23 مهر پیش رفیتیم و لینک اخبار و مصاحبه ها درج شد. حالا از بیست و سوم مجدد در این یادداشت پیگیری می کنیم.

توضیح ِامنیتی!: همراهان عزیز. شرمنده ام که مجبور شدم نام نویسنده ی محبوب ِهمروح ام را از گوشه ی وبلاگ حذف کنم. به خاطر آنکه خیلی از دوستانم که علاقه ندارم این وبلاگ من را بشناسند،من را با هامون و ترانه علیدوستی و مصطفی مستور می شناسند. تجمیع ِ همگی این نام ها در شناسنامه ی وبلاگ،بی گمان آنها را که حضورشان در اینترنت کم هم نیست،من را اشاره شان خواهد داد. آنوقت مجبور به پرهیز می شوم. یک نام حیات دهنده،خودش هم راضی نیست که باعث مرگ وبلاگم شود. با تمام ارادتم ، پاکترش کردم.

*****************

 * کنعان در برنامه کات رادیو جوان با حضور مصطفی شایسته و افسانه بایگان بررسی می شود. جمعه 3 آبان ساعت 15 الی 16. لینک

 * « چرا کنعان بهترین فیلم امسال است » نقد فیلم / سینمای ما. لینک

 * میزان فروش کنعان تا 28 مهر،پس از هجده روز و با هفده سینما، دویست و پانزده میلیون و پانصدهزار تومان. لینک

 * « سبکی تحمل ناپذیر هستی » نقد فیلم/ روزنامه اعتماد . لینک

 اشاره به تو : تندی این نوشته شاید ناشی از حسرتی باشد که به عنوان تماشاگر از تلف شدن مضمونی جذاب در دست محافظه کاری های فیلمساز و نویسنده تجربه کردم. وگرنه در نگاهی منصفانه نباید از کارگردانی دینامیک مانی حقیقی، بازی خیره کننده محمدرضا فروتن، تلاش- شاید نافرجام- ترانه علیدوستی، شجاعت بهرام رادان و حضور دلنشین افسانه بایگان غافل ماند.

 * گزارش نشست فروردین ماه کنعان در دانشگاه شهید بهشتی. لینک + این وبلاگ/ ویژه!

 * مصطفی شایسته : اکران پائیزه کنعان موفق است. لینک

 * آمار فروش فیلم های روی پرده. لینک

 * مصاحبه مانی حقیقی- کارگردان فیلم- با ایسنا. لینک اصلی+ نظرات سینمای ما

اشاره به تو : ماني حقيقي درباره‌ي انتخاب ترانه عليدوستي گفت: ده سال کم يا زياد کردن سن بازيگر در سينماي ما اتفاق کاملاً رايجي است و من علت اين همه هياهو درباره اين موضوع را نمي‌فهمم. منتقدان ما ترجيح داده‌اند صرفاً حرف‌هاي يکديگر را تکرار کنند، و گرنه حرف‌هاي بسيار جالب‌تري را مي‌توان درباره بازي درخشان ترانه عليدوستي در اين فيلم مطرح کرد. او خاطر نشان کرد: خانم نيکي کريمي وقتي فيلم « سارا»را بازي کردند فقط نوزده سال داشتند،يعني شش سال از سن فعلي خانم عليدوستي جوان‌تر بودند،ولي در آن زمان هيچکس اشاره‌اي به اختلاف سن بازيگر با شخصيتي که بازي مي‌کرد نداشت،كه اين پيش‌داوري هم صرفاً به حضور خانم عليدوستي در فيلم «من ترانه پانزده سال دارم» ارتباط دارد.مطمئن هستم در سالهاي آينده که آن تصوير اوليه از ترانه عليدوستي يك مقدار دورتر بشود،قطعا حضور ايشان در فيلمي مثل «كنعان» باور‌پذيرتر خواهد شد.به نظرم خانم عليدوستي بهترين انتخاب قابل تصور براي اين نقش بود و شخصاً به کيفيت بازي ايشان وهمه‌ي بازيگران فيلم واقعاً افتخار مي‌کنم.  او درباره‌ي گريم اين بازيگر توضيح داد: اتفاقا برخلاف آنچه تصور شده، گريم ترانه عليدوستي در اين فيلم گريم ساده و سبکي بود.او صرفاً آرايشي زنانه‌تر و بزرگسالانه‌تر از حد انتظار مخاطبين ما داشت. حقيقي درباره‌ي استفاده از كفش‌هاي پاشنه‌دار براي ترانه عليدوستي كه در برخي از سكانسها همچون موسيقي عمل مي‌كند توضيح داد: از ابتداي فيلمبرداري تصميم گرفتيم در طراحي صحنه فيلم بر زمين‌هاي آپارتمان كف‌پوشي نياندازيم، تا صداي تق تق كفش‌هاي ترانه عليدوستي يك حالت عصبي و نوعي فشار بر روي تماشاگر ايجاد كند.

