تبليغاتX
ترانه علیدوستی
ترانه علیدوستی
ترانه ؛... نشسته بر سمت روشن و معصوم و معنادار سینما... جایی دور... خیلی دور از روزمره گی ها
سومين سالگرد خسرو شكيبايي

 

براي سومين سالگرد ارتحال خسرو شكيبايي

 

انعكاس ِيك اندوه ِفراموش نشده

عكس از جواد مقيمي- 28 تيرماه 1387

 

حالا و امسال نيز به قرار ِهمان قول ِهميشگي، در عزاي نبودن ِتو، جامه‌ي سياه، به جامعه‌ي احوال ِ 28 تيرماهم مي پوشانم و ضمن ِاشك ِشخصي، بيرقي از باغيرتي در نگسستن ِعهد ِتيرماه ِهشتاد و هفتي، آنهم به رنگ ِ سياه بر قامت ام افراشته مي كنم تا آشنايان را به شوق و گفتن ِيادش به خير، و ديگران را با لطايف‌ الحيلي به خواندن ِفاتحه اي براي رحمت (البته بي زحمت) دعوت كنم.

اندامم مي‌شود تابلوي اعلاني براي اعلام ِاندوه. براي غمي كه بي هيچ شبهه اي، تنها غم ِاصيلي خواهد بود كه در حوزه‌ي فرهنگ، صاحبش خواهم ماند.

 

*

سلام خسرو خان شكيبايي                    

بي مقدمه مي روم سر نوشته ام. در ايام ِاخير، از اردي‌‌بهشت كه عشق‌مان بود و هوايش حالي به حالي مان مي كرد، تا خرداد كه ماه ميلادم  بود و اولين سالي كه روز مرد بهم تبريك گفته شد و تيرماه كه انتهايش از شدت ِنبودن ِشما از تقويم سينمايي هميشه خون مي چكد، حالم اصلاً خوب نبود و خوب مي دانستم كه هنگام گفتگوي دروني با شما، آن را باور مي كنيد. (ماه ِ پيش بود كه سيد علي صالحي را در خيابان و در عبور رهگذران ديدم. دستي به سلام دادم و بعد از احوالپرسي كه در مجموع يك دقيقه هم نشد، وقت خداحافظي گفتم: خدا خسرو شكيبايي را بيامرزد.) مي دانست كه چه مي‌گويم از منظر خودم و خيلي ها كه مي دانيم دليل ِآشنايي‌شان با اين شاعر جنوبي، شما بودي.  

از شما خوانده بودم كه جايي گفته و نوشته بودي: «انسان ِامروزي با اين همه هارت و پورتش، تنها به عشق محتاج است و خود نمي داند». اين را كي گفته بودي!؟. اوائل دهه هفتاد. آن روزگاري كه دل‌ها در نسبت با عصبيت و خشونت امروز، كاملا و بي هيچ حرف ِ پس و پيشي با هم مهربان بودند.

انسان ِمعاصري نيستم آقا. خيلي وقت‌ها دلم از همين مي گيرد. نجواهاي صفا (در اين ايام بي صفايي و بدصفايي) در فيلم پري، كنار رود را خودت توي گوش‌هاي ما كاشتي. آن هنگام كه صميمانه و آنقدر نزديك با طبيعت به گفتگو و گوشزد نشستي. يا آرزوهايت در هامون، كه با افسوس – همچون يك ايدئولوگ ِ مباحث ِ عاطفي- مي گفتي چه مي شد كه همه چيز آنطور كه مي خواستي مي شد: همه جا مهر و عشق و صفا و آشتي. يا در فيلم بانو. درست است كه خودت بانو را قال گذاشتي و رفتي. اما پس ِآنهمه دويدن‌هاي الكي و دغدغه‌هاي دنيوي و زد و بندهاي مالي و عربي صحبت كردن‌ها، يكمرتبه مثل ِ آفتابي كه دليل ِ آفتاب است، نشان‌مان دادي كه باز هم از بيخ عاشقي. به شكوه گفتي كه با اينهمه كه هستم اما: من از اين دنياي پول و ماديات بيزارم.

