یادداشت موقت و شتابزده ( به زودی با اخباری دیگرتکمیل خواهد شد)
آخرین اخبار از فیلم « درباره الی » و « تردید »
درباره الی و خبرهای جدید
خلاصه تکمیلی داستان:
چند زوج جوان برای گذران تعطیلات رهسپار شمال می شوند. جریان عادی زندگی و سرخوشی ها ادامه دارد که یکی از همسفران در دریا غرق می شود و دیگران به جان هم می افتند و به دنبال مقصر هستند.
* اخبار تولید:
در ابتدا قرار بود که هدیه تهرانی، نیکی کریمی،نیما شاهرخ شاهی، حامدبهداد و پژمان بازغی در این فیلم حضور داشته باشند که اتفاق نیفتاد. حتی چندباری پژمان بازغی برای حضور در فیلم تست گریم شد،ولی سرانجام شهاب حسینی جایگزین او شد.
تردید؛ و تردیدهای متداوم
عدم حضور محمدرضا فروتن به علت مشغله های کاری برای سری دوم تولید فیلم تردید، احتمال نبودن بهرام رادان در ادامه پروژه ،کناره گیری محمدمهدی دادگو از روند مدیریت تولید فیلم، حتی فوت فرزند سعید سعدی تهیه کننده جدید فیلم در نیمه ی اردی بهشت، و تردید! بنیاد سینمایی فارابی از ادامه تولید تردید به علت هزینه های بسیار و کنار گذاشتن تمام صحنه های گرفته شده ی قبلی حاکی از آن است که...... باید خوشبین بود.
* در یادداشت بعدی( سحرگاه پنج شنبه دوم خرداد ماه ) از تکمیلی همین خبرهای فوق و کتاب و فوتبال! و تئاتر و اتفاق و... سخن خواهیم گفت.
* و اگر این یادداشت شتابزده است از بابت لینک اخیر سایت سینمای ماست که جدیدا تنها به لینکستان تبدیل شده و خبر نشریات دیگر را می بلعد.
* مقدم مهمانان جدید وبلاگ را تبریک می گویم.
* متاسفانه به علت مسئله ای شخصی،مدتی ست حضورم در دنیای نت محدود شده، و ان شاءالله پس از رفع گرفتاری ها درخدمت دوستان وبلاگنویس که برای خواندن مطالبشان دعوتم می کنند و تاخیر شده،خواهم بود.
محتاج دعای خیر شما هستم
* منبع اخبار فوق: هفته نامه ی پنج شنبه های روزنامه ی محترم ِاعتماد
* خبر فوری
فیلم سینمایی کنعان از نهم مهرماه ۸۷ همزمان با عید فطر در گروه سینما آزادی اکران خواهد شد.

خبر فوری
از تازه ترین حضور ترانه علیدوستی
گزارش سایت سینمای ما از فیلم درباره الی...کلیک
عکس های فیلم...کلیک
********
صوت جدید محسن چاووشی
آرزومه که یه لحظه روبروی من بایستی
آخه قلبم نگرونه، توی شهری که تو نیستی
اختصاصی!! وبلاگ ترانه علیدوستی
شوق تدوینش را نمی توانستم با شما تقسیم نکنم
********
خبر : سه شنبه 24 اردی بهشت :
گزارش صفحه آخر روزنامه محترم« اعتماد » ... درباره ی الی
از موعد نمایش تئاتر مانیفست چو خبر جدیدی در دست نیست. تمرین ها پس از اتفاق بهمن ماه86 متوقف شده و هر یک از اعضای گروه در کار دیگری مشغول هستند. محمد رحمانیان دارد مجموعه«بلندگوهای افسانه ای» را برای شبکه دو می سازد و ساخت تله تئاتر« پسران طلایی» را برای شبکه چهار تمام کرده است. مهتاب نصیرپور مشغول بازی در یک فیلم تله ویزیونی برای شبکه دو است و همچنین مقدمات کارگردانی تئاتر خودش با عنوان « سیگار کشیدن،سیگار نکشیدن» را مهیا می کند که در تابستان 87 به اجرا ببرد.