 * « کنعان وچند علامت سوال بی پاسخ » نقد فیلم. لینک

 * مصاحبه مانی حقیقی با روزنامه اعتمادملی. لینک

 اشاره به تو : از كدام سكانس‌هاي فيلم بيشتر راضي هستيد؟ كدام سكانس‌ها در كنعان از نظر حسي و بازيگري خيلي مورد علا‌قه شما است؟

- من كاملا‌ مجذوب بازي ترانه عليدوستي و محمدرضا فروتن هستم و فكر مي‌كنم ما سه نفر به اتفاق هم موفق شديم كارهاي عجيب و غريبي در زمينه بازيگري انجام بدهيم. يكي از سكانس‌هاي محبوبم جايي است كه فروتن در اتاق مادرش نشسته و لباس‌هاي او را تماشا مي‌كند و عليدوستي پيراهن‌سياه عزاداري را برايش مي‌آورد. بازي اين دو نفر در اين صحنه فوق‌العاده است. در مورد عليدوستي كه به نظرم هيچ جاي فيلم نيست كه فوق‌العاده نباشد. شانس بزرگي آوردم كه او خودش را براي اين نقش پيشنهاد كرد. اوج درخشش‌اش جايي است كه در جاده شمال توقف مي‌كنند و او براي فروتن دليل رفتنش را توضيح مي‌دهد. بازي او در اين صحنه تمام گروه ما را مات و مبهوت كرده بود. همه‌مان بغض كرده بوديم و به هم ريخته بوديم. اتفاقا نوشتن آن سكانس هم بسيار دشوار بود. چندين بار آن مونولوگ را بازنويسي كرديم... زيادند صحنه‌هايي كه دوست دارم؛ صحنه دعواي دو خواهر، صحنه دنده‌ عقب زدن مينا، نگاه مينا وقتي وارد خانه علي مي‌شود، بازي هر دو بازيگر در سكانس پاياني، به‌خصوص در پلا‌ن‌هايي كه در سكوت فقط نگاه مي‌كنند

 * مصطفی شایسته و مسئله تبلیغات کنعان. لینک

 * گیشه ها در تصاحب ستاره ها. لینک. فروش کنعان تا یکشنبه 21 مهر يک ميليارد و 490 ميليون و 747 هزار ريال بود و بایک سینما کمتر( که سینما فلسطین را هم به خاطر جشنواره حقیقت ازدست داده) پس از دعوت دومين فيلم پرفروش اکران پائیزاست.

 

نشر اندوه منتشر شد

با داستانی از مصطفی مستور

چند روایت معتبر درباره برزخ

www.nashreandoh.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در پنجشنبه 18 مهر1387 و ساعت 1:26

           * تو ای دُخت ِشرمگین ِاُمّـید

از دیروز تا امروز،خبری همانند یک حادثه ی غریب،اکثر صفحات سایتها و وبلاگ های سینمایی و غیرسینمایی داخلی را احاطه کرد. شرحش را همه می دانیم و من قصدم فقط پرداختن به این است که نکند غریبانی هنرناشناس، وارد تصمیم گیری هایی به منوال گذشته شوند( که در پاراگراف بعدی اشاره می کنم)  و نافهمانی نیز چشم آلوده شان را بدرند و در سایت های سیاهشان به انتشار نااخلاقی تصاویر جدید دختر نجیب سینمای ایران بپردازند. سایتهایی که شهوت ِ جلب همه نوع مخاطب،آنها را همیشه عطشناک به دنبال لقمه ی لذیذ ِشهرت ِسینما می کشاند. هراس ِ نجیبانه ی من این است که نکند عکس گـُلی ِخوب و فرهیخته ی سینمای ایران را در بساط ِگندابی ِ فحاشانی ببینیم که بویی از هنر نبرده اند. متن را نمی فهمند و تمام عمرِهرزشان را در حاشیه ی متعفن ِحیات گذرانده اند!... راست می گویید! من خیلی حسّاس ام.

* در دوران خوش دوم خرداد که فرهنگ داشت کم کم به زیربنای امور تبدیل می شد،کتابی منتشر شد با نام جامعه شناسی نـُخبه کـُشی که با استقبال زیادی مواجه شد. انگار که دردی بود از دوران گذشته؛از شمع آجین کردن منصور حلاج تا زدن رگ ِامیرکبیر؛ و بگیرید تا قتل روشنفکران در بیابان های اطراف تهران.

جامعه ی ایرانی عادت دارد که سرشاخه ها را می زند. به بهانه ی حرس، مُرغ ِ سحر را خاموش می کند و داغش را در دل ملتی روشن؛ و به نیت ِ اصلاح ِابروی زینتی،چشم ِواجب ِ راهنمای را نیز نابلد می کند.

موج ها تعریفشان به کوبش و توفنده بودنشان است... و این چه موجی ست که داخل قفس باشد و به بهانه ی عکس یادگاری، در قاب محصورش کنیم.

گلشیفته فراهانی از ایران رفت. با انتشار عکس های جدیدش در نمایش افتتاحیه فیلم خارجی اش،گمان برگشت هم اگرباشد( که هست )،اما با مدیریت فرهنگی کنونی که در زمان تابع بودنش نیز،چشم دیدنش را نداشتند،امکان فعالیت هنری برای او دیگر در داخل مرزهای جغرافیایی کشورش تا اطلاع ثانوی( چقدر بدم می آید ازاین کلمه ) وجود ندارد.

انگار که دارد نجوای اعتراض هانیه در کنار جوی آب ِسنتوری با عصیان گلشیفته فراهانی، متحقق می شود. اینجاست که بازیگر به شناخت کامل ازنقش می رسد.

اگر میمچه ی درخت گلابی عزم دیارغربت می کند... نمی توانم بنویسم. بغض نمی گذارد... هانیه هم آن وقت می رود.

* دیگر از نیاز هنرمند به تشویق،به احترام،به آزادی بیان،به حمایت،به فهم چیزی نمی نویسم که اظهرمن الشمس است... اما خورشید آسمان این روزهای فرهنگ انگار تاریک است.