و من نيز در امتداد آن تنفر، خيلي چيزها به دلم نمي نشيند. خيلي دهانم تلخ است. اصلاً همين نحوه‌ي نگاه كردنم به هستي، همين رنج‌ها و اندوه‌هاي ازلي و غير عاريه‌اي كه كتاب‌هاي گاه خوب و گاه مزخرف هم به خوردمان داده اند، باعث شده اند كه از گردونه‌ي دنيا پرت شويم بيرون. از چيزهايي خوشمان مي آيد و برايش ذوق مي كنيم كه براي ديگران علي السويه است. و گاهي كه ديگران مي آيند با شوق برايمان از چيزي تعريف مي كنند، مي بينيم كه چقدر دنياي مبتذلي دارند. اين غرور نيست. اين يك سوتفاهم و برداشت اشتباه از زندگي نيست. آنها مي آيند در مقابل ديوان شمسي كه داريم، از مجموعه آثار فلان شاعرك تمجيد مي كنند. و اين فقط يكي از دردهاست. و درد بزرگتر اين است كه حتي مجالي نداري تا از دردهايت بنويسي. فقط بايد آنها را در خلوتِ دلخواسته اي زمزمه كني. چرا كه حتي به مخاطب گفته هايت و نوشته هايت هم ايمان نداري كه آنها را آنطور كه متصوري، درك كنند. وبلاگي داشتم از سال 84 تا 86. هنوز هم گاهي كه به نوشته هاي آنجا رجوع مي كنم، شدت ديوانگي هايم را نمي توانم مرزبندي كنم و دليل ِمشخصي نيز نمي توانم براي انتشار و در واقع چرايي انفجار آن كلمات پيدا كنم. چند ساله بودم كه هوايي شدم!؟. خداوند گل ام را از كجا اينگونه سرشت كه به شدت ناهمگونم. ( مديون من هستيد اگر فكر ناصحيحي درباره ام كنيد. من خانواده ي به شدت خوبي دارم، آدم علافي نيستم، دچار هيچ انحرافي نيستم- حتي سيگار نمي كشم!-، يكبار هم حتي فكر خودكشي و ديگركشي به سرم نزده، نيست انگار و پوچ انديش هم نيستم. زندگي بيروني‌ام روال عادي دارد، كار مي‌كنم، زن و زندگي دارم و يك عالمه تصميم براي آينده ام. و همه ي درد هم از همينجا آغاز مي شود كه دنيا را آنطور كه مورد پسند ِجماعتي شاعرپيشه باشد، به سلامت نمي بينم.)

آن شب ِجشنواره را حتما خاطرت هست آقا. ( اگر پايت حالا به دنيا بود، صحيح بود كه مي نوشتم: آن شب ِ جشنواره را هيچوقت از خاطر نمي برم آقا). براي اتوبوس شب جايزه گرفته بودي و بعد از اينكه از ديدار با دوستدارانت كه براي ديدنت صف كشيده بودند، بيرون آمدي، يك گوشه ي دنج و در آخرين لحظه‌ها سراغتان آمدم و به زمزمه و درد حرف‌هايي كه در گلويم مسدود مانده بود را از تاثيري كه رويم داشتيد به شما گفتم. به شما گفتم كه ...! . كه ديدم تا لحظه اي كه ماشين تان برود، دلنگرانم بوديد كه اين مخاطب چه‌ها گفت با من. مي‌ديدم كه تلنگري محكم بود به روح تان. شما دستم را بوسيديد و من هم در جواب پايتان را بوسيدم. گفتيد كه چند روز بعد كجا سر صحنه فيلم هستيد و بيايم به صحبت و هيچوقت هم نيامدم!.

نويسنده‌اي از ادبيات داستاني معاصر ايران در جواب اينكه چرا به سراغ ادبيات و داستان نويسي درباره جنگ نمي‌رود، مي گويد: مخاطب من، هيچگاه در داستان‌هاي من صداي انفجار هيچ بمبي را نخواهد شنيد، اما اگر در گوشه اي از دنيا، انساني گريه كند، صداي مهيب آن گريه را به شدت در داستان‌هاي من خواهد خواند.

و من آن شب با شما حرف زدم. براي تكرارش هم ديديد كه ديگر اقدام نكردم. من آن شب براي جنگ با شما آمده بودم و ديديد كه سلاحي در دستم جز اشك و كلامي اندوهبار نبود. فقط متاسفم كه ديدم براي لحظاتي به سمت شما شليك كردم و شما بي سپر مانديد. كه آنهم به عوض آنهمه شليك ِ عاطفي و موثر شما در.

با خودم و با مخاطبانم در اين وبلاگ گفته ام كه شما هيچگاه براي من بازيگر صرف سينما نبوده ايد. كه سينما به خودي خود آنچنان وجه و شرافتي ندارد كه بشود اينگونه برايش نوشت. حضور شما در قلب دوستدارانتان، از جاي ديگري آب مي خورد. براي من وجوهي مشترك است. وجوهي كه اگر خواننده‌ي مداوم اين وبلاگ بوده باشيد، آن را در آرشيواش خوانده ايد و تكرارش صلاح نيست.

