سلام
از روی ِخط ِحافظه می نویسم و شاید کلماتم دقیق نباشند؛اما روایتم بهرحال تصویری ارائه خواهد نمود:
از جناب عباس کیارستمی،که خیابانی در کشور فرانسه به پاس تلاش های سینمایی و تصویرگری ناب او،به نامش ثبت است؛ به همراه دیگر کارگردانان شناخته شده و معتبر سینمای جهان دعوت شد که به مناسبت شصتمین سالگرد برگزاری جشنواره ی کن،فیلمی در گرامیداشت سینما درظرف مدت سه دقیقه و کمتر از آن تهیه کنند.
شخصا علیرغم احترام کاملی که برای شخص آقای کیارستمی قائلم؛اما از سینمای ویژه و منحصربفرد او خوشم نمی آید...اما این دلیلی نمی شود که از فیلم کوتاه و مناسبتی او،به خاطر سوژه ی بکری که دارد استقبال نکنم؛ واین استقبال چقدر گلباران تر هم می شود که وقتی بدانم که خانم ترانه علیدوستی نیز در صحنه ای از آن بازی دارد.
عباس کیارستمی برای تهیه ی این فیلم کوتاه،سه نسل از بازیگران زن سینمای ایران را گزینش کرد و نشاند مقابل و چشم در چشم پرده ی سینما و دوربین فیلمبرداری... اما این بار به جای آنکه شخصیت حقوقی بازیگران را روی پرده ی نقره ایی ببینیم،قراربود که تنها واکنش حقیقی بازیگران را به عنوان تماشاگر فیلمی که روی پرده نمایش داده می شود ببینیم؛ و ما به عنوان تماشاگری ثانی،تاثیر فیلم مشاهده شده توسط بازیگر را تو و روی خطوط چهره اش و مهمتر از همه" گریه " اش ببینیم.
روند تولید فیلم ابتدا با همین نام " گریه " شروع شد و در انتها نامش مطابق با تصویری شد که روی پرده ی مقابل بازیگران نمایش داده می شد: " رومئوی من کجاست؟"... یعنی قسمتی از شاهکار همیشگی ویلیام شکسپیر.
گویا که این سوژه به مذاق جناب کیارستمی خوش نشسته است و قرار است که در ادامه ی همین طرح فیلم نیمه بلندی با همکاری و فیلمنامه ی جناب محمدرحمانیان بسازند؛به نام" شیرین" که در آن قرار است که حدود نود نفر از بازیگران زن سینمای ایران حضور داشته باشند. بی گمان فیلم خوبی خواهد شد.
# جا دارد که در اینجا از دوست خوبم؛جناب آقای علیرضا با نام و دبیری وبلاگ" گلشیفته شاهکار سینمای ایران" تشکر و قدردانی کنم که لینک دانلود کامل این فیلم را که مدتها به دنبالش بودم را در وبلاگش گذاشت...که حالا من توانسته ام با برش زدن قسمت مربوط به ترانه خانم،کلیپ جانانه ای درست کنم که تفضیلش را در بند پایانی این یادداشت بخوانید.
برای دریافت نسخه ی کامل هم به وبلاگ علیرضا مراجعه کنید. راه ورود از اینجاست.
## اگر بخواهیم کمی هم در این وبلاگ به حیطه ی خطوط زرد رنگ نشریاتی! وارد شویم باید بنویسم که خانم هدیه تهرانی در این فیلم علاوه بر بازی مقابل دوربین،حکم دستیاری کارگردانی را نیز داشت... و در طی همین فیلم بود که با آقای هومن بهمنش- فیلمبردار فیلم- آشنا شدند و پای سفره ی عقد نشستند؛که بنا به دلایلی( از جمله سن کم داماد )این عقد،انعقاد کوتاه مدتی داشت و انگار که مطابق نام فیلم، " گریه" ی هر دو را در آورد.
* قصد فخرفروشی و جمع کردن امتیاز برای خودم وموضوع این وبلاگ( خانم علیدوستی) را ندارم...اما اگر نسخه ی کامل این فیلم را( که لینک دریافتش را در میانه ی این مطلب گذاشته ام ) مشاهده نمودید،خواهید دید که غیر از خانم لاله اسکندری که به خاطر خویشاوند بودنش با ستاره اسکندری و نشستن در پس سر او؛ و باردیگر جداگانه؛... این تنها خانم ترانه علیدوستی است که در مدت کوتاه این فیلم دوبار به طور واضح حضور دارند...یکبار در صندلی پشتی خانم گلشیفته فراهانی نشسته و بار دیگر در جایگاه مخصوص خودش. خداوند محفوظش دارد.
** راستی!...داشت یادم می رفت!!...ازبابت گذاشتن فایل قسمتی از تئاتر فنز،اگر خاطرتان باشدعذاب وجدان داشتم...نگران نباشید...دانلود آن فایل اگر پیش از این مکروه بود،حالا دیگر کاملا حلال شده...با خیال راحت به تماشایش بنشینید...از خانم نگار اسکندرفر- صاحب مادی اثر- حلالیت طلبیدم و با کمی رنجش،رضایت دادند.