* اما یک اعتراض،یک دلخوری:

« گلی خانم،خانم خانما! می دونی که قبلا تو همین وبلاگ، اینجا درباره ات نوشته بودیم و موفقیتت رو تبریک؛ اما تو که دیدی با انتشار آنونس فیلمت اونقدر بلوا شد، چرا رفتی پا گذاشتی رو فرش قرمز هالیوودی ها...!؟ مگه قرار نبود برای مردم میهن ات باشی و بمونی ... چرا رفتی و نموندی!؟... تو مگه نمی دونستی و نمی دونی اینجا ایرانه... تو چرا یه لحظه به ماها فکر نکردی!؟ چرا فکرنکردی که اینکارتو،لااقل یه گره ی گنده ی دیگه می ندازه به کلاف سردرگم سنتوری!؟ ».

* برای گلشیفته فراهانی،که خاطرات خوبی با فیلم های خوبش( سنتوری،میم مثل مادر،بوتیک،اشک سرما و...) داریم،آرزوی سلامتی،امنیت و راهپیمایی درست درمسیر پیش رویش را آرزومندیم.

# بند شعری ابتدای متن فوق،از اخوان ثالث است.

 

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در سه شنبه 16 مهر1387 و ساعت 23:56 |

اسپیکرتان را روشن کنید

 

امروز در صفحه نخست روزنامه ی اعتماد ملی  اتفاق افتاد:

 

انتشار مصاحبه ی ترانه علیدوستی درباره فیلم کنعان

 

کیوسک مطبوعاتی میدان ولیعصر تهران امروز حال و هوای دیگری برای من داشت. آن از هفته نامه ی همشهری جوان که پس از مدتها و شایعه ی قوی توقیفش،منتشر شد... و این هم از روزنامه ی اعتماد ملی( که پیش از این با درج گفتگوی معرفی با آشنایی خرسندمان کرده بود ) با درج جدیدترین مصاحبه با ترانه علیدوستی خوشحال مان نمود و چشم مان را به ویترین این ایام سرد و ساکت مطبوعات دلگرم کرد.( آنهم روزنامه اعتماد ملی که با اعلام حضور مدیرمسئولش در عرصه انتخابات مهم سال آتی،عرصه را برای جریان چپ سنتی و مدرن ایران مکدر کرده است... بگذریم ).

 مصاحبه ای که در اوائل مهرماه و فقط چند صدمتر آنطرف تر از کیوسک و در خیابان کریم خان زند و نرسیده به میدان هفت تیر( دفتر روزنامه) انجام شده است.

اگر در بحث تعامل با مطبوعات و رسانه ها( سینما و تئاتر)  برای ترانه علیدوستی دو دوره ترسیم کنیم؛ او در این دوره ی متأخر،در نوع مواجهه اش با مطبوعات و رسانه ها و حتی خود صنعت سینما،موضع بازتری گرفته است؛ دیگر فقط چشم نمی دوزیم به ماهنامه ی فیلم.

اگر تا دیروز در مقابل هر گفتگو و فیلمی گارد منفی و موشکافانه می گرفت،حالا حتی برای عکاس روزنامه می رود می ایستد روی جدول میانه ی خیابان.

او در رویکرد جدیدش،به خوبی تصمیم دارد که علاوه بر حفظ حریم هایی که برای ما نیز مورد پسند ست و او را با همین خصلت ها نیز می شناسیم،وارد مبارزه ی کلامی با عرصه هایی شود که البته از سطح استانداردی نیز برخوردار باشند... و چقدر خوب است اینکه بدانی موضوع عزیز وبلاگت،به سوالاتی از قبیل نوع رنگ وغذا و بدیهیات مبتذل وارد نمی شود و پسشان می زند.

افتخار می کنیم که ترانه علیدوستی ذهن دیالکتیکی دارد.

* فقط من یک پوزش به خوانندگان بدهکار و درواقع مدیون هستم. درمورد آنکه گمانه زنی کردم که شاگردی مثل ترانه علیدوستی ،دیگر برای استادش امین تارخ احترام سابق را قائل نیست! این مصاحبه مرا روشن کرد. پوزش می خواهم.

* عکس های منتشره از مصاحبه ( که ممنون مصاحبه کنندگان هستیم که جریان گفتگو را به درستی پیش برده اند) حاکی از این است که این روزها ترانه علیدوستی خسته است!؛ او همیشه مایه ی امیدواری ماست، اما حضوری بلافاصله از فیلم اصغر فرهادی در شمال کشور به پروژه ی سنگین کریم واروژ مسیحی در خیابان های شلوغ تهران و ازدحام کار، حقا که فرساینده است.

به ستاره ی استاندارد و معقول و فهمیده ی سینمای ایران خسته نباشید می گوییم.

متن مصاحبه را می توانید در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در یکشنبه 14 مهر1387 و ساعت 0:4 |

 

این دریای ژرف

که بر تکه سنگی  /( این وبلاگ )

کنار قطره ی آبی

نشسته است،

گویا فرشته ای ست

که از آسمان

دلش گرفته است.

 

             شعر از: مصطفی مستور

 

................../.............]...[.................؟.............!..............]...[...................«.................».............!؟..................؛............".....".............!؟..........!................ )-:

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   « تردید » آغاز شد...