نامه ام به شما كمي پراكنده شد. كمي هم پرت شدم و از قصد هم گاهي پرت نوشتم. همه چيز را كه نمي شود جلوي همگان به شما گفت. فقط اين را بگويم كه من از هامون ِ شما به شدت مي ترسم. براي شفاي اين ترس و كاهش  شدتِ آن، مي‌خواهم كه بسيار دعايم كنيد.

 

*

... و همه‌ي هراسي كه منجر شد تا براي اين يادبود، تيتر بزنم: «انعكاس ِيك اندوه ِفراموش نشده»، آن بود كه نكند مخاطبان و همراهان ِصديق ِاين صحيفه، با خود به اشتباه گمان كنند كه مهدي، وقتي از اين وبلاگ رفت، دهانش را نيز از شيريني و تلخي اين غم، خواهد شست. با خود گفتم نكند ديگران تصور كنند كه ازدحام ِ روزمره‌گي و مشغله‌هاي زندگي، شعله‌ي آتش به دست گرفته باشند و در نتيجه‌ي آن، خرمن ِاحساس و عاطفه و همه‌ي چيزهاي خوب و بدي كه از من و اين وبلاگ مي شناسيد را خاكستر كرده باشند... و اندوهبارتر از همه، با خودم گفتم نكند كه آشنايان هميشگي و همسفران ِمومن اين وبلاگ، آنقدر به نبودنم عادت كرده باشند كه حتي زحمت ِ يك كليك را در روز 28 تيرماه و سالروز رحلت خسرو شكيبايي كه ميعادگاه اين سال‌هاي ما بود را به خود ندهند، و با اندوه (كه مي دانم بسياري از شما، بيشتر از من در اين غم سهم داريد و من به شما در اين حرمت داري و تعزيت، اقتدا مي كنم) بگوييد كه مهدي رفيقي نيمه راه و حتي همسفري قاطع ِ طريق بود.

من آمدم. من در روز 28 تيرماه 1390( در همين سه شنبه اي كه محبوب و منفورمان است. در همين سه‌شنبه‌اي كه عامل ِاحيا و ممات مان است) آمدم تا به شما بگويم كه دامانم-لااقل- از الصاق اين تهمت تهي بايد باشد. درست است كه من همچون موسي، قبيله ام را به هواي طور سينا و تمناي نوايي كه از آن مي آمد (و حالا فهميده ام كه كم هياهو هم نبود و نيست) رها كردم و اين وبلاگ، در نتيجه‌ي آن هجرت بي پدر شد و يتيم ماند و گوساله‌هاي سامري ِننوشتن و بي تعهدي و فراموشي جايگزين ِحضورم شد؛ اما اين مرگ، اين مرگ ِخسروي، آنقدر زنده ساز و حيات آور است كه دامن ِسكوت را مجروح، و شكيبايي در ننوشتن را ناممكن كرد.

من آمدم به نوشتن. البته به تك نگاري. آنهم بعد از ده ماه ننوشتن. و قسم مي خورم تنها عاملي كه باعث ِاين رجعت ِموقت شد، همين محض ِنوشتن درباره كه نه، بلكه پيرامون ِاو، و يادآوري و زنده نگه داشتن خاطره هايمان با خسرو شكيبايي بود. و از شما هم ممنونم كه عليرغم ِقوم ِايرادگير ِ بني اسرائيل، اجازه و فرصت ِ اين هجرت را به پيام‌برتان داديد و گذاشتيد كه پي زندگي اش برود. و حالا با نفخ ِصور ِاسرافيل ِ اين سالگرد، كه مردگاني چون من را حيات مي بخشد، برگشته ام تا از مَرد ِمُرده اي كه از بسياري زنده گان ِبه ظاهر- در عرصه‌ي هنر نمايشي- زنده تر است بنويسم.  

و شما هم دليل ِموجهي براي اين تك نگاري بوديد؛ شمايي كه تك تك تان را در تمام ِاين مدت ِ دوري از وبلاگ فراموش نكردم و مشتاقانه و گاه حتي به نام، يادتان مي كردم. برايتان دعا مي كردم. چرا كه جدا از بحث محبت و ارادتي كه نسبت به مخاطبانم دارم، اين من هستم كه منت ِ شما را مي كشم تا اخبار، نوشته‌ها و دلنوشته‌هايم را بخوانيد. (حالا اينكه چرا ديگر نوشته نمي شود، بماند). با شمايي هستم كه مي‌دانم به شدت با من و خيل ِبيشمار ِعاشقان و دوستداران ِاين سمت ِملكوتي ِسينماي ايران- كه اصيل است و بي بديل- همگريه و هم افق هستيد و بعد از سه سال از درگذشت اش، همچنان و هميشه او را به دست فراموشي نخواهيم سپرد.