ترانه علیدوستی دارد خودش را برای بازی در فیلم جدید اصغر فرهادی« درباره ی الی»آماده می کند و مدتی ست که مشغله کاری و ذهنی فراوان دارد. از علی عمرانی لااقل من خبرندارم و اصولاً کمکار و درستکار است. افشین هاشمی فیلم تحسین شده ی« پابرهنه در بهشت» را روی پرده سینماها دارد و تئاتر خوب« حسن و دیو راه باریک پشت کوه» را که توصیه تماشایش را به دوستان دارم را در تالار قشقایی اجرا دارد. محمد رحمانیان و مهتاب نصیرپور و گروه کارگردانی همیشه همراهشان،پنج شنبه هفته گذشته نیز به دیدن این نمایش همکارشان رفتند.
نمی دانم که پاسخ حسین پارسایی( مدیر مجموعه تئاتر شهر)به محمد رحمانیان درمورد اجرای مانیفست چو چه بوده و یا اصلا پاسخی به نامه رحمانیان در اواخر اسفند86 داده شده یا نه؟... اما بهرحال عادت داده شده ایم که منتظر باشیم. منتظر بهبود وضعیت اکران سینماها، اجرای تئاترها، انتشار کتابها و نشریات و برداشته شدن نگاه امنیتی به مقوله ی فرهنگ.
در ابتدای کتابی که در انتهای تماشای تئاتر«حسن و دیو راه باریک پشت کوه» تقدیم افشین هاشمی و جسارتش دراجرا و بیان کردم،نوشته بودم:
نان از سفره وُ کلمه از کتاب
شکوفه از انار وُ تبسم از لبانمان گرفته اید!
با رویاهایمان چه می کنید!؟
شعراز سیدعلی صالحی
/ دانلود کلیپی از تمرین نمایش مانیفست چو- بهمن ماه 86
و این لینک فوقانی، همان وعده ای ست که دو سه باری به علت حجم و ضرورت مطالب پیشین،ارائه اش به تعویق افتاد و حالا تقدیم می شود. این کلیپ تدوینی از تصاویر دو نمایش فنز و مانیفست چو می باشد که اولی در تیر تا شهریور 84 به روی صحنه رفت( پرونده ی نمایش فنز در راه این وبلاگ است)و مانیفست چو هم احتمالا در مرداد 8۷.
توضیحی درمورد این کلیپ به دوستانی بدهم که احتمالا موفق به رویتش در زمان اجرایش نشده اند و شاید موسیقی ها برایشان غریبه باشد:
کلیپ با تصاویری از نمایش فنز آغاز می شود که همراه آن موسیقی ابتدایی نمایش شنیده می شود و سپس صوت کم کیفیت مجادله ی فرانکی( پرویز پرستویی) با سانی( حبیب رضایی) که صدای موسیقی را که بلند کرده وبا آن می رقصد را کم کند...که اگنس( ترانه علیدوستی) از راه می رسد و عربده های فرانکی را می شنود و دستگاه گرامافون را خاموش می کند و به سانی می گوید برای امروز دیگه کافیه!
و بعد صحنه ی منحصری از تمرین مانیفست چو را می بینیم که محمد رحمانیان،علی عمرانی،افشین هاشمی و ترانه علیدوستی در آن دیده می شوند. صحنه ای ست که افشین هاشمی در نقش چو دارد با غلظت یک مبارز سیاسی متنی را می خواند و در هنگام تلفظ واژه ی devil (به معنای شیطان) اشتباه می کند و خانم علیدوستی درستش را تلفظ می کند. درادامه این قطعه فیلم تمام و کلیپ با عکس های نمایش مانیفست چو و موسیقی پایانی تئاتر فنز که تراژدی ِتنهایی ِمحتوم ِدیکتاتورمآبی های« فرانکی» است به اتمام می رسد.
جا دارد که اینجا از دوست خوب و سالیانم« سعید وکیلی» همراه نیک جشنواره ها و برنامه های فرهنگی که دست ِکوتاه ِمن را به نخل ِبلند تکه فیلم ِمیانی رساند تشکر کنم. دوست ِهفده ساله ای که آینده ی یکصد و هفتادساله ای دارد.
# چند خبر :
- فیلم « شیرین» که عباس کیارستمی آنرا در ادامه ی فیلم« رومئوی من کجاست»( با نام سابق گریه) با حضور 90 بازیگر زن سینمای ایران ( از جمله خانم ترانه علیدوستی) ساخته بود،در هیچ بخشی از جشنواره جهانی کن پذیرفته نشد. مدتی پیش فیلم «شیرین» جهت حضوردر این دوره از جشنواره زیرنویس شده بود.