ساخت تردید، قصه ی غریب و طولانی ای دارد.از ماههای دوم و سوم این وبلاگ جریانش را پیگیری کرده ایم و هربار با مشکلی مواجه شد و ساختش به تعویق افتاد و تا امروز که گوش شیطان کر، دارد مراحل تولید اصلی اش را ادامه می دهد. می توانستم مرحله به مرحله شما را در طی این مدت که فیلمبرداری از 15 مرداد شروع شد،در جریان ریز اخبار قرار دهم،اما اتفاقات تقویم و رحلت شکیبایی همیشه عزیز،جریان وبلاگ را منقطع کرد... و چه توقف خوبی هم بود!... و چه سخت بود که با چشم عاشقانه ای که از خاطره ی همیشه خوش خسروشکیبایی نمناک است، نیمی از مشاهده ی اطلاع رسانی اش را به روی پدیده ی ترانه علیدوستی و فعالیت هایش باز نگه داری؛ آنهم فقط از حسب مستدام نگه داشتن جریان خبری این وبلاگ.

بهرحال اخبار را تیتروار به همان منوالی که درباره الی مشاهده خواهید کرد، ارائه می دهم؛ البته با کمی شرح بیشتر:

وقتی که ماشین ِ حامل ِ ترانه علیدوستی که در صندلی عقب نشسته بود،وارد بزرگراه شهید مفتح می شد و از زیرگذر خیابان انقلاب رد می شد و از انتهای خیابان سعدی،وارد ابتدای خیابان خاطره انگیز لاله زار می شد، سینمای متروکه ی رکس که حالا به جای نمایش فیلم،در غـُرق و خدمت تولید فیلمی بود،رنگ دیگری به خود می گرفت: مهتاب طلوع می کرد.

تا ماشین مسیر را طی کند،فکری مدام در ذهن ترانه علیدوستی حضور داشت!؛خارج از فکر کردن به سکانس پیش رو، و پیشینه و پسینه ی مهتاب( نام علیدوستی در تردید) و دیگران، وقتی که کمی دلش می گرفت،از شیشه ی نیمه باز ماشین به عابران نگاه می کرد. به مردمی که... و بیش از آن به مسیر مقابل رویش می اندیشید. به مسیری که حالا دیگر در راهپیمایی اش،افراد دیگری غیر از آشناهای قدیمی حضور دارند. دیگر پانزده ساله نیست که رسول صدرعاملی همچون پدری دلسوز مراقبش باشد،و شهرهم آنقدر زیبا نیست( واقعاً بود!؟) که اصغر فرهادی نمایشش داده بود... و با اصغر فرهادی بود؛ از شهر زیبا تا چهارشنبه سوری و کنعان و درباره الی.

و حالا داشت به مسیری می رفت بی پرستاری آشناهای صمیمی و قدیمی. داشت تغییر شاخه و جایگاه می داد. طبق قانون فیزیک و شیمی داشت از شکلی به شکل دیگری در می آمد. داشت وارد فضای جدیدی با افراد دیگری می شد. اگر سینما رحمان است،اگر سینما بی رحم است؛حالا وقت مواجهه با آن،خارج از فضای گلخانه است. او داشت از خانه در می آمد و وارد خیابان می شد.

این ورود جدید را به او تبریک می گوییم و آرزوی سلامت و موفقیت داریم.

******

چند باری به دعوت گروه های مختلف خبری و انسانی قرار شد که در پشت صحنه ی فیلم حاضر بشوم. از بابت یک پرهیز نرفتم.

برخی خبرهای این مجموعه اختصاصی است.

لطفاً ذکر منبع فراموش نشود.

-         فیلمبرداری فیلم تردید به کارگردانی واروژ کریم مسیحی ِ54 ساله،از ساعت دوازده ظهر روز سه شنبه 15 مردادماه همزمان با تولد امام حسین (ع) در سینما رکس تهران آغاز شد. اولین پلان ها با حضور بهرام رادان،حامد کمیلی و ماشاا...مرادی کلید خورد.

-         در ابتدا قرار بود که شروع فیلمبرداری از دهم مردادماه باشد،اما به علت بروز مشکلی به تأخیر افتاد.

-         مراحل تست گریم از اوائل مرداد آغاز شد. طراحی گریم ترانه علیدوستی را خانم عطیه مهرپیوند( با نام قشنگش) به عهده داشت. به دلیل عوض شدن فصل فیلمبرداری از زمستان به تابستان،گریم ها هم تغییر کرده است. پالتوها از تن درآمده و رنگ های روشن در لباس بازیگران بیشتر شده است.

-         امیر اثباتی از اوائل مرداد،همزمان با تست گریم، مشغول طراحی صحنه و لباس است.

-         محمد رضا فروتن از پروژه خداحافظی کرد و بازیگر جایگزین او حامد کمیلی است.

-         ترانه علیدوستی، طبق عادتی که از فیلم های گذشته اش دارد،در تمامی طول فیلم ها حتی اگر آنروز نقشی نداشته باشد،حاضر می شود. حضور کامل ترانه علیدوستی در پروژه تردید  از پنج شنبه 17 مردادماه آغاز شد. خبرگزاری ایسنا این تاریخ را به اشتباه 15 مرداد درج کرده است.

-         طبق برآوردها،گروه 15 روز در سینما رکس حضور باید داشته باشد. یعنی تا ابتدای شهریور. اما فیلمبرداری طول می کشد و بالاخره دهه سوم شهریورماه سکانس های مربوط به سینما رکس به اتمام می رسد.