***

تصاوير طراحي شده توسط وبلاگ خبري؛ از سابقه تقديم به شما

 

براي ديدن تصاوير بيشتر به آرشيو وبلاگ رجوع كنيد

***

*

و حالا در اين سطور پاياني، نمي دانم كه آيا مي شود و آيا بايد زماني را براي نوشتني دوباره مشخص كنم يا نه!؟. برخي دوستان در كامنت‌ها نوشته اند كه اگر كاملاً رفته اي، يك نوشته‌ي خداحافظي بنويس كه نبودنت را ديگر باور كنيم. و من مي ترسم. و من از نوشته‌ي پاياني و من از خداحافظي مي ترسم. چرا كه اين وبلاگ زنده است، تا وقتي كه خسرو شكيبايي زنده است. و من نمي دانم و مطمئن نيستم كه آيا 28 تيرماه سال 1391 و براي تكريم چهارمين سالگرد رحلت شكيبايي بزرگ زنده هستم يا نه!؟. بهرحال اگر بودم كه هيچ، ولي اگر نبودم، از من به شما وصيت كه هر كجا و در هر موقعيتي كه بوديد، ياد او را زنده نگه داريد. دست ِمن بيرون از قبر خواهد ماند، اگر همقطار اين قافله نباشيد. حق نگهدارتان.

 

براي شادي ِ روح ِمن كه زنده مرده ام

و براي شادي روح ِ خسرو شكيبايي كه مرده زنده است

صلوات

|+| نوشته شده توسط ... برای ترانه عليدوستی در دوشنبه 27 تیر1390 و ساعت 18:4 |
چهاردهمین جشن خانه سینمای ایران

***


 

ترانه علیدوستی و جشن چهاردهم خانه سینما

جشن ِعمیق و تلخ

 

« من عضو خانه سینما هستم »

 

چهاردهمین جشن خانه سینما امسال در روز 25 شهریور ماه در حالی برگزار شد که دوره ی پیش به علت همزمانی با وقایع سال 88 به صورت غیر رقابتی و از جهت خالی نبودن عریضه تشکیل شد.  در سال جاری نیز بغض سینماگران از سال ِپیش و همچنین اتفاقاتی که در امور صنفی خانه سینما بین اتحادیه تهیه کنندگان و ... به وجود آمد، باعث شده بود که فضایی به نسبت عصبی در  جریان باشد. فساد فرهنگی در سینما، نامناسب بودن سیستم اکران فیلم ها، عدم حمایت دولتی از آثار فرهنگی و  از آن سمت دخالت نومدن دولت در امور صنفی و بسیاری موارد دیگر باعث اعتراض سینماگران بود.

سخنان بانو رخشان بنی اعتماد، هوشنگ گلمکانی و اصغر فرهادی و همچنین بیانیه ی فرهاد توحیدی دبیر چهاردهمین جشن خانه سینما و انتقاد ِناشیانه ی جهانگیر کوثری، همگی نشان از اعتراض و عصبیت جاری در میان هنرمندان است. و سخنان همیشه رهنما و آرامبخش رسول صدرعاملی نیز که جشن چهاردهم را موقعیت ساز و مهم ارزیابی کرد نیز، وجهه ی کامل تری به جشن!چهاردهم خانه سینما داد تا دبیر وبلاگ خبری ترانه علیدوستی،علیرغم ِهمه ی خنده ها و تبسم ها، تیتر«جشن ِعمیق و تلخ» را برای یکصد و هشتاد و هفتمین یادداشتش برگزیند.

 

یادداشتی که به زودی خواهید خواند که آخرین یادداشت وبلاگ خبری ست و به تناوب تکمیل خواهد شد.

در مرحله ی اول این یادداشت، لینک های خبری و لیست جوایز را خواهیم خواند و سپس گزارش وبلاگ خبری از جشن خانه سینما با حضور ترانه علیدوستی و سپس فیلم های اختصاصی این وبلاگ که شامل صحنه ی برخی از جایزه گرفتن ها می باشد. بعد از مدتها بدقولی نیز، آلبوم تصاویر فیلم «انتهای خیابان هشتم» ارائه خواهد شد. 

*

 

ششْ نشان ِشایستگی برای «درباره الی...»