دربخش پیوندهای روزانه ی وبلاگ می توانید کلیپ کوتاهی که از حضور خانم علیدوستی در فیلم« رومئوی من کجاست» را دانلود کنید و به زودی( پس از بارها درخواست قدیمی خوانندگان و پوزش از تاخیر) نسخه کامل فیلم را برای دانلود در وبلاگ قرار خواهم داد.
- در مورد فیلم تردید قرار بود که جلسه ای درمحل بنیاد سینمایی فارابی تشکیل شود تا روند شروع به کار مجدد تولید این فیلم مهیا شود. از مصوبات این جلسه هنوز خبری منعکس نشده است. تولید تردید با ابهامات بسیاری مواجه است. اکثر بازیگرانش(که گروه تولید ،اصرارخوب و دلچسبی دارد که کار را با همانها ادامه دهد) در پروژه های دیگر سینمای ایران قرارداد بسته اند و یا سرصحنه هستند و یا در آستانه ی حضور در فیلمی.
فیلم تردید،یقین انسان در مورد نخبه کشی جامعه ی ایرانی را در ذهن مان پررنگ تر می کند. هنوز سالهاست که گرد و غبار کفش های گروه سیمرغ به دست فیلم « پرده آخر» روی سن مقدس تالار وحدت باقی مانده است و می شود بویشان کشید و حسرت خورد.
- فیلم« درباره الی» به کارگردانی اصغرفرهادی و با تیم خوب وعالی بازیگرانش درمرحله ی پیش تولید قرار دارد. چند شب پیش بود که داشتم خواب این فیلم را می دیدم. مختصاتش را به ذهنم نگه می دارم و به موعدش منتشرمی کنم. فیلم فضای خوبی داشت.
- از زمان برگزاری جشن منتقدان سینمایی که خانم ترانه علیدوستی کاندیدای بازیگر شده است، اطلاعی نیست. پیش از این قرار بود که 28 فروردین ماه برگزارشود که به تعویق افتاد و زمانش نیمه اردی بهشت اعلام شد و هنوز...
خیر مقدم به بازیگر نو و تبریک سیمرغ :
مدتهاست که درخاطرم بود و اما هر نوبت در تشویش به روزرسانی وبلاگ فراموشم می شد و می دانستم که باید تقدیر کنم و حالا وقتش است.
هیچ کدام از ما نادیده گرفته شدن حق مسلم خانم ترانه علیدوستی در کاندیداتوری بازیگر نقش اول زن جشنواره 26 را فراموش نمی کنیم؛ و همچنین سهم تقدیر از خانم گلشیفته فراهانی را.
اما هیچ کدام از این موارد باعث نمی شود که گزندی و زخمه ای به پرهای سپید و گسترده ولایق سیمرغ نشسته بر شانه های خانم هنگامه قاضیانی به خاطر ایفای معصومانه و شریفانه و لطیف طاهره ی «به همین سادگی» وارد شود.
متاسفانه در برخی مجامع جبهه ی مبتذلی درمقابل این سیمرغ که سزاوار ایشان بود،بسته شد؛و برای دلیل هم، هجرت از تئاتربه سینما، ناشناسی و غریبگی و بازیگری ساده ومعمولی می دانستند. دفاع اصلی ام را در انتهای این پاراگراف می گویم،اما مبتدا اینکه لزوماً نقش های سیمرغی نباید مختص ایفاگران نقشهایی باشد که دارای کنش شخصیتی بسیار در روی پرده باشند،تا بلکه واکنش داوران روی سن ،تحسین و سیمرغ و دیپلم باشد.
دبیر این وبلاگ با عرض احترام به ایفاگر نقش معصومانه و لطیف« طاهره» ،از سیمرغ دقیق خانم هنگامه قاضیانی اینگونه دفاع می کند که:
یادمان باشد روزی که ترانه ی پانزده ساله، قدمش را با سکوی افتخار تالار وحدت آشنا کرد،هیچ کس پیش از آن او را نمی شناخت؛همین!
آن روزها نیز دلیل می آوردند که چرا به یک دختر تازه بالغ هجده ساله چنین افتخاری را می دهید؟ سیمرغ او را غره می کند و می بردش بالا و از آن بالا با کله می کوباندش زمین!؟
و دیدیم!
و دیدیم پرستاری محجوبانه ی هفت ساله ی ترانه علیدوستی از حریم و ساحت سیمرغش را.