-         شناسنامه کامل گروه را به زودی منتشر می کنم، اما داریوش ارجمند به جای جمشیدهاشم پور و رزا آرایش به جای بیتا فرهی به گروه ملحق شدند.

-         تاریخ را ورق می زنیم: 28 مرداد سال 1357 در یک واقعه ی همیشه سوال برانگیز،سینما رکس آبادان در آتش می سوزد و طی آن 377 نفر جان خود را از دست می دهند. تماشاگرانی که در حال تماشای فیلم گوزنهای مسعودکیمیایی بودند، راه گریزی پیدا نمی کنند و... گروهی آتش سوزی را به گردن انقلابیون تندرو می اندازند که با سینما مخالف هستند،اما اشاره ی اصلی و درست به سمت ساواک است که با این عمل قصد بدنامی حرکت انقلابی را داشت. 29 مرداد سال 87 برای امنیت خاطرم و دیدن سلامتی همه، از پشت درب سینما رکس تهران عبور می کنم.

-         حدود 35 درصد ازصحنه های فیلم درسینما رکس فیلمبرداری شده که داریوش ارجمند به گروه می پیوندد. انوشیروان ارجمند برادر بزرگتر او سکانس های ایفای نقشش به پایان رسیده است. همکاری داریوش ارجمند در فیلم تردید، 19 سال پس از خاطره ی خوش فیلم پرده ی آخر با کریم مسیحی است. این دو در مواجهه با هم و پیش از قرارگرفتن مقابل دوربین حس نوستالژیکی داشتند.

-         فیلم پرده آخر به کارگردانی واروژکریم مسیحی و بازی داریوش ارجمند و فریماه فرجامی( کسی از این عزیز خبر دارد!؟ بازی اش در نرگس را فراموش نمی کنم ) صبح پنج شنبه 24 مردادماه از شبکه یک تله ویزیون پخش می شود.

-         مهتاب کرامتی که در آمادگی حضور در پروژه تردید است در مصاحبه با روزنامه اعتماد ملی(17/6) می گوید: بی صبرانه منتظرم تا جلوی دوربین استاد مسلم سینمای ایران بروم.

 

-         نیمه اول شهریور قرار است که صحنه هایی با حضور ترانه علیدوستی در شهرک سینمایی دفاع مقدس( جاده قم ) فیلمبرداری شود. در نقش دختری روستایی از بلوچستان( احتمالاً پیشینه ی مهتاب،که حالا در آستانه ی ازدواج با سیاوش روزبهان،مهندس جوان است). ترانه علیدوستی روز دوازدهم شهریور از گروه مرخصی می گیرد تا خودش را برای دو روز فیلمبرداری سخت( با گرمای هوا و نامساعد بودن منطقه) از پانزدهم تا هفدهم شهریور در شهرک سینمایی دفاع مقدس آماده کند.

-         مازیار میری در نیمه شهریورماه به عنوان ناظر سرمایه گذاران به گروه معرفی می شود.

-         نیمه دوم شهریور نیز مهتاب کرامتی انتظارش به پایان می رسد و صحنه های مربوط به او وهمچنین داوود رشیدی فیلمبرداری می شود.

-         اواخر شهریورماه،علیرضا شجاع نوری از مدیران بنیاد سینمایی فارابی و بازیگر فیلم روز واقعه به جمع بازیگران اضافه می شود. او چهارده سال است که از جمع بازیگران سینمای ایران جدا شده و یقه سفید شده است.

-         تاکنون حدود 50 درصداز فیلمبرداری تردید به پایان رسیده. گروه از سینما رکس تغییر مکان داده اند و قرار است باقی صحنه ها در کاخ سعدآباد و مسافرخانه ای در تهران( که دکور آن توسط امیر اثباتی حاضر شده) و خانه های قدیمی تصویربرداری شود.

-         گروه طراحی صحنه به طور فشرده کارمی کنند تا در روند تولید فیلم خللی به وجود نیاید. آنها یک خط جلوتر از گروه، مشغول طراحی صحنه های آتی می باشند.

-         حضور ترانه علیدوستی این روزها در سرصحنه فیلم تردید مختصرتر است و اوقات فراغت بیشتری برای فکرکردن به آینده ی کاری اش و نحوه اجرای ادامه ی مهتاب را دارد. او می تواند بدرخشد. اگر خودش بخواهد.

 *************

مصاحبه کوتاه ترانه علیدوستی

با نشریه جهان سینما / شماره 152- دوشنبه 24تیر87

او درباره ی الی می گوید:« این همکاری سوم من با اصغرفرهادی است و از این همکاری خوشحالم.البته ما اجازه صحبت درباره ی نقش و این فیلم را نداریم ،اما آنچه که به خود اصغر فرهادی بر می گردد، این است که فیلم را خیلی خوب ارزیابی می کنم و باز در راستای همان نگاه اجتماعی و معاصر است».ترانه علیدوستی درباره ی کنعان به خبرنگار جهان سینما می گوید:« این فیلم را هم خیلی دوست دارم و کاری خوب وعالی بود. در واقع یک اثر مدرن اجتماعی بود. درباره این فیلم البته بیشتر از هر چیز دوست دارم در زمان نمایش آن صحبت کنم». در مورد تئاتر مانیفست چو هم می گوید:« افتخار همکاری مجدد با آقای رحمانیان را داشتم که امسال اجرای صحنه ای خواهد داشت».

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وبلاگ دوم نگارنده

با یادداشتی به روز شده است

روایت روزهای خستگی ام و...