اصغر فرهادی، هایده صفی یاری، شهاب حسینی، مریلا زارعی، صابر ابر

 

  *  فهرست کامل جوایز جشن چهاردهم خانه سینمای ایران :

- دیپلم افتخار بهترین فیلم اول: مجید برزگر برای فیلم «فصل باران‌های موسمی»

- تندیس بهترین عكس: مهدی دلخواسته برای فیلم «یك گزارش واقعی»

- تندیس بهترین صداگذاری: محسن روشن برای فیلم «كودك و فرشته»

- تندیس بهترین صدابرداری: محمود سماك‌باشی برای فیلم «وقتی همه خوابیم»

- تندیس بهترین جلوه‌های ویژه: محسن روزبهانی برای فیلم «شب واقعه»

- تندیس بهترین جلوه‌های بصری: لئولو برای فیلم‌ «ملك سلیمان»

- تندیس بهترین چهره‌پردازی: سودابه خسروری برای فیلم «شبانه روز»

- تندیس بهترین طراحی لباس: عبدالحمید قدیریان برای فیلم «ملك سلیمان»

- تندیس بهترین طراحی صحنه: عبدالحمید قدیریان برای فیلم «ملك سلیمان»

- تندیس بهترین موسیقی متن: محمدرضا علیقلی برای فیلم «عصر روز دهم»

- تندیس بهترین تدوین: هایده صفی‌یاری برای فیلم «درباره الی...»

- تندیس بهترین مدیر فیلمبرداری: حمید خضوئی‌ابیانه برای فیلم «ملك سلیمان»

- تندیس بهترین بازیگر نقش مكمل مرد: صابر ابر برای فیلم «درباره الی...»

- تندیس بهترین بازیگر نقش مكمل زن: مریلا زارعی برای فیلم «درباره الی...»

- تندیس بهترین بازیگر مرد نقش اول: شهاب حسینی

 برای دو فیلم «درباره الی...» و «پرسه در مه»

- تندیس بهترین بازیگر زن نقش اول: نگار جواهریان برای فیلم «طلا و مس»

- تندیس بهترین فیلمنامه: جلیل سامان برای فیلم «وقت بودن» (زندگی)

- تندیس بهترین كارگردانی: اصغر فرهادی برای فیلم «درباره الی...»

- تندیس بهترین فیلم: «درباره الی» به محمودرضوی و اصغر فرهادی

 

  *  گزارش جشن خانه سینما از خبرگزاری ها

* برترین‌های چهاردهمین جشن سینمای ایران معرفی شدند. فارس

* اعلام برگزیدگان صنوف سینمایی/«درباره الی...» بهترین شد. مهر

* از حاشیه و متن چهاردهمین جشن خانه سینما. ایسنا و مهر و خبر و فارس! و ایلنا

* گزارش ایلنا از جشن خانه سینما . 1 و 2

* بیاینه متفاوت دبیر چهاردهمین جشن سینما ایران. خبر

* گزارش تصویری ایسنا 1 و 2 / ، مهر1 و 2 / و فارس

و...

* مرور برگزیدههای 12 دوره جشن سینمای ایران. لینک

* جدول برگزیدگان 12 دوره جشن سینمای ایران.لینک


از جشن ِ14 ِ خانه سینما

بچه های خیابان هشتم ( ترانه، بهداد، ابر)

 

* و...

 


مهرماه 89 فیلمی از ترانه علیدوستی اکران خواهد شد

پارمیدا نصیری ... و

«هر چه خدا بخواهد» در گروه سینمایی قدس

 

»»»

از وبلاگ خبری ترانه علیدوستی درباره پارمیدا و نیلوفر بخوانید :

به ونداد طاهری (حامد کمیلی) اطلاع می دهند که پدرش در جزیره کیش فوت کرده است.همزمان به پارمیدا نصیری (ترانه علیدوستی) هم اطلاع می دهند که مادرش در جزیره کیش دچار سانحه شده و مرده است.

حال این دو برای شناسایی و بردن اجساد پدر و مادرشان به جزیره کیش آمده اند.در کیش متوجه می شوند که اصلا اجسادی برای دیدن و بردن وجود ندارد چون آنها در دریا دچار سانحه شده اند و هنوز اجسادشان در آب است و پیدا نشده. آنها تا پیدا شدن اجساد باید در جزیره بمانند. از طرفی برادر ونداد ، ایمان و دایی پارمیدا آقای دلگشا برای کمک حال آنها به جزیره می آیند که این باعث حوادث تازه ای می شود.