برای خانم قاضیانی نیز آینده ی هنری روشن تر از سابق،درستی و سلامت درانتخاب مسیر و موفقیت آرزومندیم.
بهرحال نمی توان به بانوی هنرمندی که کودکش در تبریک سال نو برای مادر اینگونه می نویسد،احترام عمیقی نگذاشت:« دوست دارم همیشه با عقایدت زندگی کنی و هرگز عقایدت را به خاطر فرزندت کنار نگذاری».
به تماشای « به همین سادگی » بنشینید،از رؤیت نمایش زندگی محض و جریان عادی اش روی پرده ی سینما( که گاه کار ناممکنی ست) حظ روحانی ببرید و در انتهای نیوشیدن تیتراژ پایانی فیلم،گونه هایتان را از رطوبت دیدگانتان پاک کنید.
*************** سبد فرهنگی...
تریبون اندیشه:
به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید،یک شمع روشن کنید!
بتهوون
کلمه ی متکلم:
من از تمام جغرافیای جهان،فقط درب خانه ی تو را می شناسم.
ترنم موسیقی:
کجای این جنگل شب،پنهوون می شی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت،پر می کشی چکاوکم
چرا به من شک می کنی،من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو وُ سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم،نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز، پنهوون کنم هق هقمو
گریه نمی کنم نرو،آه نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون،بغض نمی کنم ببین
( دانلود * ) ایرج جنتی عطایی- داریوش اقبالی
طنز ناخواسته:
از ما می خواهند به جای حل مشکل جهان، به فکر قیمت گوجه فرنگی مردم باشیم.
دکترغلامحسین الهام-روزنامه های صبح شنبه
شعور شاعر:
شاهرگ های زمین از داغ باران پر شده ست
آسمانا کاسه ی صبر درختان پر شده ست
چای می نوشم که با حسرت فراموشت کنم!
چای می نوشم؛ ولی از اشک فنجان پر شده ست
صفحه های خاطرت دفترم چندی ست از
تمبرهای نامه ی شیراز- تهران پر شده ست
دوک نخ ریسی بیاور،یوسف مصری ببر
شهر از بازار یوسف های ارزان پر شده ست
شهر گفتم!؟ شهر!...آری شهر...آری شهر
ازخیابان،از خیابان،ازخیابان پر شده ست
فاضل نظری
دیدار با دیالوگ :
معلم انگلیسی فقیر و بدبختی که روزی دوازده ساعت پای تخته سیاه می نوشت: open the door "" هیچ وقت شاگرداش نفهمیدن که معلمشون توان وعرضه ی بازکردن هیچ در بسته ای رو توی زندگیش نداره!
فیلم نمایش داده نشده " هفت پرده" فرزاد مؤتمن
***************
* ازخوانندگان خوب وبلاگ که در یادداشت قبلی،محبوبترین صفحه ی پیغامهای این وبلاگ را تشکیل دادند،تشکر می کنم.آن کامنتدانی برای خودش،یک یادداشت جداگانه شده اصلاً. آنهایی که در جریان نیستند،بروند مکالمات را بخوانند.
* قرار بود که دراین یادداشت از سنتوری! بنویسم و.. که نشد...به زودی.
* نظرتان را در مورد کلیپ حتما برایم بنویسید.
* آیا با ادامه ی سبد فرهنگی و نحوه ی ارائه آن موافق هستید؟ از تیترهای پیشنهادی استقبال می کنم
# یادداشت آتی وبلاگ در اوائل خرداد ماه خواهد بود...خداحافظ اردی بهشت نازنین
با وبلاگ ترانه علیدوستی همچنان همراه باشید.
همانطور که در یادداشت پیشین به اطلاع رسید، نشست نقد و بررسی فیلم کنعان در روز یکشنبه 26فروردین ماه به همت کانون فیلم و عکس دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.
جریان این نشست و گزارش جلسه ی نقد و بررسی آن در خبرگزاری های مهر و ایسنا منعکس شده که دوستان می توانند جهت مطالعه ی آن به لینک های فوق مراجعه کنند.