تقدیم به دوستداران جناب مصطفی مستور

www.nashreandoh.blogfa.com

 

 ادامه این به روز رسانی در یادداشت پائین

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در شنبه 6 مهر1387 و ساعت 5:56 |

ادامه از یادداشت بالا

   نمایش شیرین کیارستمی در جشنواره ونیز

  و مزه پراکنی های رسانه ها!

بالاخره فیلمی که مدت ها منتظر نمایشش بودیم در جشنواره ونیز به اکران درآمد. شیرین فیلمی ازعباس کیارستمی است که در ادامه و تکمیل شده ی فیلم رمئوی من کجاست(با نام سابق گریه) ساخته شده است و درآن ترانه علیدوستی به همراه دیگر بازیگران زن سینمای ایران حضور دارد. برای اطلاعات بیشتر به مطالب قبلی وبلاگ مراجعه کنید.

شیرین در بخش خارج از مسابقه شصت و پنجمین دوره جشنواره فیلم ونیز و در روز افتتاحیه آن به تاریخ 27 اوت ( چهارشنبه 6 شهریور)با زیرنویس انگلیسی و ایتالیایی به نمایش درآمد.

دیشب بچه ها  پروازکردن و رفتن ایتالیا... میلان... تورنمنت چهارجانبه. میلان به ونیز خیلی نزدیکه، رو نقشه که اینجوریه. شهری روی آب؛و اون قایقای خوشگل که بهش گوندولا می گن. قرار شد بچه ها بعد بازیا... ]بغضش را فرومی خورد[یه سفر یه روزه برن ونیز.نتونستم برم فرودگاه بدرقه شون. آخه دیشب شب تولدم بود و جی جی می خواس بهم هدیه بده.] به عینک دودی اش اشاره می کند[ قشنگه، مگه نه؟ می گه سه پوند و شیش شیلینگ واسه ش سُـلفیده، اونم که دست و دل واز... می گه ونیز می خوای بری سر چه کسی رو چال کنی؟ مگه تو رومئو و ژولیتی که می خوای بری ونیز؟ می گم رومئو و ژولیت، ورونایی بودن نه ونیزی... ولش کن!]عینک دودی را بر می دارد تا اشکهایش را پاک کند.زیر چشم راستش کبود است[ به قول نانسی،همه چیو که نمی شه با هم داشت... دلم براتون تنگ شده. برای تو،نانسی،حتی فرانکی. برای گروه فنز. جی جی میگه خیلی سخته آدم یه عمر با دهن کج حرف بزنه؛ و من اضافه می کنم با زیر چشم کبود... و یا ترس از خطا کردن.

 تکه ای از نمایشنامه فنز( محمد رحمانیان/ خرداد 84)

یک لحظه از حافظه ی کلماتی خودم،کیف کردم.

الروایت؛ فیلم شیرین در سه نوبت 6 و7و8 شهریور نمایش داده شد.

در نیم ساعت ابتدایی این فیلم ژولیت بینوش ( که مدتی اخبار رفت وآمدش به ایران و همکاری اش با کیارستمی نقل محافل بود) تقریباً چهره اول است و روسری به سر دارد.

کیارستمی درباره ی حجاب خانم بینوش می گوید:« به خاطر احترام به تمام کسانی بود که روسری سر می کنند». منتقدان خارجی می گویند که ژولیت بینوش بر حسب چهره ای که از او در این فیلم می بینیم، ایرانی ترین بازیگر فیلم در میان دیگر بازیگران زن ایرانی است.آنها همچنین می گویند: شیرین چرخشی جالب در کارنامه فیلمسازی کیارستمی و آهسته ترین فیلم او می باشد.

عباس کیارستمی به خاطر فعالیت هایش برنده ی جایزه ی افتخار فیلمساز شد. رئیس هیئت داوران این دوره ی جشنواره ونیز استاد مسلم سینما ویم وندرس بود که ترانه علیدوستی، یکی از فیلم های محبوبش پاریس تگزاس اوست.

از نکات جالبی که در مورد آنها گزارش های مختلفی خوانده ایم در مورد تعداد بازیگران فیلم است که بین 90 تا 117 بازیگر زن سینمای ایران در نوسان است و مدت زمان فیلم که عده ای می گویند92 دقیقه و عده ای 114 دقیقه.

این دو!عکس از شیرین را شما با این کیفیت هیچ جا ندیده اید.با تشکر از سعید وکیلی.

  

از نکات جالب و البته تأسف بار این بود که یکی ازخبرگزاریها داشت همزمان با نمایش خارجی فیلم،فضا را به زیان کیارستمی متشنج می کرد و ازعدم استقبال و حتی استهزای کیارستمی توسط تماشاگران فیلم گزارش معکوس و یا مخدوش ارائه می داد. خبرگزاری ای که در ماههای آتی چهره ی دیگری از او در حوزه ی سیاسی شاهد خواهیم بود.

     درباره ی « درباره الی »

-         نیمه تیرماه فیلمبرداری در جاده چالوس با حضور تمامی بازیگران به پایان رسید.

-         ترانه علیدوستی در روز پانزدهم تیرماه در تهران رؤیت شد... او غرق می شود!

-         لوکیشن اصلی فیلم در شهرمازندران بود. محمد دبیر وبلاگ اصغر فرهادی می نویسد : در ویلایی قدیمی و رو به دریا در شهرکلارآباد.