 

*

قرارداد اکران فیلم هر چه خدا بخواهد به کارگردانی نوید میهن دوست و تهیه کنندگی پرویز شهبازی در جلسه دوشنبه 22 شهریور ماه در شورای صنفی نمایش ثبت شد. «هرچه خدا بخواهد» قراراست که بعد از فیلم سینمایی یک جیب پر پول( که هم اکنون در حال اکران است) در گروه سینمایی قدس به نمایش درآید.

 

ــــــــــــ»»»»»

و... حالا

80 درصد از فیلمبرداری «انتهای خیابان هشتم» به پایان رسید. لینک

به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی فیلم؛ فیلمبرداری این فیلم همراه با بازیگران اصلی مثل صابر ابر، حامد بهداد و ترانه علیدوستی هم‌چنان در لوكیشن‌های اصلی ادامه دارد. این درحالی است كه با گذراندن این مرحله از فیلم، بازی بازیگرانی مثل بیتا بیگی و مهدی ماهانی مقابل دوربین تمام شده.

انتهای خیابان هشتم، همزمان توسط گروه تدوینِ مهدی حسینی‌وند در حال مونتاژ است تا برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده شود.

در خلاصه داستان این فیلم كه در ژانر اجتماعی ساخته می‌شود آمده است: « نیلوفر و خانواده‌اش باید ظرف 3 روز مبلغ سنگینی را جور كند، اما هرچه زمان می‌گذرد، نیلوفر متوجه می‌شود كه سرنوشت دیگری پیش روی اوست. در این بین اتفاقاتی می‌افتد و...».


 

   *  آخرین اخبار تا 31 شهریور 89

پس از اتمام ِنقش ِحامد بهداد

انتهای خیابان هشتم، اوائل مهر ماه به پایان می رسد

 

ایلنا: بازی حامد بهداد در فیلم سینمایی انتهای خیابان هشتم به كارگردانی علیرضا امینی به پایان رسید. با اتمام بازی این بازیگر، این فیلم سینمایی به آخرین روزهای فیلمبرداری خود نزدیك شد.

به گزارش ایلنا به نقل ازروابط عمومی فیلم؛ فیلمبرداری انتهای خیابان هشتم همراه با بازیگران اصلی مثل صابر ابر، حامد بهداد و ترانه علیدوستی از 27 مرداد ماه آغاز شد و تا چند روز آینده در تهران تمام خواهد شد. گروه فیلمبرداری همراه با ترانه علیدوستی و صابر ابر كار را در لوكیشنی واقع در خیابان زعفرانیه ادامه می‌دهند.

 

در خلاصه داستان این فیلم كه در ژانر اجتماعی ساخته می‌شود آمده است: «نیلوفر و خانواده‌اش باید ظرف 3 روز مبلغ سنگینی را جور كند، اما هرچه زمان می‌گذرد، نیلوفر متوجه می‌شود كه سرنوشت دیگری پیش روی اوست. در این بین اتفاقاتی می‌افتد و... .»

ترانه علیدوستی، صابر ابر، حامد بهداد، محمدرضا غفاری، مهدی ماهانی، بیتا بیگی، خسرو شهراز، احسان عیوض‌نژاد، اولدوز منصور، رضا دهقانی‌سامانی، محمد همایون‌‌پور و الهه حصاری بازیگران «انتهای خیابان هشتم» هستند.

* خبرگزاری مهر پایان فیلمبرداری را روز اول مهر ماه اعلام کرده است. لینک


 

گزارشی از پشت صحنه فیلم «انتهای خیابان هشتم»

مصاحبه با بهداد و ابر و ساداتیان

منبع : سایت سینما روز

متن کامل این گزارش را می توانید در یادداشت پیشین نیز بخوانید

 


 

پروانه ساخت فیلم جدید اصغر فرهادی لغو شد

 

* منابع آگاه می گویند دلیل ِ لغو پروانه ساخت فیلم«جدایی نادر از سیمین» پس از گذشتن ِ بیش از 20 درصد از فیلمبرداری آن، به خاطر صحبت هایی بود که اصغر فرهادی در هنگام دریافت نشان خانه سینما مطرح کرد. تا سحرگاه شنبه می توانید فیلم صحبت های اصغر فرهادی را از این وبلاگ دریافت کنید.