نه، ناراحت نشوید. قرار نیست خودم را با این لینک ها خلاص و راحت کنم. در گزارش این دو خبرگزاری که انعکاس خبر توسط خبرگزاری مهر کامل تر است،نکاتی گفته شده که تکرار آنها در این وبلاگ چندان جالب و معقول نخواهد بود. گزارش رسمی را از این دولینک مطالعه کنید؛ و در این وبلاگ عکس های اختصاصی( مرحله اول) این نشست را که با محبت صادقانه ی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به ایمیل و گوشی ام ارسال و همانجا بلوتوث شد؛ به همراه ناگفته های نقد و بررسی در خبرگزاری ها و حواشی مراسم را در این وبلاگ مطالعه کنید....و.... فایل صوتی و اختصاصی برخی سخنان که توسط سیستم ضبط صوت گوشی موبایل ذخیره شده را نیز از لینکهای زیر دریافت نمایید. باز بگویید که مهدی پسر بدی ست!... روایت شخصی دبیر وبلاگ از مراسم را در ادامه مطلب بخوانید.

چکامه:
*- برنامه به همت کانون فیلم وعکس دانشگاه شهید بهشتی در تالار امام خمینی دانشکده علوم پزشکی برگزار شد.
*- خبر اجرای برنامه در خبرگزاری ها و نشریات انعکاس داشت؛ و اینکه چرا در این وبلاگ منتشر نشد می توانید برای یافتن پاسخش به متنی که در قسمت کامنتهای یادداشت قبلی برای آقا فرهنگ عزیز نوشته ام مراجعه کنید.
*- نشست نقد و بررسی این فیلم قرار بود که ابتدا در اسفند سال گذشته برگزار شود که میسر نشد.
*- این نمایش،اولین نمایش غیر رسمی و خارج از جشنواره فیلم فجر برای فیلم کنعان بود.
*- از گروه تولید فیلم کنعان، مانی حقیقی به عنوان کارگردان و ترانه علیدوستی حاضر بودند. مدیریت جلسه ی نقد و بررسی به عهده امیر پوریا بود.
از دیگر همراهان می توان از آقایان امید روحانی و صابر ابر نام برد.
*- پیش از شروع برنامه دانشجویان حاضر در سالن بیشتر در اطراف ترانه علیدوستی که در ردیف اول سالن نشسته بود اجتماع و به عنوان یادگار از او عکس و امضا می گرفتند. بیشتر دانشجویان دختر بودند.
*- کانون فیلم وعکس دانشگاه شهید بهشتی با مساعدت گروه خوبشان به درستی و دقت توانست مقدمات نمایش فیلم کنعان را مهیا و نمایش آنرا به همراه جلسه ی پرسش و پاسخ به درستی هدایت کند. از زحمات سابق و آتی شان کمال تشکررا داریم.
حاشیه و گفتار:
*- مراسم با پخش تیزر ریتمیک و خوش ساخت کانون فیلم در میان هلهله و دست افشانی دانشجویان آغاز شد.و فیلم رأس ساعت دو ونیم شروع شد.
*- هنگامی که نام ترانه علیدوستی بر پرده ی نقره ای نقش بست،صدای تشویق تماشاگران به شدت افزایش یافت.
*- ترانه علیدوستی مانتو مشکی و شال بلند شکلاتی رنگ پوشیده بود و در هنگام خروج از سالن عینک آفتابی گذاشت. او در طول مراسم چندباری با انگشت سبابه اش زیر بینی اش را دست کشید.انگار که یک سرماخوردگی کهنه.(این سطر برای آنهایی که کمی اخبار زرد می خواستند)
*- قراربود که محمدرضا فروتن و امیر اثباتی هم در برنامه حاضرباشند،اما به علت فیلمبرداری در شمال کشور و بارندگی امروز صبح در جاده،نتوانستند برسند. مانی حقیقی در اظهارنظر عجیبی که بوی زخم کهنه ای از کدورت را می داد گفت: بعد خواستیم با بهرام رادان تماس بگیریم که بیاد توی جلسه،اما با خودمون گفتیم که کی می خواد اونو ببینه!؟
*- صحنه هایی مثل فوتبال بازی کردن بهرام رادان در نقش علی؛ و یا گفتن دیالوگهای عاشقانه به شدت مورد تشویق قرار می گرفت. دبیر وبلاگ سوال می کند:عشق آیا هنوز واژه ی ممنوعه ی نسل جوان این دیار است و در وقت گفتنش دهانها را محتسبان می بویند؟
*- ترانه علیدوستی در هنگام آغاز صحبتش به شدت مورد تشویق قرارگرفت و در جواب گفت:« هیچ جای دیگه مثل اینجا برای من دست نزده بودن»
*- ترانه علیدوستی: مینا علیرغم آنچه که در فیلم می بینیم اصلا آدمی نیست که بخواهد و بتواند تنها بماند و حتما دوست دارد که کسی منتظرش باشد.