-         چند روزی آب و هوای منطقه دچار طوفان و باران می شود. نور مشکل دارد و باد همه چیز را با خود می برد. فیلمبرداری چند روزی متوقف می شود. یعنی درست همزمان با روزهایی که تعطیلات نیمه خرداد در راه بود و مردم ایران می خواستند خود را به شمال کشور برسانند.

-         داستان فیلم را دیگرهمه می دانیم: داستان چند خانواده است که برای تفریحات سه روزه  در تعطیلات راهی شمال کشور می شوند. تا اینکه برای یکی از آنها اتفاقی می افتد و... مناسبت ها تغییر می کند.

-         گمانه زنی ها بر این اساس بود که احتمالاً فیلم به مرحله ی داوری و حضور در جشن خانه سینما برسد. گروه این مورد را تکذیب کرد و گفت که تدوین تازه آن موقع در مرحله ی میانی است.

-         حسن زاهدی( صدابردار فیلم ؛که در شهرزیبا و چهارشنبه سوری هم با ترانه علیدوستی و اصغر فرهادی همکاری داشت) در مصاحبه با خبرگزاری مهر می گوید:

« در پروژه درباره الی بازیگران زیادی مقابل دوربین حاضر بودند و به دلیل فضای واقعی و رئالی که فیلم دارد،میان حرف های هم دیالوگ می گویند؛و این کار را برای صدابرداری سخت می کند» او به درستی تأکید می کند:« چون حقیقی و پیمان معادی سابقه بازیگری نداشتند ،صدای آنها با دیگر بازیگران حرفه ای متفاوت بود و یکدست سازی آن مشکل می شد».اوبه سختی صدابرداری صحنه های کنار دریا که گاه طوفانی و گاه آرام بود و دخلی به فیلمنامه هم نداشت اشاره می کند و می افزاید:« در سکانس های مربوطبه خانه هم بازیگران زیادی حضورداشتند وگاه یکی در نمای نزدیک بود و دیگران هم در پسزمینه دیالوگ می گفتند و این مسئله انرژی و زمان زیادی را برای انطباق می خواست »

-         صداگذاری فیلم توسط محمدرضا دلپاک در نیمه ی شهریورماه در استودیو مون در حال انجام است.

-         تدوین فیلم همزمان با فیلمبرداری، توسط هایده صفی یاری در حال انجام است. تا دهه اول مردادماه نیز سکانس های اولیه کاملاً مونتاژ و تدوین شده است. برآوردها می گفتند که تدوین تا مهرماه طول می کشد: تدوین فیلم روز هشتم مهرماه به پایان می رسد.

-         به زودی و پس از پایان تدوین،قرار است که در مورد موسیقی و نحوه ساخت آن تصمیم گیری شود.

-         و خبر آخر:

اگر گروه فیلم درباره ی الی برای شرکت در بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر، آمادگی خودشان را از 27 تا سی مهرماه به مسئولان برگزاری فستیوال اعلام کنند، شاهد حضور ترانه علیدوستی در جدیدترین ساخته ی اصغر فرهادی خواهیم بود؛ کارگردان محترمی که تا حالا شخصیت و درستی کارنامه اش را با سه فیلم عزیزش نشان مان داده است.

 مانیفست چو؛

     آیا در آذرماه صادر خواهد شد!؟

در تقویم پاییزی مجموعه تئاترشهر همانطور که پیش از این در این وبلاگ خبررسانی کرده بودیم،اخیراً قید شده است که سالن چهارسو، آذرماه برای گروه محمد رحمانیان با تئاتر حاشیه دار مانیفست چواش خواهد بود. پیش از او آتیلا پسیانی و اکبر زنجانپور در نوبت اجرا در این سالن هستند.

 

محمد رحمانیان از 20 مردادماه مشغول کارگردانی مجموعه تله ویزیونی بلندگوهای افسانه ای برای شبکه دو سیما می باشد که قرار است در 17 قسمت 31 دقیقه ای شرح حال نوجوان 12 ساله ای باشد که در حال دروغ گفتن و انجام کارهای بد است.

طی صحبتی با خانم مهتاب نصیرپور،ایشان گفت که نمایشنامه عشقه به همراه فیلم اجرای آن در یک بسته فرهنگی منتشر خواهد شد. می دانید که باید امیدهای طولانی ببندیم. عشقه،تئاتر لطیفی در مورد زندگی حضرت خدیجه و دوران صدر اسلام است که در زمستان 85 در جشنواره و سپس به اجرای عمومی رسید.

جا دارد که اینجا موفقیت های این بانوی شریف سینما و تئاتر و تله ویزیون را به خاطر تقدیرهایی که از او به خاطر فیلم فرزندخاک در جشن منتقدان و جشن دوازدم خانه سینما شد،تبریک بگوییم.

    اخبار همسایه ها:

-         اصغرفرهادی برای ساخت فیلم جدید مجیدمجیدی،درزمینه ی فیلمنامه با او همکاری می کند. این فیلم در شهر کشمیر( هند یا پاکستان!؟) ساخته می شود و قرار است که پس از ماه رمضان این دو برای تکمیل فیلمنامه به کشمیر مسافرت کنند.هم اکنون اصغرفرهادی مشغول تحقیق قضایی در مورد فیلم بعدی اش است که سربسته می گویم درباره ی بحران در یک خانواده است.