*** و هدیه ی این یادداشت...
/ دانلود کلیپی از حضور ترانه علیدوستی در فیلم کوتاه "رومئوی من کجاست"!؟ /
مدت زمان تکمیلی این فیلم دودقیقه و پنجاه و پنج ثانیه است؛که سهم مجزای ترانه خانم از آن حدود شش هفت ثانیه شده است...این شش هفت ثانیه را برش زده ام و با تصاویری دیگر مخلوط کرده ام و همنشین ِخوش آهنگ ِترانه ای شاهکار کرده ام که اگر ببینید و بشنوید حتما خوش تان خواهد آمد...مدت زمانش حدود یک دقیقه و هفت ثانیه است...و خواهشا وقتی به این وبلاگ می آیید نظر فراموش تان نشود...دوست دارم که کلامتان را بعد از دانلود و دیدن کلیپ هم بخوانم.
**** یادداشت بعدی را در انتشارش کمی تعویق می افتد... ربط کاملی به خانم ترانه علیدوستی ندارد...! آیا ربطی ندارد؟...آیا تمامی ما به قولی اندوهناک نیستیم!؟... و همین وجه اشتراک انسان ها نیست؟
یادداشت بعدی این وبلاگ،اختصاص به انتشار مقاله ای دارد که فروردین ماه امسال نوشته ام و از دیدگاه جامعه شناختی به بررسی ترانه های محسن چاووشی پرداخته ام.
... و کیست که عاشق سینما باشد و غم سنتور علی به دلش نشسته باشد و چاووشی را محب نباشد!؟
نیمه ی آبان ماه به استقبال تان نشسته ام.
با عرض تسلیت ایام سوگواری و شهادت امام عدالت
سلام و درود به هواداران هنر و فرهنگ
باز هم به مثل ابتدای یادداشت قبلی از تک تک شما ممنونم و از اینکه این برادر کوچکتان را که دارد بلندای ارتفاع هنری ترانه خانم را روایت می کند،دلگرم می کنید؛ سپاسگزارم.
دراکثر پیامهای یادداشت قبلی،مخاطبان و همراهان از شیوه ی نوشتنم گاه تعریفی شیفته وار کرده بودند و گاه گفته بودند سنگین می نویسم و عده ایی نیز به شوخی گفته بودند که به نوع نوشتن من حسادت می کنند...از هر سه نگاه ممنونم و می خواهم که مشخصا به من بگویید که آیا با اینگونه نوشتنم راحت هستید یا نه!؟...
اگر تعریف نباشد من می توانم حالات مختلف نگارش را انتخاب کنم و اگر سنگین تر هم بخواهید می توانم بنویسم...اما در این میان حق مخاطب بر تمامی خواسته های من ارجع است و همانطورخواهم نوشت که شما بخواهید...البته این را بگویم که سنگینی نگارش من وابسته به موضوع یادداشت هاست...مثلا من هیچگاه برای خبر اتمام فیلمبرداری فیلمی از ترانه خانم شعر نخواهم نوشت؛همانگونه که برای مانیفست یادداشت قبلی نمی توانستم سطحی و معمولی بنویسم؛ که شأن دبیران وبلاگ های همسایه ام و خود خانم علیدوستی فراتر از این کلمات محقر است.
راهنمایی ام کنید.
********
وبلاگ هواداری از خانم علیدوستی کمی در به روز نمودن این صحیفه محتاط است و دست نگه دار.
یعنی در واقع کمی خسته ام و تا سر ذوق نیایم چیزی نمی نویسم و این ذوق هم اصلا هیچ دخلی به سینما و موضوع این وبلاگ ندارد. یعنی بیشتر از جنبه ی خبر رسانی،به گزارش نویسی خواهم پرداخت.
القصه؛ این بار با یک هدیه آمده ام به استقبال شما:
/ دانلود قطعه ی هم آوازی تئاتر با شکوه فنز /

...که به صورت یک کلیپ درستش کرده ام که اگر از خودم تعریف نباشد،بسیار زیبا و حرفه ایی شده و به عنوان تماشاگری بی طرف از پنج ستاره لااقل به آن چهار را می دهم!!...حدود پنج شش ساعت برای تنظیم و تدوینش وقت گذاشته ام...روی کلمه ی دانلود کلیک راست کنید و سیو تراگت از... را انتخاب کنید و یا تک کلیک...
لازم به ذکر است که صوت تئاترهای مشهور و محبوب بسیار کمیاب هستند و چه طور بشود که یک نفر آن را داشته باشد و چطورتر بشود که یک نفر مثل من هم صوت تئاترفنز را داشته باشد و هم برای مخاطبانش چنان احترامی قائل باشد که این صوت گرانقدررا برای دانلود در وبلاگ بگذارد...می دانم!...از اینکه با وبلاگ هواداری از خانم علیدوستی و نویسنده اش آشنا شده اید،بسیار خوشحالید!!!( شوخی)
حالا همانطور که دارد فایل دانلود می شود حرفهایم را در ادامه مطلب بخوانید...حجم فایل کمی زیاد است...51/4 مگابایت...طول می کشد...ولی به ظرفیتش می ارزد... و لطف کنید و در قسمت پیامها بگویید که آیا تئاتر فنز را دیده اید یا نه!؟...اگر دیده اید،نظرتان چیست!؟... و کلیپ هم آوازی چطوربود!؟
ممنون
ادامه مطلب