در لحظه ای که ترانه علیدوستی در جواب پرسشی تعریفی از بازیگری ارائه می دهد،حاضران برای چندمین بار به شدت او را تشویق می کنند. مانی حقیقی به شوخی می گوید: چرا آخه فقط برای این! دست میزنین!؟.
بعد که خود او حرفی می زند تماشاگران در جواب او را تشویق می کنند و ترانه علیدوستی با تکان دادن دست و سر از آنها تشکر می کند( صوت شماره 23 را بشنوید)
*- ترانه علیدوستی در توضیح صحنه ی دنده عقب گرفتن اجباری با ماشین درکوچه مسدود و گریه کردن مینا می گوید که خود من هم در اینگونه مواقع گریه ام می گیرد( صوت شماره 28 را بشنوید)
*- وقتی مانی حقیقی می گوید که همراه اصغرفرهادی در هنگام نوشتن فیلمنامه،حتی شناسنامه ی نقش ها را خارج ازمدت زمان نمایش فیلم مثل دوران نامزدی مژده و مرتضی در چهارشنبه سوری را می نویسند،ترانه علیدوستی می گوید که در چهارشنبه سوری حتی برای مرتضی و سیمین شیوه ی آشنایی شان را هم نوشته بودید.
*- در پایان مراسم به عوامل فیلم یک دیوان نفیس از رباعیات خیام اهداء شد.
دانلود صوت مراسم به تفکیک موضوعات( کم حجم )
1/ تعریف مختصر از نقش مینا و تفاوت آن با سه نقش ترانه و فیروزه و روحی( دانلود)
2/ تعریف ترانه علیدوستی از بازیگری و اجرای نقش مادران( دانلود)
3/ مختصات و مهندسی نقش مینا درکنعان توسط ترانه علیدوستی و اعتراض حقیقی به تشویقها ! ( دانلود)
4/ تعریف نقش علی(بهرام رادان)از زبان مانی حقیقی( دانلود)
5/ توضیح ترانه علیدوستی در مورد تفاوت سنی میان خودش و نقش مینا( دانلود)
6/ دفاع مانی حقیقی از تفاوت سنی میان بازیگر و نقش مینا و فیلم شهرزیبا( دانلود)
7/ تحلیل امیر پوریا از تفاوت سنی بازیگران زن سینمای ایران با نقش هایشان و...( دانلود)
8/ تعریف صحنه دنده عقب گرفتن مینا در کوچه ی مسدود از زبان ترانه علیدوستی( دانلود)
9/ توضیح مانی حقیقی در مورد موسیقی فیلم ؛و خروج از سایه عباس کیارستمی (دانلود)
کلام کارگردان:
#- دشوارترین تماشاگران برای من دانشجویان و جوانان هستند.
#- فیلم نسبت به جشنواره کوتاه تر شده. مثلا صحنه ای که آذر به همراه علی به خانه ی او برای اجاره می روند و آذر بی مقدمه پیاده می شود و می رود را حذف کرده ایم. بنابراین این آخرین نمایش نسخه ی قبلی کنعان بود. حقیقی از حاضرین می پرسد که آیا این صحنه را حذف کنیم که اکثراً جواب منفی می دهند.
#- در صحنه ای هم که مینا ومرتضی درجاده با گاو تصادف می کنند،آن لحظه که کودک را برای آوردن آب با سطل صدا می زنند و نمیدانیم که چرا تماشاگر می خندد را نیز حذف کردیم.
ویژه #*# دبیر این وبلاگ از کسانی که با مانی حقیقی ارتباط دارند می خواهد که حتما و حتما به او بگویند که آن صحنه ی کودک و آوردن آب را به بهانه ی خنده تماشاگر حذف نکند. حرف بسیاراست اما خلاصه اش اینکه آنوقت چگونه می توان صحنه ای را که مینا برای شستن دستهای خونی اش به کنار رود می رود را توجیه کرد؟ قشنگی این دست شستن در رودخانه به آن است که بدانیم کودک با آن سطل از همین رودخانه برای گاو آب برده است.