-         بابک انصاری( بازیگر نقش اعلا در فیلم شهرزیبا ) در فیلم تله ویزیونی آب و آینه نقش معلم جوانی را بازی می کند که به یک روستا مهاجرت می کند و قصد حل مشکلات مردم را دارد.فیلمنامه این اثر را کیومرث پوراحمد با همکاری اصغر عبدالهی نوشته و برای شبکه پنج سیما در مرحله تولید می باشد.

-         ماهنامه توقیف شده ی هفت در نیمه ی مردادماه دفتر ومحل تحریریه اش را تخلیه کرد. مجید اسلامی می گوید که به لحاظ قانونی و اقتصادی امکان بازگشت نشریه را نداریم. قراراست که به زودی نشریه ای دیگر را در دست بگیرند. آرزوی موفقیت داریم.

-         رسول صدرعاملی در اواخر شهریورماه پروانه ساخت فیلم جدیدش را دریافت کرد تا آن را در فصل پائیز مقابل دوربین ببرد.

     « فرشته ها هم گریه می کنند» که نام قبلی اش زندگی با چشمان بسته بود، در ادامه ی فیلم های اجتماعی نوجوانانه ی صدرعاملی تولید می شود؛واگر قبلاً روایت دختران بوده،حالا درباره ی یک دخترو پسر جوان است و مشکلات ارتباط آنها با پدرو مادرشان.

 

    کنعان و بازگشت ِیوسف ِگمگشته

 

فیلم کنعان در نوبت اکران عید فطر گروه سینما آزادی قرار دارد و از دهم مهرماه به اکران عمومی خواهد رسید.

بیلبوردهای تبلیغاتی وعکس های فیلم مدتهاست که در برخی سینماها نصب و دیده شده و تیزر آن نیز در بیست و ششم خردادماه رونمایی شد.

مصطفی شایسته تهیه کننده فیلم تلاش دارد که همزمان با نمایش داخلی کنعان،آنرا برای اکران در آمریکا و کانادا و دبی و چندکشور اروپایی  مهیا کند.

 

با اخبار اکران به زودی در خدمت شما هستیم.

             دانلود تیزر کنعان 

 

 

 

ـــــــــــــــــــــــــ

نمایش ویژه نشریه سینما تئاتر

فیلم سینمایی کنعان

علاقمندان جهت حضور

66467422

66974662

تماس بگیرند

* ابتدا قرار بود که این نمایش به مناسبت افتتاحیه اکران و در روز عیدفطر برگزار شود. اما بنا به اعلام نشریه،این زمان به تعویق افتاده است.

حضور در سالن ورودیه می خواهد که از جزئیات آن هنگام تماس با خبر می شوید.

تا این لحظه از نمایش افتتاحیه فیلم کنعان توسط دفتر هدایت فیلم خبری در دست نیست.

*** دفتر هدايت فيلم برنامه اي جهت اكران ويژه كنعان ندارد.

ديدار در سينماها...

با این وبلاگ همراه باشید. توضیحات  بیشتر در قسمت کامنتها.

ـــــــــــــــــــــــــ

 

 * این یادداشت فقط جهت روایت تمامی اخبار مرتبط با ترانه علیدوستی در طی این مدت بود که پیراهن سیاه خسروشکیبایی بر آسمان مان پهن بود.

 * بخش سبد فرهنگی به علت تراکم مطالب در یادداشت آتی ارائه خواهد شد.

 * روندعادی وبلاگ از یادداشت بعدی پیگیری خواهد شد.

برای اعلام نظر به یادداشت بالایی مراجعه کنید. ممنون

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در شنبه 6 مهر1387 و ساعت 5:51

 

 

توجه                       توجه

 

 

 

جدیدترین مصاحبه ترانه علیدوستی

 

با نشریه ی سینمای پویا

منتشر شد

 

 

 

 

به گزارش واحد نشریات ِوبلاگ هواداری از ترانه علیدوستی،جدیدترین مصاحبه ی ایشان در دهمین شماره ماهنامه ی سینمای پویا( مهر 87) به چاپ رسید.تصویر بزرگ

این مصاحبه توسط رامتین شهبازی صورت گرفته و ترانه علیدوستی طی آن در مورد فضای فیلم کنعان و شخصیت مینا مطالبی را بیان کرده است.

این گزارش می افزاید که در خلال این مصاحبه، ترانه علیدوستی به مسائلی نظیرشرائط بازیگری ، دگرگونی نسل ها و اهمیت و کارآیی رسانه ها اشاره کرده است.

ایشان با بررسی روند ...

* جهت حفظ حقوق مادی و معنوی این ماهنامه ،علاقمندان برای مطالعه ی متن کامل این مصاحبه به نشریه ی سینمای پویا مراجعه نمایند.

طرح جلد این شماره، به تصویری از ترانه علیدوستی مزین شده( عکس: حمزه اولیاءزاده ) و همراه آن DVD رایگان فیلم زودیاک ارائه می شود.

* نکته: برایم بسیارجالب بود که اختتامیه ی یادداشت جشن نامه ی حضور در مراسم خانه ی سینما( ترانه علیدوستی،گلادیاتورماست)،کمی مطابق با گفته های ترانه علیدوستی دراین مصاحبه شده است.

* مطلب اصلی این وبلاگ، تا انتهای روز دوشنبه به روز می شود.

* همراهان این وبلاگ،تا سحرگاه روز یک شنبه منتظر یک خبر ویژه باشند. منتظر صحت آن هستیم.

|+| نوشته شده توسط مهدی ... براي ترانه عليدوستي در جمعه 5 مهر1387 و ساعت 4:30 |