 

* سابقه ی خبر : اولین‌ عكس‌های «جدایی نادر از سیمین» منتشر شد/ اصغر فرهادی 20 درصد از جدیدترین ساخته‌اش را جلوی دوربین برد. ایسنا و ایلنا

* خبر : پروانه ساخت فیلم «جدایی نادر و سیمین» لغو شد. فارس

* سجادپور: درباره لغو پروانه ساخت فیلم فرهادی اظهار نظر نمی کنم. لینک

 

حواشی ِارسال ِامسال ِ فیلم ِایرانی به مراسم اسکار

«درباره الی...» معرفی نشد

 

/ بدرود بغداد» پیش از اكران عمومی اسكاری شد / تاریخ‌نگاری چگونگی معرفی نماینده‌ی سینمای ایران به اسكار. لینک

/ مرور حضور سینمای ایران در اسكار/ از دایره‌ی مینا تا بدرود بغداد. لینک

/ منوچهر محمدی:غیابا تشكر قلبی خود را از عدم انتخاب «طلا و مس» اعلام می‌كنم. لینک

/ همایون اسعدیان : كاش فرآیند به ظاهر قانونمند فیلم به اسكار معرفی می‌شد. لینک

/ علی معلم : به نظر می‌رسد دوستان مقررات اسكار را نمی‌دانند؟!. لینک

/ سجادپور در پی معرفی فیلم «بدرود بغداد» به اسكار: دلخوری‌های موجود طبیعی است/ توجه به تم ضد اشغال، شانس «بدرود بغداد» را در اسكار بیشتر می‌كند. لینک

 

و... متفرقه بخوانید :

* با بازی پسیانی، آهنگرانی و .../ پیام دهكردی نمایش «متولد 1361» را به تماشاخانه‌ی ایرانشهر می‌برد. لینک

* با حضور شجریان، شفیعی كدكنی و سیمین بهبهانی؛ بزرگداشت مشكاتیان برگزار شد. لینک

* یاد و خاطر پرویز مشکاتیان زنده شد/ صدای مشکاتیان بلندتر شده است. لینک

* ناگفته‌های اردوان كامكار از «سنتوری»: حاضر نیستم من ساز بزنم و چاووشی بخواند. لینک

* نگاه و صدایت، مادرانه‌ترین هنرهاست/ بازیگران به عیادت «مهری ودادیان» رفتند. / به خواهرمان ترانه علیدوستی وصیت می کنیم که علیرغم همه ی محذوریت ها، مشکلات و گرفتاری هایی که می دانیم به درستی دارد، در بین برنامه های خود، عیادت از اینگونه بیماران سینمایی و شرکت در مراسم ترحیم را نیز در نظر بگیرد. . لینک

 


عافیتْ طلبی ِفردی، فدای راه ِرستگاری ِجمعی

 

جشن ِترک ِاعتیاد

و اشتیاق و مرارت های شکوهمند ِیک هنرمند ِخودآگاه

 

در کلیپی که می توانید دانلود کنید، تلفیقی از میلاد و داریوش اقبالی و محسن چاووشی و سنتوری ست.

میلادها و محسن ها همیشه در اضطراب و پرهیزگاری از اعتیاد باید باشند، اما روایت ِداریوش و علی سنتوری فرق می کند. داریوش اقبالی ها و علی بلورچی ها به خاطر تسلط ِسرمایه به فرهنگ ( داریوش به خاطر فضای ایجاد شده توسط اشرف پهلوی ِملعون) معتاد شدند، اما بعد غیر از اینکه خودشان همت به خرج داده و با پرهیز و رهایی از تمام چیزهایی که آنها را به یاد چاله ای در زندگی شان می انداخت، بلکه توانستند طرح نویی دراندازند.

علی بلورچی یک قصه است، یک شخصیت که زائیده ی ذهن ِنویسنده اش است. اما نمی شود وجود آنها را در جامعه و تلاشی که برخی هایشان با شوق برای درمان ِمهمانان آن آسایشگاه انجام می دهند را نادیده گرفت.

اما دیدنی ترش، حضور و تجلی هنرمندی ست که با تلاش واقعی و راستینش، و به خاطر شوق ِزندگی و التزام به تعهد و تاثیری که می داند روی اذهان علاقمندانش دارد، از اعتیاد رها می شود و جشن ِده سالگی ِسلامت می گیرد.

و سپس در یکی از زیباترین قاب ها و تابلوهای هستی، به روی سن و در حضور هزاران تماشاگر مشتاق ( که برخی شبه هنرمندان به اشتباه و خیانت، تصور می کنند که تنها باید محل جولانگاه آنها باشد ) گروهی از جوانانی را که تحت کمک و امداد این ابرهنرمند، موفق به ادامه ی حیات! شده اند را به صحنه دعوت می کند تا... . این حدیث را خود برای تاثیرگذاری مثبت بر دیگران بخوانیم و درس بیاموزیم. حتی اگر یک خط .