#- مانی حقیقی می گوید که به عنوان یک تماشاگر فکر می کنم که مینا در انتهای فیلم که تصمیم می گیرد بماند،دارد اشتباه می کند.آنها نباید با هم بمانند.اگر عاشقش نیستی،برو. و به همین خاطر عمداً جواب مرتضی را در سوال مینا نمی شنویم و معلوم نیست که با هم می مانند یا نه؟
#- در مورد نام فیلم،تنهاکمک می توانداین باشدکه وقتی به کنعان فکر می کنید،به یاد چه می افتید و آن چیز چه ربطی به فیلم کنعان دارد؟
#- عناصر توی فیلم نمادین نیستند و این ضعف سینمای ایران است که همیشه دنبال معناهای بیشتری از آنچه که دیده می شود می گردند. به نظر دبیر وبلاگ این حرف کارگردان در برخی صحنه ها کاملا اشتباه است.
فیلم نمادهای بسیاری دارد. مثلا یک مورد: آنجا که آذر به عنوان یک عنصر واخورده ی سیاسی به در منزل اشنای قدیمش می رود،خانه شان را به نشانی درخت سبزی می شناسد. بعد در یک کلوز آپ که دوربین دارد همزمان با حرکت آذر می چرخد،می بینیم که درخت از پایه بریده شده وکنار دیوار یتیم و ابتر افتاده است.
#- مانی حقیقی در توضیح تقویم تاریخ گذشته ای که در خانه ی مورد نظر برای اجاره توسط آذر می بینیم،می گوید:می خواستم همسان آن تصاویر مندرج در فصل های آن تقویم در سفر به شمال مینا و مرتضی دیده شود. یعنی تماشاگربداندکه آذر دچار یک چیز تقویم گذشته است.
# - مانی حقیقی می گوید: اگر قرار بود که این فیلم را مجدد بسازم،از بین چهار شخصیت اصلی فیلم،قطعاً وحتماً ترانه علیدوستی را انتخاب خواهم کرد.
روایت شخصی دبیر وبلاگ از نشست کنعان درادامه مطلب
*************** سبد فرهنگی...
تریبون اندیشه:
در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا بلکه روزی باز شود؛بهتر است در دیگری را جستجوکنید، و اگر نیافتید همان در را بشکنید.
توماس ادیسون
کلمه ی متکلٌم:
از کجا معلوم که یک اشتباه ِدرست؛از یک درست ِاشتباه کامل تر نباشد!؟
سید علی صالحی
ترنم موسیقی :
تو بزرگترین سوالی،که تا امروز بی جوابه
نه تو بیداری نه تو خواب،نه تو قصه و کتابه
برای دونستن تو همه ی دنیا رو گشتم
از میون آتش و باد،خشکی و دریا گذشتم
تو رو پرسیدم و خواستم،از همه عالم و آدم
بی جواب اومدم اما، حالا از خودت می پرسم
( دانلود ) شهیار قنبری - فائقه آتشین
شعور شاعر:
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم!
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم
سیلی همصحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخره ام؛ هر قدر بی مهری کنی می ایستم
فاضل نظری
دیدار با دیالوگ :
رفتی خانوم!؟...رفتی!؟... ولی بر می گردی!...نه!؟...آره!... دورت بگردم که بر می گردی...اونقده دورت می گردم که سرگیجه بگیرم!...بعد تو هم که دوس نداری من سرگیجه بگیرم!...بابا دوسَم داری دیگه!
( دانلود) شب یلدا
***************
* با تشکراز کانون فیلم و عکس دانشگاه شهید بهشتی
* تشکر از کسانی که عکس های این یادداشت را دراختیارم گذاشتند(شرح در ادامه مطلب)
* از جهت حفظ حقوق فردی و اخلاقی حاضرین مونث درعکس ها،تصویرشان را مات کرده ام.
* فایل های صوتی اختصاصی این وبلاگ است.
* دریادداشت بعدی ( نیمه اردی بهشت ماه ) حرف زیاد داریم و یک فایل ویدئویی ویژه. دوستانی که بسیار عجله دارند،این عکس را ببینند.
* راستی!... حلول ماه قشنگ اردی بهشت؛ بر اهالی دل مبارک باد.
* به پاسخ کامنتهای پیشین مراجعه کنید و همچنان با وبلاگ ترانه علیدوستی همراه باشید.
ادامه مطلب