»»» دانلود کلیپ زیبای داریوش و سنتوری

»»» دانلود صوت ویژه از فیلم سنتوری، تدوین وبلاگ خبری


 

در آستانه ی تلخی ِبی پایان

و برای تحقق ِیک پایان ِشیرین برای این رسانه

 از جشن خانه سینما فقط در این وبلاگ ببیند :

 

  سبد هدایای وبلاگ خبری ترانه علیدوستی

از چهاردهمین جشن خانه سینما

 

»»»» فیلم با کیفیت متوسط و خوب و آلبوم ِکامل ِعکس

 از حضور ترانه علیدوستی در جشن چهاردهم

»»»» انتقاد از ترانه علیدوستی و یک تریبون ِتلف شده

»»»» دانلود فیلم کامل صحبت های اصغر فرهادی

»»»» دانلود فیلم دریافت جایزه توسط شهاب حسینی و صابر ابر

 »»»» دانلود فیلم دریافت همه ی جوایز( نگار جواهریان و... ) از برنامه هفت

»»»» دانلود فیلم حاشیه ی تصویری جشن از برنامه هفت

»»»» فایل صوتی مصاحبه برنامه هفت با شهاب حسینی و مریلا زارعی

و...

»»»» آلبوم کامل تصاویر فیلم «انتهای خیابان هشتم»

 

شرح ِمربوط به هر یک از سطرهای فوق به زودی نوشته خواهد شد.

 فایل ها از عصر جمعه قابل دریافت شده است.


 

  *  آخرین اخبار؛ به ترتیب از اول مهرماه تا...

* شمقدری: لغو پروانه ساخت فیلم «فرهادی» به‌خاطر حرف‌هایش در جشن سینماست. لینک

* فروش «هامون» فوق‌العاده است/ «باشو غریبه كوچك» فیلم آینده اكران آثار مطرح دهه 60 . لینک

* فیلمبرداری «جدایی نادر از سیمین» متوقف شد.لینک + سایت فیلم

* خسرو شکیبایی و تئاتر آژانس شیشه ای و جشنواره دفاع مقدس. متن و حاشیه

* سه شنبه 4 مهرماه  فیلمبرداری «انتهای خیابان هشتم» تمام شد. لینک

/ ماهنامه سینمایی فیلم را با طرح جلدی از ترانه علیدوستی در فیلم هر چه خدا بخواهد و گزارش های ویژه ای از دو فیلم انتهای خیابان هشتم و جدایی نادر از سیمین تهیه نمایید. /

* هر چه خدا بخواهد از 14 مهرماه می آید. لینک و عکس های سایت سینمای ما

* سجادپور: همچنان درباره‌ی «جدایی نادر از سیمین» اظهار نظر نمی‌كنم. لینک

* توحیدی: مقرر شد با انصراف فرهادی از تهیه‌كنندگی، فیلمبرداری «جدایی نادر از سیمین» ادامه پیدا كند.لینک

* هشدار انجمن سینماداران برای ریزش مخاطب در سینما/ «مشكل سینمای ما عمیق‌تر از كمبود سالن، افزایش بهای بلیت و... است» . لینک

* ادامه ساخت فیلم اصغر فرهادی بسته به نظر جواد شمقدری است. لینک

* دلایل لغو مجوز را فقط به تهیه کننده می گویم. لینک

* بیانیه هواداران محسن چاووشی در جواب به اردوان کامکار. لینک

* علیرضا امینی سخنگوی كانون‌كارگردانان سینما شد. لینک

* بیانیه جواد شمقدری در مورد جشن خانه سینما. لینک

* پرسش و پاسخ ایسنا با اصغر فرهادی درمورد مسائل اخیر. لینک

* فرهاد توحیدی: توافق شده بود مشکل فرهادی حل شود اما نشد. لینک

* متن كامل نامه استعفای كرم‌پور، پرتوی و سهیلی از كانون كارگردانان؛ كانون كارگردانان تنها شبحی‌ست از آنی كه باید باشد. لینک

* رئیس كانون كارگردانان در گفتگو با ایلنا؛علیه شورای مركزی كانون كارگردانان كودتا شده است. لینک

* گزارش ایسنا از تابستان سپری شده‌ی سینما. لینک

...

و

نوشتار تازه یspotlight در مورد حق و حقیقت و...

* عکس های سایت سینمای ما از «هرچه خدا بخواهد»

 

|+| نوشته شده توسط ... برای ترانه عليدوستی در جمعه 26 شهریور1389 و ساعت 13:44 |